گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره صد و چهارم


بیا ای بهترین درمان قلبم

مداوا کن غم پنهان قلبم

قسم بر خالق دل های عاشق

تو هستی اخرین سلطان قلبم

 

بیهوده انتظار تو را دارم

دانم دگر تو باز نخواهی گشت

هر چند اینجا بهشت شاد خدایان است

بی تو برای من این سرزمین غم زده زندان است

 

در معبد چشمانت من شمع شب افروزم

تا لحظه دیدارت می سازم و می سوزم

 

چشمای نازتو واکن

حیف اشکات که بریزه

بگو عشقمون همیشه

واسه خاطرت عزیزه

 

گفتی دوستت دارم

و من به خیابان رفتم

فضای اتاق برای پرواز کافی نبود

 

همیشه در عجب بودم که چرا در جاده عشق

پا به پایم نمی آمدی

حتی وقتی آهسته و پیوسته میرفتم

امروز فهمیدم ریگی که در کفشت بود تو را می آزرد

 

تازگی بیقرارم انگاری ورقم قصد کرده برگردد

وعده وصل چون شود نزدیک آتش عشق تیز تر گردد

 

ای کاش می دانستم دنیایش چقدر کوچک بود

وقتی که بهم گفت : به اندازه دنیا دوست دارم

 

زیبایی به صورت نیست به صیرته

و این تنها مسله ای بود که تو قادر به حلش نبودی

 

زندگی جاییست که باید با یار در ان زیست

و اگر بی یار باشی تو هو در این زندگی هیچ می شوی

 

اعتراف کن عاشقانه های مرا بیشتر دوست داری

اخر من برای انها تمام احساسم را خمیر مایه کردم

 

بوی فراموشی گرفته ام

رنگ تنهایی

دل شکستگی

بغض و خاموشی

چیزی نیست تاریخ مصرفم برایش گذشته است

 

آدما خیلی نمیتونن از هم دور باشن

بالاخره یه چیزی جا میمونه که مجبورن برگردن

سعی نکن از من دورشی

دلت اینجاست و یکی دوستت داره

 

قبول داری وقتی منتظرشی

هر باری که صفحه گوشیت روشن می شه قلبت می ریزه ؟

 

کچل شدم

چیزی ندیدم

چه شد ان دنیایی را که میگفتی خراب میکنی

اگر یک تار مویم کم شود؟

 

خدایا آسمانت چه مزه ایست؟

من تا به حال فقط زمین خورده ام

 

چه حماقتی

مرا یاد نمی کند و من باز می خواهمش

چه غرور بی غیرتی دارم من

 

آرزو دارم بهاران مال تو

شاخه های یاس خندان مال تو

گرچه درویشان تهی دستند ولی

ساده بودن های باران مال تو

 

دعا کردم تو تنها مال من شی

تو تعبیر قشنگ فال من شی

دعا کردم بدونی چشم به راتم

هنوز دلبسته بغض صداتم

اگه بازم دلت با دیگرونه

چشات دنبال از ما بهترونه

بزار با یاد تو دلخوش بمونم

فقط دلتنگیات با من بمونه

 

درون دلی که پیدا نیست

پر از زندان و زندانیست

تو را محکوم دل کردم

نمیدانم دلیلش چیست

سبب شاید همین باشد

بدون تو نباید زیست

 

تنهایی ات را از تو گرفتم

در خنده هایم شریکت کردم

نگفته بودی بازرگان عشقی

من از کجا می دانستم سود من تنهاییست

 

سلام به اون اهل دلی که بی ریا و باصفاست

قلب پر از محبتش همیشه با یاد خداست

دور باشه از وجودتون هرچی غم و هرچی بلاست

گفتم سلامی عرض کنم نگی فلانی بی وفاست

 

خدایا خیلیا دلمو شکستن

شب بیا با هم بریم سراغشون

من نشونت میدم تو ببخششون!

 

ندارم من نظر جز بر نگاهت

ندارم من طلب جز روی ماهت

ندارم من دلی جز عاشق تو

نباشم من دمی جز در پناهت

 

بر لب دریای حسرت خانه ای دارم قدیمی

از تمام دار دنیا دوست دارم صمیمی

گاه و بیگاه یادی از ما میکند

با مرامش شرمسارم میکند

 

چشم بر هم ننهاده گردش دوران گذشت

بهر یک کَس سخت و بهر دیگری آسان گذشت

روزگاری خواهد آمد با خودت نجوا کنی

یاد باد آن روزگارانی که با یاران گذشت

 

طالع بخت مرا هیچکسی یار نبود

پشت من را بخدا ذره ای دیوار نبود

همه از پشت زدند بر کمرم خنجر را

جاده شانس من از کودکی هموار نبود

 

میگویند شکستنی رفع بلاست

ای “دل” تحمل کن شاید حکمتیست !

 

هنوز برایت می نویسم

درست شبیه پسرکی نابینا که

هر روز برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریزد

 

من به زنجیر وفای تو اسیرم چه کنم

گر نیایی به خدا بی تو میمیرم چه کنم

در هوای غم عشق تو ز خود بی خبرم

که به عشق تو محتاج و فقیرم چه کنم

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره صد و سوم


تا عشق تو آمد در قلبم ، تو رفتی

 تا آمدم بگویم نرو ، رفته بودی

 تا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم …

 

شنیــده بودم که “خاک سرد است”

ایـــن روزها اما انگار آنقـــدر هوا ســـرد است،

که زنــده زنــده فراموش می کنیــم یکدیگـــر را

 

فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود

از همان آب هایی که می پرد توی گلو و سالها سرفه میکنیم !

 

هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن …

به هر حال دارم فراموش می کنم فراموش شدنم را …

 

ماههاست فراموشش کرده ام ؛

خاطراتش را هم … !

ولی نمی دانم دستانم چرا هنوز به نوشتن نامش

ذوق میکنند !

 

واژه ها حرف ها و کلام ها در گذر زمان میآییند و میـــــــــرونند

اما خاطره خوش باهم بودن هستـــــــ که میماند

 افتخاریستـــــــ در کنار شما بودن حتی اگر فراموش شدم …

 

برسنگ مزارم بنویسید آشفته دلی خفته دراین خلوت خاموش …

او زاده ی غــم بـود کـه از خــاطــر دوستـــان گشــت فراموش …

 

“خاموشی” بهانه است…

مشترک مورِد نظر، “فراموشی” دارد!

 

تمام سپاس من از کسی است که به من نیاز نداشت؛ اما فراموشم نکرد…

 

بـه خـــــودم قــول میدهـــــم کــــه فــــــــراموشــــت کـــــــنم

وقـــتی صـــبــح میشـــــــود تــو را کـه نـه …

 ولــــــی !

 قــــــــولم را فـــــــرامـــوش میکـــــــنم !!!

 

اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است !

اینجا گم که مى شوى به جاى اینکه دنبالت بگردند ، فراموشت مى کنند …

 

ما بخار شیشه ایم ؛ نازمون کنی اشکمون در میاد چه برسه فراموشمون کنی !

 

خاطره تنها مدرکی است که فراموشی را محکوم می کند ، پس بمان در خاطرم !

 

تنها یک برگ مانده بود …

درخت گفت : منتظرت میمانم !

برگ گفت : تا بهار خداحافظ !

بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود …

 

نامت را

خاطراتت را

بوسه هایت را

و لمس حس بودنت را

همه و همه را به دست سرد باد سپردم

یادم تو را فراموش…

 

برایـ ـــم مهم نیسـ ـــت چه میشـــود؛

به همــــه ی باورهـ ـــایم سوگنـ ـــد

هیچ چیـ ـــزی برایــ ــم مهـ ـــم نیسـ ــت!

فراموشـ ــت نمیکنـ ـــم

یک کـ ـــلام

و این یعنـ ـــی

 نهایـ ـــت خوشـ ــبختی!!

 

خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم

فرامــــــوش . . .

یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : یادمه

 

در عرض یک دقیقه می شه یک نفر رو خرد کرد

در یک ساعت می شه یک نفر رو دوست داشت

و در یک روز فقط یک روز می شه عاشق شد

ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد . . .

 

فراموش کردن تو هنر میخواهد و من بی هنرترین انسانم

 

فراموش کردنت کار سختی نیست !!!

کافی است دراز بکشم ، چشم هایم را ببندم و برای همیشه … بمیرم !

 

وقتى که میگى :

“دیگه برای همیشه فراموشش کردى”

و هیچ احتیاجى بهش ندارى و تمام بد و بیراه های دنیا رو نصیبش میکنى …

دقیقا همون زمانیه که :

بیشتر از همیشه دلت براش تنگ شده …

 

می خوآهی بـــــــروی؟

بـَهآنه می خــــــواهی؟

بگذار مـَن بهانه رآ  دستت بدهم

برو و هر کس پرسید چــــــــــــرآ

بگو :   لجــــــوج بود , همیشـــــه سـَرسختآنه عآشــــــقم بود

بگو :  فـَریآد می کرد , همه جآ فریـاد می کرد که مرآ می خوآهد

 

یـــه حرفهائیــم هســت توی زندگـــی کـه فقط میتونی به دیــوار اتاقــت بگــی !

 

ما گول خوردیم وقتی گفتند “سلام سلامتی می آورد” ؛

ما از همان روز که به عشق گفتیم “سلام” تا به امروز تب کرده ایم !

چه سلامی ؟ چه علیکی ؟ ما جوابی هم از عشق نگرفتیم …

 

در شهری که بوی عید نیست …

چه فایده …

جوانه ی درختان …

نور خورشید …

لباس نو …

من تنها با تو عید را می خواستم …

 

ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﮕﻴﺮی ﺑﻴﺎیی ﻭ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎی ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ کنی ؟

ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺍی ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﻟﻢ یک ﺭﻭﺯ ﺁﻓﺘﺎبی بکشی ﻛﻪ ﻧﻮﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺗﺎ ﻣﻴﺎﻧﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ …

راستی ﻣﻦ ﺭﻭی ﺻﻮﺭﺗﻢ ﻫﻢ یک ﺧﻨﺪﻩ می ﺧﻮﺍﻫﻢ ، ﻧﺮﺥ ﺧﻨﺪﻩ ﻛﻪ ﮔﺮﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ؟

 

گراهام بـــل عــــزیز!

تلفنی که زنـــگ نمی خورد که نیـــازی به اخــــتراع نداشت!!

حوصـــله ات ســـر رفته بود،

چــــسب قلـــــب اختراع می کردی

می چسباندیم روی ایـــن ترک های قلب صاحب مـــــرده مان

و غصـــه زنـــگ نخوردن تلفـــــنی که اختراعش نکرده ای را نمی خوردیم!

 

وقتی نیست نباید اشک بریزی

باید بگذاری بغض ها روی هم جمع شوند و جمع شوند

تا کوه شوند ، تا سخت شوند ،

همین ها تو را میسازد

سنگت می کند درست مثل خودش !

باید یادت باشد حالا که نیست

اشکهایت را ندهی هرکسی پاک کند …میدانی؟

آخر هرکسی لیاقت تو و اشکهایت را ندارد

 

می دونی

باید بفهمی وقتی دلت می گیره …

تنهایی !

باید یاد بگیری از هیچ کس توقع نداشته باشی !

باید عادت کنی که با کسی درددل نکنی !

باید درک کنی که هر کس مشکلات خودشو داره !

باید بفهمی وقتی

ناراحتی …

دلتنگی …

یا بی حوصله ای …

هیچ کس حوصله ی تو رو نداره !

دیگه باید فهمیده باشی همه رفیقِ وقتای خوشی اند !

 

مـے ترسم از نبوבنت و از بوבنت بیشتر…!

نـבاشتنت ویرانم میڪنـב وבاشتنت متوقفم…!

 وقتـے نیستـے ڪسـے را نمـے خواهم و وقتـے هستے تورا میخواهم..!

 رنگهایم بے تو سیاه است وבر ڪنارت خاڪسترے ام…!

 خـבاحافظے ات به جنونم میکشـב و سلامت به پریشانے ام…!

 بے تو בلتنگم وباتو بیقرار…

 بے توخسته ام وباتو בر فرار…!

 בرخیال مــלּ بمان… از ڪنار مــלּ برو…!!

 مــלּ خو گرفته ام به نبوבنت…!

 از سڪوتم بترس …

 وقتی ڪـﮧ ساڪـــت می شوم ….

 لابـב همـﮧ ے בرב בل هایم را بـرבه ام پیش خـــבا … !

 

ﺩﯾـﺪﻩ ﺍﯼ ﺷــﯿﺸــﻪ ﻫـﺎﯼ ﺍﺗـﻮﻣﺒــﯿﻞ ﺭﺍ ﻭﻗـﺘـﯽ ﺿﺮﺑــﻪ ﺍﯼ ﻣــﯽ ﺧـﻮﺭﻧـﺪ ﻭ ﻣـﯽ ﺷـﮑﻨـﻨـﺪ !؟

ﺩﯾــﺪﻩ ﺍﯼ ﺷـﯿﺸــﻪ ﺧــﺮﺩ ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ

ﻭﻟــﯽ ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧﻤــﯽ ﭘﺎﺷــﺪ !؟

ﺍﯾـــﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﻫﻤـــﺎﻥ ﺷــﯿﺸــﻪ ﺍﻡ ؛

ﺧــﺮﺩ ﻭ ﺗــﮑـﻪ ﺗــﮑــﻪ ،

ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧـﻤـــﯽ ﭘــﺎﺷـﻢ ﻭﻟـــﯽ ﺷــﮑـﺴﺘـــﻪ ﺍﻡ . . .

 

حــال و روز زنــدگــی مـن را ،

وقـتــی نبـاشـی یــک کـلمه تــوصیــف می کنــد

الـفـــاتحه…

 

گاهی بی صدا نگاهت میکنم …

مرا ببخش برای این نگاه های پنهانی ،

شاید اگر بغضم فرو نشیند

صدایت کنم …

 

او هـــــم آدم اســـــت

اگر دوســـــتت دارم هایت را نشـــــنیده گرفت

غـــــصـــــه نـــــخور

اگـــــر رفـــــت گـــــریـــــه نـــــکـــــن

یـک روز چــشــم های یک نــفـــر عاشــقــش میکند

یک روز معــــنی کــــم محــــلی را مــــیفهمد

یک روز شکــــستن را درک مــــیکند

آن روز میـــــفهـــــمـــــد کـــــه

آه هایی کـــــه کشـــــیدی از ته قلبـــــت بوده . . .

 

بهش گفتم دیگه نمی خوامت !

خندید و رفت !

تازه فهمیدم شوخی من حرف دلش بود . . .

 

حالا که رفتهــ ای،

ساعتهــــا به این می اندیشم

که چرا زنــــده ام هنـــوز؟

مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم؟

خدا یادش رفته استــــــ مرا بکشــــد،

یا تــــــو قرار استــــــ برگردی؟!

 

ست سرنوشت را …

بـایـــــــد قطــــــــع ڪـــــــرد …

او دزد ” آرزوهـــــــای ” مـن اســــــت

 

تلخ میگذرد این روزها !

که قرار است از تو …

که آرام جانمی برای دلم یک رهگذر معمولی بسازم…!

 

به پای هم پیر شدیم !

من ، و خیال تو . . .

 

دلـــم چـِـه کــودکــانــه بَهــانــه ی تــو را میگیـــرد،

امـــا تــو بـــزرگـــانــه بِــه دِل نگیـــر…

فقـــط بگــــو : کــــودکـــ استـــ، نـِـمی فهمــد…

 

ﭼﻪ ﺣﻤﺎﻗﺘﯽ . . .

ﻣﯽ ﺭﺍﻧﯽ ﺍﻡ

ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ،

ﭼﻪ ﻏﺮﻭﺭ ﺑﯽ ﻏﯿﺮﺗﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ ..

 

بــ ـی هـَــوا رَفـتــی !

بــی” نـفـس ” مـــانــدَم . . . !

 

دردنـــــآک اســـــت

دوســـــتـَش بـدآری

و گمـــــآن کنی دوســـــتـَت دآرد

حــــآل آن کـِه

او یــِگــآنه هـَســــتی تو بآشـَـد

و تـــــو

یـــِــکی از هــزآران لــــــذت او …

 

دیوانه امـ میخـوانیـد

گاهــــی که از سـر بغـضـــ

گریـــه میکنمــــ

مجنـونـمـــ میخوانیــد

ای جـــماعـــــــت!

سازهایـــتــــان را کــــوکـــــ کنـــــید

تا به هر سـازی که شــما میخواهــید برقصمــــــ…

 

یه وقتایی باید رفت…!

اونم با پای خودت…!

باید جاتُ تو زندگی بعضی ها خالی کنی…!

درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه…!

ولی بدون…

یه روزی…

یه جایی…

بد جوری یادت می افتن که دیگه خیلی دیر شده خیلی…

 

مــرا کَس بسیــار اَستــ ؛

اَفسوس !

کـﮧ בِل یکـ نـا کَس مے פֿواهَـב …!

 

هـر روز صفحه ی نیازمندیـهــا را زیر و رو میکنــم

میدانــم بالاخره

یک روز

به مــن لعنتی نیاز پــیدا میکنـــی . . .

 

شب را دوستـــ ــ ـ دارم …!

چرا که در تاریکـــ ـی ..

چهره ها مشخــــــ ـص نیست !!

و هر لحظــــــــ ـه ..

این امیـــــ ـد ..

در درونــــــ ــم ریشه می زند …

که آمده ای ..

ولی من ندیده ام!

 

نمیدانم به مسافر دل بستم

یا

مسافر شد آنکه به او دل بستم . . .

 

با کسی باش که…

وقتایی که دلت گرفته…

حوصله نداری…

ناراحتی…

حس میکنی یه دنیا غم داری…

بلد باشه شادت کنه!

راه قلبتو بلد باشه!

تنهات نذاره!

 

مدت هاست …

بی آن که باشی؛

با تو زندگی کرده ام!

تلخ تر از این؟

 

ﻫﻤــــﻮﻥ ‫‏ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ

ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ

ﻭ ﺑﻔﻬـــــــــﻤﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ

ﺍﻣـــــــﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿـــــــﺎﻡ

ﺑــــــﺎﻭﺭﮐﻦ . . .

 

تو برو ، من هم برای اینکه راحت بروی میگویم :

باشد ، برو خیالی نیست …

اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست …

 

می گویند:

خوش به حالت!

از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی…!

نمی دانند بعضی دردها

کمر خم می کنند، نه ابرو…!

 

از تو گفتن سوزش چشم می آورد و از تو نگفتن تورم گلو

بگویم یا نگویم ؟

 

هیچکس بعد هیچکس نمرده

ولی …

خیلیا بعد از خیلیا ، دیگه زندگی نکردن . . .

 

ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻌﺸﻮﻕ،

ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ .

ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏﺗﺮ ﻣﯽﺷﻮﯼ، ﺩﻭﺭﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﺪ !

ﻫﺮ ﭼﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪﺍﺵ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺑﺰﺭﮒﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﺪ،

ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺑﻨﺪﯼ، ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺶ !

ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﯽ، ﻧﯿـﺴﺖ !

ﻫﺮﮔﺎﻩ،

ﺩﯾﺪﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ،

ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ،

ﺗﺴﻠﯿﺖ ﺑﮕﻮ

 

پر از اشکم ولی میخندم به سختی

به قول فروغ که میگفت:

شهامت میخواهد سردباشی و گرم بخندی!

 

آنقدر از حادثه پرم که وقتی به خانه می رسم،

تلویزیون لم می دهد روی کاناپه تا مرا تماشا کند !

 

سخت است . . .

“او” کردنِ “تویى” که همه زندگى “من” بود !

 

آدم ها می آیند…

خودشان را نشان می دهند…

وقتی که برایت مهم نیست…

اصرار می کنند!

اصرار برای اثبات وجودشان،

برای اثبات بودنشان…

و ماندنشان!

اصرار می کنند که تو نیز باشی همراهشان…

همان آدم ها،

وقتی که پذیرفتی بودنشان را ،

ماندنشان را…

وقتی که باورشان کردی…

می روند!

به بهانه‌های پوچ!

به بی‌بهانگی!

به سادگی!

می روند…

می روند…

و تو می مانی با باوری که …!

 

پشت این چشم ها

ابرها درگیرند

و من

کنار خنده هایت می مانم

در این دقایق دلتنگی

 

فصل عوض می‌شود

جای آلو را

خرمالو می‌گیرد

جای دلتنگی را

دلتنگی

 

حــوصــله ام بـــرفــی سـت !

بــا یـک عــالــمه قنـــدیـــل ِ دلتـــنگی ،

از گــوشـه ی دلــــم آویـــــزان !

آهــــای !

کـــافــی ســت کمــی “هــا” کنــید ،

تـــا کــه “آب” شــــوم !

 

از بس که گفتم دلم تنـــگ است،

دهانـــم گشــــاد شد ! !

 

دلتنگی یعنی :

روبروی دریا ایستاده باشی و

خاطره ی یک خیابان خفه ات کنه . . .

 

ساز دلت که کوک نباشد …

فرقی نمی کند کجا باشی !

سرزمین مادری ؛ یا خانه پدری

هر دو یک رنگ دارد،

رنگ دلتنگی

 

خاک بر سرِ تمامِ این کلمات

اگر تو از میانِ تمامشان

نفهمی من دلتنگم . . . !

 

میـــــــ ـان دِلتَنگــــــی هایَــــــم باشــ ـــــــ تا فَراموشَـــ ـــت نَکُــــــنَم…

تا بــــه یاد داشـــ ـــته باشَمَـــــت…

تا بویَـــ ــــت را حِــس کُنَـــــــم…

تا بِــــــ ـدانَــــم که هَستـ ـــــی…

تَـــــــ ـمامِ دُنیـــ ــــام قَلبَــــمه…

دنیـــ ــــام باشــــ ـــه واسه تــ ـــــــو…

تا بِدانــــ ـــی میانِ ثانیــــ ـــه هایِ دِلتَنگیـــــهامـــ تــــــو وجــــــ ــــود داریــــ ـــ….

فَــقَط تـــ ــــو

 

آرام بگیر دلم …

تنگ نشو برایش …

مگر نشنیدی جمله ی آخرش را !

“چیزی بینمان نبوده”

 

وزن دار نمے گویم

قافیہِ هم نمے گذارم

بے پرده و رک مے گویم

دلتنــــــگم

 

نه توان خواستن دارم

نه توان فراموش کردن

 سهم من از تو چیست؟

فقط “دل تنگى”

 

ایـن گلــویـم را هـر از گــاهــی بــایـد ..

بتــراشمـ تــا بـرای دلتنگـی هــایــ تــازه جــا بــاز شـود ..

دلتنگــی هــایـی کــه مـی تــواننـد

آدمـ را خفــه کننــد

 

رسم ” خوب ” ها همین است

حرف آمدنشان شادت می کند

و حرف رفتنشان با دلت چنان می کند

که هنوز نرفته،

دلتنگشان می شوی . . .

 

اینکه دلم تنگ می شود پلان به پلان،

نفس به نفس برایت تراژدی نیست …

قلب من مقتول فیلم نامه است ،

شخصیت اصلی که تویی !

 

کفشهایم که جفت میشوند دلم هوای رفتن میکند ؛

 چه کودکانه دل من تنگ میشود بی آنکه بدانم چه کسی دلتنگ من است !

 

دلتنگی هایم را نشاندم روی دوش بادبادک و فرستادمشان به آسمان …

دارد باران می بارد !

 

دلتنگت می شوم و چشمانم را روی هم می گذارم

بلکه یادت را فراموش کنم …

تو بگو دلکم مگر می شود یک دنیا را فراموش کرد ؟

 

حوصله خواندن ندارم

 حوصله نوشتن هم ندارم

 این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود نه با نوشتن …

 دلم تو را می خواهد !

 

دلم برایت تنگ‌ شده است

قدِ یکی از سه نقطه های آخرِ نوشته هایم …

 

از خلاصه ی روز های انتظار،

که می‌‌دانم حوصله به خرج نمی‌‌ دهی‌ تا تمامی حرف‌هایم را بشنوی !

فقط این را می‌‌گویم :

دلتنگی‌ ام آنقدر بزرگ شده است که اگر ببینی‌ شاید نشناسی . . . !

 

گنـاه ِ ڪیستــــــــــ ؟!

حاבِثـﮧ ـها ؟

فاصِلــﮧ ـها ؟

פֿاطِره ـها ؟

جاבه هاے ِ בور و בراز ؟

یــــا

בل ِ مـَטּ ؟ … ڪـﮧ برای تو تَنگ شـُבه است !

 

دلتنگــــــــــی

خیابــــــــــان شلوغی است ک تو در میانه اش ایســــــــــتاده باشی،

ببینی می آیــــــــــند،ببینی میرونــــــــــد و تو همچنان ایستــــــــــاده باشی…

 

وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم

شیشه ها را نمی شکنم

غــرورم را نمی شکنم

دلت را نمی شکنم

در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد ،

این بغض لعنتی است …

" زیارت عاشورا "


بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلاٰمُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِالْمُؤْمِنين ،

وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسٰاءِ الْعٰالَمينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَاللهِ وَابْنَ ثارِەِ ، وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِكَ ، عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلاٰمُ اللهِ اَبَداً مٰا بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ،

يا اَباعَبْدِاللهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلىٰ جَميعِ اَهْل ِالْاِسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمٰوٰاتِ عَلىٰ جَميعِ اَهْلِ السَّمٰوٰاتِ،

فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَسٰاسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ ،

وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللهُ فيهٰا ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ ، وَ لَعَنَ اللهُ الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُم ،

بَرِئْتُ اِلَى اللهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ ، وَ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِيٰائِهِمْ ، يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ،

وَ لَعَنَ اللهُ آلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ،وَ لَعَنَ اللهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللهُ ابْنَ مَرْجٰانَةَ ،

وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللهُ شِمْراً ، وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ ،

بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى ، لَقَدْ عَظُمَ مُصٰابى بِكَ ، فَاَسْئَلُ اللهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ ،

وَاَکْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ،

اَللّٰهُمَّ ٱجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ ،

يا اَبا عَبْدِاللهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللهِ وَ اِلىٰ رَسُولِهِ ، وَاِلىٰ اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلىٰ فاطِمَةَ ،

وَاِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ ، وَبِالْبَرائَةِ مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ ،

وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَسٰاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَيْكُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ ،

مِمَّنْ اَسَسَّ اَسٰاسَ ذٰلِكَ وَبَنىٰ عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَجَرىٰ فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِہِ عَلَيْكُمْ وَعَلىٰ اَشْيٰاعِكُمْ ،

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوٰالاتِكُمْ وَمُوالاةِ وَلِيِّكُمْ ،

وَبِالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر ائَةِ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ ،

اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عادٰاکُمْ ،

فَاَسْئَلُ اللهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِيٰائِكُمْ ،وَرَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُمْ ،

اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَ الْاٰخِرَةِ ،

وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ،

وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثاریکُم مَعَ اِمامٍ مَهْدیٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ ،

وَ اَسْئَلُ اللهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَەُ اَنْ يُعْطِيَنى بِمُصابى بِكُمْ ،

اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ،مُصيبَةً مٰا اَعْظَمَهٰا وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الْاِسْلامِ وَفى جَميعِ السَّمٰوٰاتِ وَالْاَرْضِ،

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هٰذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ ،اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيٰاىَ مَحْيٰا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ،

وَ مَمٰاتى مَمٰاتَ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَللّهُمَّ اِنَّ هٰذا يَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آکِلَةِ الْاَکْبٰادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ ،

عَلىٰ لِسٰانِكَ وَ لِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ ،

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعٰوِيَةَ ،وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ ، عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ، وَهٰذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زيٰادٍ وَآلُ مَرْوانَ ،

بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِ،اَللّٰهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ [الاَْليمَ] ،

اَللّٰهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هٰذَالْيَوْمِ وَفى مَوْقِفى هٰذا وَ اَيّامِ حَيٰوتى بِالْبَراَّئَةِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ ، وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ

پس مى گوئى صد مرتبه :

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ ، وَشٰايَعَتْ وَبٰايَعَتْ وَتٰابَعَتْ عَلىٰ قَتْلِهِ ، اَللّٰهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً

پس مى گوئى صد مرتبه :

اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا اَبٰا عَبْدِ اللهِ ، وَعَلَى الْاَرْوٰاحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِكَ ، عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهٰارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيٰارَتِكُمْ ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ ، وَعَلٰى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلىٰ اَوْلادِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلىٰ اَصْحٰابِ الْحُسَيْن

پس مى گوئى :

اَللّٰهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ،ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللهِ بْنَ زِيٰادٍ وَابْنَ مَرْجٰانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ پس به سجده مى روى ومى گوئى : اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاكِرينَ لَكَ عَلٰى مُصابِهِمْ ، اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلٰى عَظيمِ رَزِيَّتى ، اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ ، وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْن ،ِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ.

یارَبَّ الحُسَینِ ، بِحَقِّ الحُسَینِ ، اشفِ صَدرَالحُسَینِ ، بظُهورِالحُجَّة

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره صد و دوم


همین که تو می دانی دوستت دارم کافیست

بگذار خفه کند خودش را دنیـا…

 

مهم نیست عمر "کوتاه" باشد یا "بلند"

مهم نفس هاییست که با تو

" کوتاه" و بی تو " بلند" کشیده میشود...

 

کاش،

 من تو را داشته باشم

 و خدا هی بپرسد:

 دیگر چه؟

 بگویم:

 هیچ، همین کافی ست!

 

 از دور تو را دوست دارم،

 بی هیچ، عطری آغـوشی لمسيو یا حتی بوسه‌ای.

 تنهادوستت دارم،از دور ..!

 

 دلم هوای غزل کرده است

هوای زمزمه در یک اتاق دربسته

که رمز هیچ کلیدی

به قفل آن نخورد!

 

میدانم که یک روز...

حوالیِ یک هرگــــزِ بزرگ به هم خواهیـم رسیـد!

 

" عشق " یعنی :

طوری نگاهت می کنم ،

که انگار تنها آدم دنیا هستی !!!

 

هزار بار

بر هزار بام

فریاد خواهم زد

نام مردی را که

هزار سالِ دیگر, هنوز دوستم داشته باشد…

 

حتی غرورم تو را جور دیگر دوست دارد...

به تو که میرسد بی صدا میشکند....

 

صندلی کنار صندلی ام بگذار!ها...

همنشینی با تو یعنی...

تعطیل رسمی تمام درد...

 

با خودم عهد کردم که دیگر به کسی دل نبندم ...

خوب میدانم...

نه کسی برایم *او* میشود

نه من برای کسی*من*

 

اگر آنکه رفت

خاطره اش را می بُرد

فرهاد سنگ نمی سُفت!

مجنون آشفته نمی خُفت!

حافظ شعر نمی گفت!

 

هرچه بیشتر می گریزم به تو نزدیکتر می شوم

هر چه رو برمی گردانم تو را بیشتر می بینم

جزیره ای هستم در آب های شیدایی از همه سو به تو محدودم.

هزار و یک آینه تصویرت را می چرخانند

از تو آغاز می شوم در تو پایان می گیرم...

 

تـو هـمـه چـیـز مـن بـودی،

امـا زمـان هـمـه چـیـز را حـل مـیـکـنـد. . .

 

وقتي مي گويند نيست ،

کاغذ را گفته باشند يا برق را فرقي ندارد

من ياد تو مي افتم…

 

بی تو هم می شود زندگی کرد،

قدم زد، چای خورد، فیلم دید، سفر رفت...

فقط، بی تو نمی شود به خواب رفت...

 

چشمانت کارناوال آتش بازی ست!

یک روزدر هر سال برای تماشایش می روم

و باقی روزهایم را وقف خاموش کردن آتشی می کنم

که زیر پوستم شعله می کشد.

 

همیشه بهانه رفتنی هست برای پاهای کسی که

با دلش نیامده…

 

میخواهمت ولی دوری

خیلی خیلی دور

نه دستم به دستانت میرسد نه چشمانم به نگاهت ...

 

خدایا!!

این بند دل آدم کجاست؟

که گاهی با

یک اسم

یا حضور یک نفر

و یا با یک لبخند "پاره" میشود...

 

سيبي اگر باشد، دو نيم‌اش مي‌كنم

نيمي از آن من، نيمي از آن تو

لبخندي اگر باشد، دو نيم‌اش مي‌كنم

نيمي از آن من، نيمي از آن تو

اندوهي اگر باشد، تو را سهمي از آن نيست

همچون آخرين نفس، آن را خواهم مكيد.

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره صد و یکم


نه نرو ، صبر کن ، قرارمان این نبود ، باید سکه بیاندازیم

اگر شیر آمد تردید نکن که دوستت دارم

اگر خط آمد مطمئن باش که دوستت دارم

صبر کن سکه بیاندازیم ، اگر دوستت نداشتم آن وقت برو . . .

####گل سرخ غریب آشنا####

واژه ی دوستت دارم برای عظمت و شکوه قلب مهربانت

چقدر بی رنگ است وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبی ها هستی . . .

####گل سرخ غریب آشنا####

معما ! :

میدونی کی بیشتر از همه دوستت داره !؟

راهنمایی ! :

بالای صفحه اسمش رو نوشته !

####گل سرخ غریب آشنا####

از شروع نفسهای حضرت آدم تا پایان نفسهای آخرین آدم دوستت دارم

####گل سرخ غریب آشنا####

زیباترین غروب: غروب عاشقان

زیباترین سنگ: دل یار

زیباترین مایع: اشک

زیباترین ناله: آه

زیباترین دف: قلب تو

زیباترین کلام :دوستت دارم . . .

####گل سرخ غریب آشنا####

دوستت دارم به اندازه ی پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایم

زدم و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندم . . .

####گل سرخ غریب آشنا####

این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت،

نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو !

« دوستم داری » ؟ را از من بسیار بپرس !

« دوستت دارم » را با من بسیار بگو !

####گل سرخ غریب آشنا####

تنها این کوه است که اگر به او بگویی دوستت دارم

او نیز بلند فریاد می زند: دوستت دارم دارم دارم . . .

####گل سرخ غریب آشنا####

در را باز کن خبری دارم ، قلبم را بشکاف نامه ای دارم ، نامه را باز کن ، دوستت دارم . . .

####گل سرخ غریب آشنا####

یه دارو تو دنیا هست که بیشتر آدمای مریض رو خوب میکنه

نام دارو : “دوست دارم “

فقط می شود از داروخانه های محبت تهیه کرد !

####گل سرخ غریب آشنا####

خوبیم بدیم حالا از همه چی بگذریم ، دوست دارم از شما نمیشه بگذریم . . .

####گل سرخ غریب آشنا####

اگه بعضی وقتها نمیشنوی دوستت دارم

به خاطر سایلنت دلمه ، نه اینکه معرفتم کمه !

####گل سرخ غریب آشنا####

گفتی دوستم داری به اندازه قطرات بارانی که بر روی صورتت میریزد

و من هم دوستت دارم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفتی . . .

####گل سرخ غریب آشنا####

دوستت دارم ، بیشتر از خودم ، کمتر از خدایم

چون عاشق توام و محتاج خدایم . . .

####گل سرخ غریب آشنا####

چی میشد توهم منو دوستم میداشتی نازنین/جای گریه رولبام خنده میکاشتی نازنین

حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم / طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نازنین . . .

####گل سرخ غریب آشنا####

قابل توجه !

بسیاری از «من هم دوستت دارم» ها

نتیجه رودربایستی ای هستند که «دوستت دارم» ها

ایجاد می کنند ، جدی نگیرید !

 پیامک به سلامتی عشق


به سلامتی کلاغ قصه ها که خسته راهه

و هیچ وقت به خونش نمی رسه

 

به سلامتی تابلوی ورود ممنوع

که یه تنه یه اتوبان رو حریفه !

 

به سلامتی زغال

که با همه ی سیاهیش رنگ عوض نمی کنه !

 

به سلامتی زنجیر

نه به خاطر اینکه درازه

به خاطر اینکه همشون با همن

 

به سلامتی سایه

که هیچ وقت آدمو تنها نمی زاره !

 

به سلامتی نهنگ

که گنده لات دریاست

 

به سلامتی شلغم

نه به خاطر شلش

به خاطر غمش !

 

به سلامتیه کسایی که برای داشتنشون

لازم نیست با سیاست باشی و نقش بازی کنی

همین که یک رنگ باشی کافیه !

 

سلامتیه کسایی که هیچکس دوسشون نداره

و اونها هم دیگه توقع دوست داشتن رو از کسی ندارن

 

به سلامتی اونایی که قدرشونو ندونستیم

و تو روح اونایی که لیاقت ما رو نداشتن

 

سلامتیه اونی که فکر می کنیم تونستیم فراموشش کنیم

اما وقتی شب خوابشو می بینیم کل روز رو پَکریم !

 

به سلامتی دریا

نه به خاطر بزرگیش واسه یک رنگیش !

 

به سلامتی پرچم ایران که سه رنگه

تخم مرغ که دو رنگه

رفیق که یه رنگه

 

به سلامتی کرم خاکی نه به خاطر کرم بودنش

به خاطر خاکی بودنش !

 

به سلامتی پل عابر پیاده

که هم مردا از روش رد می شن هم نامردا

 

به سلامتی اونایی که

هم دل دارن و هم معرفت

اما کسی رو ندارن !

 

به سلامتی هر کی‌ درد داره

و هر چی‌ درد داره !

و بیشتر به سلامتیه اونایی که دردشون دوا نداره

غم و غصشون شفا نداره !

 

به سلامتیه خونمون ایران

که هیچ جا خونه خود آدم نمی شه

 

به سلامتی اونی که سیگار نمی کشه

چون یه عمره داره از زندگی می کشه !

 

به سلامتیه مورچه ها که هرچی پیدا کنن

رفیقاشونو خبر می کنن !

 

به سلامتی اونایی که هرچی سعی می کنی

که فقط برای یه لحظه بهشون فکر نکنی

فقط یه لحظه اما بازم نمی تونی

این یعنی عشق

پس به سلامتی هرچی عاشقه

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره صدم


خیالت راحــتـــــــــــــ…

دل شکسته ها نفرین هم بکننـــــــــــــــــد ،

گیرا نیـــــــــــــست…!

نفــــــــــــــــرین ،

ته دل می خواهــــــــــد

دل شکسته هم که دیــــــــگر

ســـــــــر و ته نــــــــدارد…

 

زن,

نظرات مردش را دوست دارد

حتی در شخصی ترین کارهایش! ..

پس عاشقانه خودت را دخالت بده,

درست در همان جاهایی که فکر میکنی

باید آزادش گذاشت! ..

چون زن,

“عزیزم هر جور خودت دوست داری” را دوست ندارد!

 

غرور باید مچاله شود

بمیرد اصلا!

پایِ دل دادگی که در میان باشد

باید سراپا تمنا شوی

عشق شوی؛

دیر می شود گاهی… دیر!

به خود می آیی که دو زانو نشسته ای

رفتنش را تماشا می کنی

و به زمین و زمان ناسزا می گویی!

نه جانم!

نه خدا کاره ای بوده، نه زمین، نه روزگار!

همه کاره ی داستان تو بودی

که “منِ” بودنت را زمین نگذاشتنی

که نخواستی “ما” شوی!

عشق اگر عشق باشد

پایش برسد

جان هم باید در راهش داد؛

چه برسد به غرور

که مفت هم نمی ارزد…

 

به ســــــلامتی اونی که ..

وقتی میــــدونه

رو چیزی حساسی

یا

از کاری بدت میـــاد

حواسش هست که ناراحتت نکنه .. !!

 

یا باش

یا برو …!

نمی خواهم

از دور مراقبم باشی

از دور دوستــم بداری

و من در لحظاتم هیچگاه حسـت نکنم

دوری ات را نمی خواهم !

یا بـاش

یا بـرو …

 

بعد از باران نگاهم آفتابی شو…!

رنگین کمان بودنت را دوست دارم…!

 

چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی…

یکی که بهش اعتماد داری …

بهت اعتماد داره …

از دلتنگی هاش برات میگه …

از دلتنگی هات براش میگی …

آروم میشه …

آروم میشی …

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه …

این حس مثل قطره های باران پاکه…

 

ما دخترها همه حسودیم

اما عذاب آورترین حسادتمان وقتی است که دل میبندیم

دل به یه مرد که میبندیم

دیگر تاب نداریم

صدایی جز ما

نگاهی جز ما

و دستانی به جز دستانمان یا اصلا هر چیزی جز

خودمان از هزار فرسخیش رد شود

همه اینها تنها یک دلیل دارد

و آن این است

دوست داشتن زیاد

هی مــــرد

ﺩﺭﮐـﺶ اینقدر برایت ﺳﺨﺖ است؟

 

و چه زیبا گفت فروغ :

تنها صداست که میماند . . .

و امان از صدای ” تو ” که ابدی شد در گوش من !

 

زمین به آسمان بیاید

آسمان به زمین

حواسم نه پرت شیطنت های ستاره ها می شود

نه دلربایی گنجشگکان باغ

محو چشم های توام هنوز . . .

 

تمام سربازانم سفید پوشیده‌اند و منتظر حرکت تو هستند ،

گام بردار در صفحه شطرنجی دلم ؛

میتوانم تمامش کنم با یک حرکت،

حیف اما شاه این بازی از چشمان سیاه تو فرمان می‌پذیرد

نه از انگشتان بی رمق من . . .

 

من قصه با تو بودن را تا ابد اینگونه آغاز میکنم ، یکی بود …

هنوز هم هست !

 

رویاهایی هست که شاید هرگز تعبیر نشوند

اما همیشه شیرین اند

مثل رویای داشتن تـــــــو …

جمـلاتی زیـبا و انـرژی بـخش در رابـطه با خـدا


دلت که گرفت، دیگر منت زمین را نکش

راه آسمان باز است، پر بکش

او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند ؟

 

اگر هیچکس نیست، خدا که هست...

خوشا آن بنده با عهد و پیوند

که دارد بازگشتی با خداوند

به کام خویش اگر چندی رود راه

چو باز آید نیاز آرد به درگاه...

 

اون لبخندی که برای پنهان کردن دردت میزنی،

لبخند خداست به بنده اش

اون لبخندی هم که پشتش خدا باشه،

تمام مشکلاتو حل میکنه...

 

خدا تلفن ندارد، اما من با او صحبت میکنم

فیسبوک ندارد، اما من دوست او هستم

توییتر ندارد، اما من او را دنبال میکنم...

 

با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوستم نداره

رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد

صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد...

 

تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم، نه خوشی ها را

زیرا خوشی آن است که تو می خواهی

و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد...

 

نیایش یعضی از ما آدم ها با خدا

و درخواست از او برای حضور در زندگیمان

مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و فرار می کنند...

 

زمانبندی خدا بی نظیر است،

نه هیچگاه دیر نه هیچگاه زود

کمی بردباری می طلبد و ایمان بسیار،

اما ارزش انتظار را دارد...

 

یکی از فرق های انسان با خدا این است که

انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش میکند

ولی خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش میکند...

 

قربون خدای بزرگم برم که اگه خطا کنم

نهایت قهرش بین دو اذانه

دوباره صدام میکنه، خدا عشق است...

 

دوست خدا بودن یونیفورم نمی خواهد،

فقط یه دل پاک و زلال کافیست...

 

ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ "ﺑﺎﻻﺳــﺖ"،

ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻی ﺳــﺮﻡ "ﺧﺪﺍﺳــﺖ"

 

گرفتار آن دردم که تو درمان آنی،

بنده آن ثنایم که تو سزای آنی...

 

خداوندا

دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست،

با لالایی مهربان خود، آرام کن

تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم...

 

پروردگارا

بیشتر می جوئیم و کمتر می یابیم

وقتی تو را در نظر نداریم...

 

میگن شبا فرشته ها

از آرزوی آدما

قصه میگن واسه خدا

خدا کنه همین حالا

رویای تو هرچی باشه

گفته بشه پیش خدا

 

هر صبح پلکهایت فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند

سطر اول همیشه این است : خدا همیشه با ماست...

پس دوست عزیز بخوانش با لبخند

 

پروردگارا...

مهارت مراقبت از آنچه را که به ما بخشیده ای

در قلبمان بکار زیرا ما در از دست دادن استاد شده ایم...

 

جواب آزمایش الهی مون، درست در نمیاد

اگر عمری از حرام و لقمه اش ناشتا نباشیم...

 

شک دارم که خالق دانه های انار

زندگی مرا بی نظم چیده باشد...

 

از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نیست

سخت کار ما بُوَد کز ما خدا برگشته است...

 

الهی

همنشین از همنشین رنگ می گیرد،

خوشا آنکه با تو همنشین است...

 

خدایا تو میدانی آنچه را که من نمیدانم

در دانستن تو آرامشیست و در ندانستن من تلاطمها

تو خود با آرامشت تلاطمم را آرام ساز...

 

به خاطر بسپاریم که

همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است

آرام، بی صدا، همیشگی...

 

الهـــی

چون در تـــو نگریـم شاهیــم و تــاج برسـر

وچون به خـود نگیریـم، خاکیــم و خاک برسـر...

 

وقتی چشم امیدتان به خدا باشد و باور و ایمان قوی داشته باشید:

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید...

 

ﺷﻌﺎﻉ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻴﺖ ﺭا ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺯﻳﺎﺩ ﻛﻦ،

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻛﻪ ﺭﻭﺯی ﺑﺘﻮاﻧﻲ ﻫﻤﻪ ﺭا ﺩﺭ ﺁﻥ ﺟﺎ ﺩﻫﻲ

ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺗﺎ ﺧﺪا ﻓﺎﺻﻠﻪای ﻧﻴﺴﺖ...

 

خدایا

خواستم بگویم تنهایم

اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد

چه کسی بهتر از تو

 

کار خدا نشد ندارد،

او خوب می داند چطور در و تخته را به هم جور کند

خواسته هایت را به او بسپار،

او حتما راهی برای رسیدن، به تو نشان خواهد داد...

 

خدایا مرا ببخش

که همواره در گرفتاری هایم؛ دنیا را از تو خواسته ام

الهی دستانی عطا کن که تو را برایم از تو بخواهد...

 

خدایا به تنهاییت قسم،

ما را به آنچه که قسمتمان نیست عادت نده

 

زَهر است عطای خلق هرچند که دوا باشد

حاجت از کی طلبی جایی که خدا باشد ؟!

 

خدایا شکرت که مرا از تمام وابستگی ها می رهانی

و ترس از دست دادن را از من دور کردی

و چنان روحم را بزرگ کردی که دلبسته باشم نه وابسته...

 

وقت دعا خجالت نکش،

نگو من گناهکارم و صدامو نــمیشنوه

اونـی که اون بالاست بیشتر از اونی که تو فکر میکنی هـــواتـو داره...

 

آرامش چیست؟ نگاه به گذشته و شکر خدا

نگاه به آینده و اعتماد به خدا

نگاه به اطراف و جستجوی خدا

نگاه به درون و دیدن خدا

لحظه تان سرشار از بوی خدا!

 

شک نکن

درست در لحظه ی آخر، در اوج توکل و در نهایت تاریکی

نوری نمایان می شود، معجزه ای رخ می دهد

و چه زیبا خدا از راه می رسد...

 

روزهایی بدی در زندگی آدم می رسد،

که هیچ کسی حتی نمی پرسد "خوبی؟"

برای چنین روزهای بدی، نیاز به یگانه مهربانِ دلسوزی داری

به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی و نامش چه زیباست...

"خــــدا"

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره نود و نهم


برای تو، من یک اشتباه بزرگ در زندگیت بودم

برای من، تو همیشه بزرگترین افتخار زندگیمی

 

کار سختی ست دوست نداشتنِ تو

باید برای خودم

کار دیگری دست و پا کنم

 

پیوسته دلم دم به هوای تو زند

جان در تن من نفس برای تو زند

گر بر سر خاک من گیاهی روید

هر برگی از آن بوی وفای تو زند

 

عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم

آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود

پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم !

 

سلامتیه حرفایی که نه می شه اس ام اس کرد

نه تو چت تایپ کرد

نه میشه پای تلفن گفت

حرفایی که فقط مال وقتیه

که تو رو در آغوش دارم

 

وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست

پس به وسعت تمام ناگفته ها دوستت دارم

 

آن عشق که دیده گریه و آموخت ازو

دل در غم او نشست و جان سوخت ازو

امروز نگاه کن که جان و دل من

جز یادی و حسرتی چه اندوخت ازو

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره نود و هشتم


نمیخوام از آسمون چیزی برات بیارم ، عکستو رو قله هیمالیا بذارم ، نمی خوام از پشت ابر ماهو واست بچینم ، فقط میخوام تو خواب و رؤیا تو باشی در کنارم …

 

به خدای عاشقان سوگند که اگر بدانم که دوسم نداری گریه نمی کنم بلکه آرزو می کنم کسی را دوست بداری که دوستت نداشته باشد

 

مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه ، حسرت داشتن تو پیر شده عینک می زنه ریال، صورتم سرخ شده بود ، اما حالا کبود شده جدایی یه عمر داره توی اون چک میزنه …

 

نرم افزار عشقت توی قلبم نصب شده و می خواهم آپدیتش کنم ، لطفاْ گوشیتو بذار رو قلبت !

 

انقدر دوست دارم که تو کتاب جا نمی شه ، پی چاره ام با حرفای الفبا نمی شه ، من که هیچ ، ساعتمم دیوونته دروغ که نیست ، تو از اون روزی که رفتی خوابیده ، پا نمی شه …

 

من همین یکدانه دل دارم بفرما بشکنش / کوزه ای از آب و گل دارم بفرما بشکنش

تو سبوی آرزوهای مرا بشکسته ای / هرچه بادا باد ، این هم دل بفرما بشکنش

 

شبها اتاقم ماه ندارد، چشمهایت را قرض می دهی تا صبح !؟

 

تنها این کوه است که اگر به او بگویی دوستت دارم ، او نیز بلند فریاد می زند : دوستت دارم دارم دارم

 

گرچه راه قیامت پر خطر است ، اما جدایی ز دوستان قیامتی دگر است

 

دل بستن شبیه یک قصه است ، با یکی بودن شروع می شه ، با یکی نبودن پایان می گیره

 

روزگار چون گرگ پیری پر بلاست / طعمه اش واماندگان از گله هاست

دوری از یاران مکن ای باوفا / گرگ دوران در کف این لحظه هاست

 

باز باران تا همیشه نم نمک بر روی شیشه مینویسه تا بدونی مهربونیت پاک نمیشه

 

از شکستن دو چیز بترس ، قلبی که صادقانه دوستت داره و دلی که صادقانه به یادته

 

دل ز تن بردی و در جانی هنوز / دردها دارم تو درمانی هنوز

ملک دل کردی خراب از تیغ ناز / اندر این ویرانه سالاری هنوز

 

اگر روزی مقدر شد که با اشکت وضو سازم ، خدا داند که با چشمت هزاران قبله می سازم

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره نود و هفتم


آواز عاشقانه ی ما ، در گلو شکست

حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدم ، خواب بود

خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

 

نگاه تــــــو..

مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند..

چه معجــــــــونی می شود..

زندگــــــی..

با لمس دستانِ تـــــــو..

با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..

 

تنها باران است که گاهی در اوج تنهایی من در آن لحظه که هیچ کس نیست ،

با من از تو می گوید …

ولی درد من این است که دیریست باران نمی بارد !

 

پله ها را بالا رفتم

پایین آمدم ،

عطرت یک جا

بَند نمی شود !

 

عشق بی نظیر من

بی تو زنده میتوان ماند،

اما زندگی نمیتوان کرد . . .

 

از پیراهن نه !!!

از خون و اکسیژن به من نزدیک تر باش …

 

بعد از آن ھمه سرگردانی روی وجب به وجب خاک ،

بعد از آن ھمه جستجو روی نقشه ھای جھان دانستم ،

دستان توست ، وطنِ من !

 

ﮔﺎﻫـــــﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟـــــﻢ ﻫﻮﺱ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ …

ﺍﺯ ﻫﻤـــــﺎﻥ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮎ ﺣــــــﺮﻑ ﺗﻮ ﭘﺸــﺖ ﺑﻨﺪ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ که ﻣﯿﮕﻮﯾــــﯽ :

ﻣﮕﻪ ﺩﺳﺘـــــﻢ ﺑﻬــــﺖ ﻧﺮﺳـــــﻪ . . .

 

گرما یعنی نفس های تو ، دست های تو ،

آغوش تو . . . !

من به خورشید ایمان ندارم !

 

قفس

یعنی دهان من

وقتی زبانم

روی اسم تو قفل می شود . . .

 

با هم که قدم می زنیم

حسودی اش می شود آفتاب

نه که هیچگاه

قدم نزده است با ماه !

 

دستم را بگیر

دارم به یادت

می افتم !

 

دیشب قصه ات را برای کسی میگفتم ، باز عاشقت شدم …

 

به سلامتیه قشنگترین موسیقی دنیا : صدای قلب کسی که همه زندگیته !

 

ببین گوش کن :

فرقی نمیکنه من و تو متولد کدوم برج سالیم ، مهم اینه که اگه تو نباشی من همیشه برج زهرمارم !

 

در مسابقه زندگی گل زدن مهم نیست ، گل شدن مهم است!

تقدیم به سرور گل ها …

 

کنارم که هستی

زمان هم مثل من دستپاچه میشود

عقربه ها دوتا یکی میپرند

اما همین که میروی

تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم

جانم را میگیرند ثانیه های

بی تو…

 

ﺑﺨﺪﺍ !

ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻧﻮﺷﺖ …

ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﺮﻡِ ﻧﻔﺲ ﺑﺎﺷﺪ …

ﺑِﻜﺮ ﺑﻜﺮ ﺍﺯ ﺳﻴﻨﻪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻭ …

ﻧﺠﻮﺍ ﺷﻮﺩ ﻛﻨﺎﺭِ ﮔﻮﺷﻲ ﻛﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﺰﺩیک ﺍﺳﺖ،

ﻣﻴﺘﻮﺍنی ﻻﻟﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ لمس کنی با لبانت . . .

 

من از تو راه برگشتی ندارم ، به سمت تو سرازیرم همیشه

تو میدونی اگه از من جداشی، منم که سمت تو میرم همیشه

 

جز حروف نام تو ، تمام حرف ها اضافه اند !

 

دوستت دارم تا آخر

تا انتهای باور

تا آخر زمونه

این خط – اینم + نشونه !

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره نود و ششم


*۱۴۴*I Love You#

شارژ جدید قلبت از طرف کسی که شگفت انگیز دوستت داره !

 

هر پنجره ای زیباست اگر “تو” میان قاب آن طلوع کنی …

 

اگر دستانم را بشکنند با اشک چشمانم

اگر چشمانم را کور کنند با نفسهایم

اگر نفسم را ببرند با قلبم

و اگر قلبم را پاره پاره کنند

با خون جگرم خواهم نوشت : دوستت دارم!

 

دوریت را چه کنم ای سراپا همه راز؟

ای سرا پا همه ناز ؟

به که گویم غم خویش ؟

به گل پرپر یاس ؟

تو بگو گریه کنم یا نکنم ؟

دوریت را چه کنم ؟

 

من سراپا همه زخمم،

تو سراپا همه انگشت ِ نوازش باش…

 

ایـن شــعرهــا

بـــرونــد بــه جــهنّم

مــن فقــط

دیــوانـه ی آن لحــظه ام…

که قــلبت…

زیـر سـرم

دسـت و پـــا بزند…

 

تو مال منی ، بگو خب !

 

نکند بوی تو را باد به هر جا ببرد

خوش ندارم دل هر رهگذری را ببری

 

خوشبختی یعنی در خاطر کسی ماندگاری که لحظه های نبودنت را با تمام دنیا معامله نمیکند !

 

آدما خیلی نمیتونن از هم دور باشن ، بالاخره یه چیزی جا میمونه که مجبورن برگردن !

سعی نکن از من دورشی چون دلت اینجاست …

 

ﻣﯿﺘﻮﺍنم ﺗﻤﺎﻡ زندگیم ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ بگیرم ؛ ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪگیم ﯾﮏ “تو” ﺑﺎﺷﺪ !

 

این روزها هیچ چیز سرجایش نیست جز تو !

چه زیبا جا گرفته ای در دلم …

 

چگونه دنیا را نخواهم وقتی تو تمام دنیای منی ؟؟؟

 

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند دوستت دارم یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را…

بهشان خرده نگیرید! این آدمها فهمیده اند دوستت دارم حرمت دارد،مسئولیت دارد…

ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی، دوست داشتن واقعی را میفهمی…

میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی …

تا تو شاد باشی…

آزارت نمیدهد ….

دلت را نمیشکند….

به هر دری میزند که با تو باشد…

من این دوست داشتن را می ستایم…

 

خوشبختی

تعریفهای گونه گون دارد

به تعداد ِ آدمهای دنیا؛

عمر ِ من یکی

به خوشبختی قَد نمی دهد

گل ِ قشنگم!

می دانم در انتظار تو فرو می شکند

و تو خوب می دانی که من

خوشبختی نمی خواهم

تو را می خواهم.

“ﻣﻨﻰ” ﻛﻪ ﻛﻨﺎﺭﺵ “ﺗﻮ” ﻧﺒﺎﺷﻰ “ﺗﻮﻣﻨﻰ” ﻧﻤﻰ ﺍﺭﺯﺩ…

 

پـــــــــــــــرواز را دوســــت دارم

وقتـــــے

از ارتفاعــــات لبانــــــت

به عمــــق آغوشـــت سقـــوط میکنــــم

چـــه سقــــوط دلنشینــــے

راستــــے میدانستــــے

پــــــــــــــرواز را تـــو یـــادم دادے

 

مرد باید…

وقتی مخاطبش عصبانیه , ناراحته , میخواد داد بزنه

وایسه روبروش بگه :

تو چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن!!

حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی؟!!

… بعد مخاطب داد بزنه , گله کنه, فریاد بکشه , گریه کنه

حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو سینه مرد

ولی آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه…

همونجا باید بغلش کنه

نذاره تنها باشه!

حرف نزنه ها , توضیح نده ها

کل کل نکنه ها , توجیه نکنه ها

فقط نذاره احساس کنه تنهاست!!

مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت ثابت کنه!!

با بغلش کردنش…

 

در هم گره مے خورند, مے پیچند

میبینے

وقتے نیستے

حتے موهایم هم بے تابے مے ڪنند

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره نود و پنجم


» پیامک یعنى بى صدا و آروم تو قلبهاسرک بکشى و بازبون بى زبونى بگى به یادتم ، تقدیم به بهترینم

» باهات میام نفس نفس تو آسمون و تو قفس از اولش تا آخرش دوست دارم همین و بس

» سوختم ‎، باران بزن شاید تو خاموشم کنی‎ ، شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی‎ ، آه باران من سراپای وجودم آتش است‎ پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی‎

» بسوزد خانه لیلی و مجنون که رسم عاشقی در عالم انداخت ، اگر لیلی به مجنون داده میشد دل هیچ عاشقی رسوا نمیشد

» دوری ازاین دیده امابازیادت میکنم حرمت این اشنایی فرش راهت میکنم ، در فراغت غم حصار خنده هایم را شکست ، بازهم از انتهای دل صدایت میکنم

» عشق یعنی شب نخفتن تا سحر ، عشق یعنی سجده ها با چشم تر ، عشق یعنی سربه دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن ، عشق یعنی درجهان رسوا شدن

» خیال می کردی قلب من تاب شکستن نداره منتظری بازم دلم پیش دلت کم بیاره ، مرام من تو عاشقی یکدلی و صداقته وقتی میگم نوکرتم این اخر رفاقته

» برایت ازطلا تختی ، مسیری روبه خوشبختی ، برایت عمر نوحی را ، وقاری همچو کوهی را ، برایت صبر ایوبی ، حیاتی مملوازخوبی ، برایت شادبودن را ، فقط آزادبودن را ، صداقت را ، رفاقت را ، محبت را ، شرافت را ، دعاکردم ... دعایم کن

» حافظ ز چشمان قشنگ تو غزل ساخت ، هرکس که تو را دید به چشمان تو دلباخت ، نقاش غزل تاکه به چشمان تو پرداخت ، دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت

» بعد از مرگم تابوت مرا سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم ، تکه یخی روی سینه ام بگذارید تا به جای معشوقم گریه کند و آخرین خواسته ی من اینکه دستهایم را ببندید تا همه بدانند خواستم اما نشد

» پیشی پیشی ملوسم ، دیگه دارم می پوسم ، از این فاصله دور ، اون لپتو می بوسم !

» به نیوتن بگویید هر عملى را عکس العملى نیست ، 
اگر بود 
این همه عاشقانه هاى من بى جواب نمیماند !

» دلم که مهمون نمیخواست کی گفت که مهمونم بشی ؟ کی گفت بیای تو قلبمو مهمون ناخونده بشی ؟ کی گفت که ازچشای من خواب و بدزدی و بری؟ کی گفت پریشونم کنی ،کی گفت بری ؟ کی گفت بری ؟

» دلم برایت تنگ میشود گاهی و عشق ابی کمرنگ میشود ، گاهی برابرم ننشستی ولی همین جایی  همین کنار که فرسنگ میشود گاهی

» بادکنک دل تنگیهام پرشده از هوای تو ، پیام ندی میترکه خونش می افته پای تو !

» ضربان قلب من ... باتو : \/_\/_\/_  دورازتو : \_\_\_  بدون تو : ______

» درکلاس ادبیات معلم گفت : فعل رفتن راصرف کن ... رفتم ، رفتی ، رفت ، ... ساکت میشوم و میخندم خنده ام تلخ میشود استاد داد میزند و بعد ادامه بده و من میگویم :رفت ...رفت ... رفت ... و دلم راشکست

» نامه به عشق ... 
فرستنده : دیونه ى تو ،
 گیرنده : عشق من 
، آدرس : سینه پاکت ، مقصد : قلب مهربونت
 ، موضوع : عشق بی ریا ، حرف دل : دوستت دارم

» باگوشیت چکارکردی ؟ میگه مشترک موردنظرخوشگله ؛ بوسیدنش مشکله !

» قاصدک ! شعر مرا از بر کن ، برو آن گوشه باغ ، سمت آن نرگس مست و بخوان در گوشش و بگو باور کن ، یک نفر یاد تو را دمى از دل نبرد ...

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره نود و چهارم


» مهربانی تزئین لحظه هاست برای مهربانیت جوابی جز دوست داشتن ندارم . . .

» خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی ، فهمیدم که معادله زندگی ، نه غصه خوردن برای نداشته هاست و نه شاد بودن برای داشته ها . . .

» اگه ما کنار هم باشیم خوشیم ، پس خوبه از هم دیگه جدا نشیم من کنار تو ، تو کنار من ، پس نگاه با هر غریبه قدغن

» این سخن در آسمان باید نوشت: با تو در دوزخ مداوم ، بی تو هرگز در بهشت . . .

» تنهایی آدم ها به عمق دریاست ولی پر کردنش با یک لیوان محبت کافیه . . .

» خواستم توی قلبت خونه کنم دیدم زمینش خیلی گرونه ! ما که فقیریم ، توی چشات چادر میزنیم . . .

» فرقی نمیکنه که به اندازه دل یک گنجشک دوستت داشته باشم یا به اندازه دل فیل مهم اینه که به اندازه یک دل دوستت دارم . ..

» اگر روزی مقدر شد که با اشکت وضو سازم ، خدا داند که با چشمت هزاران قبله میسازم . . .

» دانم و دانی که جانم عاقبت از آن توست ، پس نزن آتش به جانم چون که جانم جان توست گر زنی آتش به جانم من بسوزم در رهت ، پس از آن هر ذره خاکسترم خواهان توست . . .

» نازی که ز لبخند گل یاس هویداست ، زیبائی عشق است که در چشم تو پیداست . . .

» هر آنکه از رفاقت دم میزد ولی ناخوداگاه از خیانت دم میزد ، تو رویاهام که با هر یک رفیقو که با هر یک غم و شادی شریکو به وقت خوش همه با تو رفیقو ، به مشکل میرسی هر یک غریب توی گفنار خویش دم از رفاقت ولی بوئی نبردند از صداقت ...

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره نود و سوم


با زیر مخالفی بگو بم بشوم

لبخند بزن مقابلت خم بشوم

تو یک کلمه بگو که حوّای منی

من هم به تو امضا دهم آدم بشوم

 

چقد خوبه تو اینجایی

چقد خوبه تورو دارم

چقد خوبه توو این بی رحمی دنیا پاهامو جای پاهای تو میذارم

چقد خوبه نوازش هات چقد خوبه احساست

چقد خوبه پایانی که تو باشی آغازش

 

هوایت چه دست سنگینی دارد

این را وقتی به سرم زد فهمیدم!!!

 

دلم برای تو تنگ است

آسمان دلگیر…

که در سراب سربی آن قطره ای ز باران نیست

 

با تمام احترامی که برای “شما” قائلم اما “تو” را دوست دارم !

 

بودن تو دلیل نمی خواهد

تو خودت دلیل بودنی

بودن من را دلیل باش …

 

دوست داشتن ساده است و باور کردنش سخت

تو ساده باور کن که من سخت دوستت دارم …

 

یه وقتایی فراموش کردن بعضیا مثل فراموش کردن نفس کشیدنه

درست مثل فراموش کردن “تو” …

 

با تو قدم زدن را آنقدر دوست دارم که به جای خانه برای عشقمان جاده خواهم ساخت …

 

با مداد کودکیم مى نویسم دوستت دارم چون کودکى هیچوقت دروغ نمى گوید !!!

 

و حالا انتهای کوچه شعر

منم با انتظاری مبهم و زرد

ولی ایکاش جادوی نگاهت

غزل های مرا غارت نمی کرد

 

بگذار دلم استراحتگاهت باشد … تنگیش را تو ببخش.

 

ﻣﺜﻞ ﻋﮑﺲ ﺭﺥ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﺁﺏ

ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺑﯿﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ

 

اگه دیوانگی نیست پس چیست؟

وقتی در این دنیای به این بزرگی..

دلت فقط هوای یک نفر را میکند…!

 

گونه هایت را برای دست هایم می خواهم

پیشانی ات را برای لب هایم

خودت را برای زندگی ام

می بینی برای خودم هیچ نمی خواهم

 

دوست بدار کسی که دوستت دارد، حتی اگر غلام درگاهت باشد

دوست مدار کسی که دوستت ندارد، حتی اگر سلطان قلبت باشد

 

عشقم چنان ربود که دنیا و آخرت / اوفتاد چون دو قطره اشک، از نظر مرا

 

این روزها در من حالت فوق العاده اعلام شده است…

بیش از حد مجاز دلتنگ شده ام!!!

 

ای عشق مدد کن که ب سامان برسیم..

چون مزرعه تشنه ب باران برسیم..

یا من برسم ب یار، یا یار ب من..

یا هردو بمیریم و ب پایان برسیم..

 

میگن عاشقا بارون رو دوست دارن

ولی من یه چیزی رو هیچ وقت نگفتم

چه بارون بباره چه بارون نباره

با هر اتفاقی بیادت می افتم

 

آدَمے کہ بیصِدا قَهر میکُند،

میخوآهَد کِہ بِمانَد!

کِہ دوبآره بِخواهَد،

کِہ دوباره خوآستِہ شَود!

وَگرنہ کِہ رَفتن را بَلد اَست..

 

در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی؟

عشق من در آینه ای است که هر روز به آن می نگری!

 

سربه هوانیستم

اماهمیشه چشم به آسمان دارم

حس عجیبی است دیدن همان آسمانی که

شاید توچند لحظه پیش به آن خیره شده باشی

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره نود و دوم


ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت . . .

 

اینجا آسمان صاف تا قسمتی رومانتیک، همراه با غبار دوستی است

توده ای سلام به سمت شما در حرکت است

و احتمال ریزش بوسه دور از انتظار نیست !

 

برمستی من حد سزاوار زدند

با شک و یقین تهمت بسیار زدند

حلاج شدم ولی به کفرم سوگند

دلتنگ تو بودم که مرا دار زدند . . .

 

گاه نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال آنکه روحم با اوست آگاه شوم

این بار که دلتنگی را بهانه کردم ،فردا را چه کنم ؟

 

من آن مجنون تنهای غریبم

که از سهم دودستت بی نصیبم

به دل گفتم که روزی خواهی امد

ولی دل میداند اورا می فریبم . . .

 

پای من خسته از این رفتن بود

قصه ام قصه دل کندن بود

دل که دادم به یارم دیدم

راهش افسوس جدا از من بود . . .

 

عاشقتم :

یک کلمه است با دنیایی‌ از مسئولیت،

گفتنش هنر نیست،

مسئولیت پذیریش هنراست . . .

 

گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها، ناخودآگاه لبخندی روی لبانت می نشاند

دوست دارم این لبخند های بیگاه... و آن بعضی ها را...

 

دلم در حلقه غمها نشسته / زبانم بسته و سازم شکسته

وجودم پر ز شعر عاشقانست / تورا می خواهم و این ها بهانست . . .

 

دلبرا هر طرفی در طلبت رو کردم/هر چه گل بود به عشق رخ تو بو کردم

آفتابا به سر عاشق دلخسته بتاب/تا نگویند که بیهوده هیاهو کردم . . .

 

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :

" او یقینا پی معشوق خودش می اید "

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :

" مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد "

عشق قربانی مظلوم " غرور " است هنوز . . .

 

بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند

سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند.

اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید.

اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت.

زیرا "حس زیبا دیدن" همان عشق است

 

میخواهمت چنانکه شب خواب را / می جویمت چنانکه لب تشنه آب را

حتی اگر نباشی می آفرینمت / چنانکه التهاب بیابان سراب را . . .

 

دستم بـه سمـت ِ تلفُـن مـیرود و

بـاز می‌گـردد

چـون کودکـی که به او گفته‌اند

شیرینـی روی میـز

"مــال ِ مهمان‌هـاست"

 

دل نزد تو است اگرچه دوری ز برم / جویای توام اگر نپرسی خبرم

خالی نشود خیالت از چشم ترم / در قلب منی اگرچه جای دگرم . . .

 

غم ساخت کار دل، ز نوا می توان شناخت / ظرف شکسته را، ز صدا می توان شناخت

 

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

بااشک تمام کوچه را تر کردم

دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد

وابستگی ام را به تو باور کردم . . .

 

خیره است چشم خانه به چشمان مات من

خالی است بیصدا و سکوتت حیات من

حق السکوت میطلبد از لبان تو

چشمان لا ابالی و لبهای لات من !

 

یارم از من بی سببب رنجیدورفت/گریه را دید و برمن خندید و رفت

وقت رفتن دیگر از ماندن نگفت/قصه ناگفته هارا نشنید و رفت

تشنه بودم همچو دشتی پر عطش/مثل باران بر تنم بارید و رفت

گل فراوان بود از باغ من/غنچه ای نشکفته را برچید و رفت . . .

 

آن عشق که دیده گریه و آموخت ازو

دل در غم او نشست و جان سوخت ازو

امروز نگاه کن که جان و دل من

جز یادی و حسرتی چه اندوخت ازو . . .

 

سلامتیه حرفایی که نه میشه اس ام اس کرد

نه تو چت تایپ کرد

نه میشه پای تلفن گفت

حرفایی که فقط مال وقتیه

که تو رو در آغوش دارم . . .

 

وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست

پس به وسعت تمام ناگفته ها دوستت دارم . . .

 

پیوسته دلم دم به هوای تو زند / جان در تن من نفس برای تو زند

گر بر سر خاک من گیاهی روید / هر برگی از آن بوی وفای تو زند . . .

 

عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم

آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود

پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم !

 

برای تو، من یک اشتباه بزرگ در زندگیت بودم!

برای من، تو همیشه بزرگترین افتخار زندگیمی !

 

کار سختی ستْ دوست نداشتنِ تو

باید برای خودم

کار دیگری دست و پا کنم . . .

 

عشق یعنی جسم و جانم مال تو / عشق یعنی پرسش از احوال تو

عشق یعنی از خودم من خسته ام / عشق من ، به تو دل بسته ام . . .

 

فیزیک بعدترها ثابت می کند

در روزهای بارانی

جای خالی آدم ها بزرگتر می شود . . .

 

کوچه پس کوچه این شهر تو را می بوید

عطر خوش بوی تنت ناب تر از مُشک و گلاب

بوسه ای از لب شیرین تو شد سهم دلم

این غزل جای من امشب شده بد مست و خراب . . .

 

کاش یه روزی «ویکی لیکس» افشا کنه که چقدر دوستت داشتم و بهت نگفتم !

 

می توانی بروی قصه و رویا بشوی

راهی دورترین گوشه دنیا بشوی

من و تو مثل دوتا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم کاش تو دریا بشوی . . .

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره نود و یکم


» می‌خوای روی یه تیکه سنگ بنویسم دلم برات تنگ شده بعد محکم بزنم توی سرت تا بفهمی دلتنگی‌ چه دردی داره ؟!

» از تپش های قلبم ، خواستنت را كه بگیرم می ایستد ...

» اگه یه نفر بهت خیانت کنه ازش متنفر میشی اما اگه یه نفر به خاطر تو به یه نفر دیگه خیانت کنه عاشقش میشی !

» زندگی شوق رسیدن به همان فرداییست که نخواهد آمد ، حال را دریاب ...

» به گل افتابگردان گفتن چرا شب ها سرت رو پایین میندازی ... گفت ستاره چشمک میزنه نمیخوام به خورشید خیانت کنم ...

» عاشق تر از همه ما موش كوریست كه زیبایی جفتش را چشم بسته باور دارد

» سخت است ، میدانی چرا ؟ اینهمه دل در دنیا هست که هیچ کدام برایم تنگ نمیشود !

» از همان اول داستان قصه ی ما را لو دادند ... یکی بود ، یکی نبود

»  همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید ... هیچ کسی به او کاری نمیداد ... همه می گفتند  :تو به هیچ دردی نمیخوری .. .یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند مداد سفید تا صبح کار کرد ، ماه کشید ، مهتاب کشید و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک تر شد ... صبح توی جعبه ی مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد

» وقتی تو رو دیدم کارگردان قلبم گفت : نور ... صدا ... حرکت ... و من برای به دست آوردنت چه نقش ها که بازی نکردم

» مینویسم دفتری با اشک و آه ، در شبی تاریک و غمگین و سیاه ، مینویسم خاطرات از روی درد ، تا بدانی دوریت با من چه کرد

» در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد ، ویران شود این دل که میخانه ندارد

» امروز رفتم دکتر گفت رگهای قلبت بسته شده ... شرمنده دیگه راهی برای بیرون اومدنت نیست !

» خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است ، پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است ، گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست ، گرهست یکی عاشق آلوده به صدرنگ است.

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره نودم


منم دلتنگ رویت

دلم آید به سویت

چه کردی با دل من

که کرده آرزویت

 

فـرهنـگ لـغـت هــا نـیـاز بـه ویــرایــش دارند

بـرای مـعنی دلـتـنـگی احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت

دلتنـگی یــعنـــی نبودن تـــو . . .

 

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن

در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد..

 

اشک من جاری شد

جای تو خالی بود

جـــــــــای تـــــــــو

عکس تو در طاقچه ی کوچک قلبم خندید

شعر دلتنگی من سخت گریست

 

بیقرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

 

دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست

در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست

با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم

بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست

 

تو که رفتی دلم برایت تنگ شد

حال که آمده ای در دلم جا نمی شوی

 

دل است دیگر

یا شور می‌زند یا تنگ می‌شود یا می‌شکند

آخر هم مهر سنگ بودن می‌خورد روی پیشانی‌اش

 

واژه هایم رنگ باران دارد

وقتی از تو می نوسم

قلبم خیس دلتنگی است وچشمانم طوفانی

 

اشک هایم که سرازیر می شوند

دیری نمی پاید که قندیل می بندد

عجیب سرد است هوای نبودنت

 

بزرگترین آرزویم این بود

که کوچک ترین آرزوی تو باشم

 

برایت آرزو می کنم

آرزوی کسی باشی که آرزویش را داری

 

مشکلات به سبکی هوا

عشق به عمق اقیانوس

دوستی به محکمی الماس

موفقیت به درخشانی طلا

اینها آرزوهای من برای توست

 

خواهم که قلب گرمت ، آماج غم نگردد

باغ دلت الهی ، دشت ستم نگردد

اشک ندامت ای جان ، از چشم تو نبارد

دنیای آرزویت ، مرداب غم نگردد

 

وقتی لبخند به دنبال جایی برای نشستن می گردد

با تمام وجودم آرزو می کنم لبهایت در آن نزدیکی باشد !

آرزو می کنم هیچ راه نجاتی نداشته باشی وقتی غرق خوشبختی هستی

 

هر کی منو می بینه میگه چقد خوشه

نمیدونه نصف دیگه صورتم خیسه

 

راست میگی حق با توئه

ما با هم باشیم که چی؟

آخرش کجا بریم؟

اما فکر نکردی دل به همین بودن خوشه

حالا خوشحال شدی؟

ویرونه شد …

 

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟

 

قشنگترین خاطره هام با تو و از تو گفتنه

آرامش وجود من صدای تو شنفتنه

 

نمی دونم چرا این روزا اینقدر پدال دوچرخه دوستی ها سفت شده!

یا من زود خسته می شم یا شیب زیاد شده

شایدم همرکاب ها دیگه رکاب نمیزنن !

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هشتاد و نهم


بس است
 میهمان داریم
 بیا و آبروداری کن

نگذار بفهمند پشت این نقاب خندان خیس می شوی

با چشمانم هستم

 

زندگی تلخ ترین خواب من است

خسته ام خسته ازاین خواب بلند . . .

 

مرا دوست داشته باش اما تجربه ام نکن

برای آموختن ابزار مناسبی نیستم

جمله های عاشقانه کوتاه گریه دار

 

نمى دانم چرا بعد از تو

آسمان چشم هایم همیشه ابرى است

جمله های عاشقانه کوتاه سنگین

کاش تو که آسمان شدی

من مث دریا می شدم

عکست می افتاد روی موج هام

من با تو تنها می شدم

 

رفته اى؟؟؟

بعضیها بهش می گن قسمت

اما من تازگیا بهش می گم به درک !

 

حوا که باشى

بعضى ها هوا برشان می دارد که آدمند !!!

 

بعضى ها را در جوب باید شست

تا لجن ها همه خوشحال شوند که کثیف ترازخودشان هم هست

 

هیچ وقت اگه تو رو با کس دیگه ببینم حسودى نمی کنم !

آخه مامانم یادم داده اسباب بازیامو بدم به بدبخت بیچاره ها

جمله های عاشقانه کوتاه کوبنده

دل را بد نام نکنیـــــــم

آنچه بعضی ها در سینه دارند

 کاروانسراست ، نه دل

 

از آد مها بگذر!

ناراحت این نباش که چرا جاده ى رفاقت با تو همیشه یک طرفه است !

مهم نیست

 اگر همیشه یک طرفه اى شاد باش که چیزى کم نگذاشته اى و بدهکار خودت ، 

رفاقتت و خدایت نیستى

 

قسمتى ازمتن موجود نیست

بقیه ى متن هم موجودنیست

اصلأ متنی درکارنیست

فقط خواستم بگم بیادتم!

 

یادمان باشد که قصه ى کودکمان را با یکى بود یکى نبود آغاز نکنیم

از ابتدا بیاموزیمشان اگر یکى نباشد دیگرى هم نیست

 

نمی دانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند

می گویند حساسیت فصلی است

آری من به فصل فصل این دنیای بی توحساسم

 

دلتنگی هایم را با کدام قایق خیالی روانه دل دریاییت کنم تا بدانی دلتنگتم

دوستی ها کمرنگ

بی کسی ها پیداست

راست گفتی سهراب

آدم اینجا تنهاست

 

ازمن دلیل دوست داشتنت رامی پرسند!

آخر چطور عظمت روحت را برایشان شرح دهم ؟

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هشتاد و هشتم


یک خاطره از تو برای من مانده

فقط یک خاطره. . .

خنده وقت رفتنت . . . !

*******************

درست است که اشتباه از من بود

اما سوء تفاهمی بود که دهانم که هیچ

تمام بدنم را سوزاند از آش نخورده!

بدان که هر موقع که عزم آمدن کردی فکر دیر بودن را نکن

من با آغوشی باز تو را به سینه میفشارم …

*******************

زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار

بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش رانداری…

*******************

دود اگر بالا نشیند کسرشان شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است

*******************

خدایا

درانجماد نگاه های سرداین مردم

دلم برای جهنمت تنگست!

*******************

پیشتر ها عشق زیباروى بود

جارى و آرام مثل جوى بود

آه اماعشق هامان زرد شد

گرمى کاشانه هامان سرد شد

روزهاى غرق نیلوفرگذشت

غصه آمد آب هم ازسرگذشت

آه اگریک لحظه دل یارى کند

قلب هامان هم وفادارى کند

من تمام شب صدایش می کنم

باشقایق آشنایش میکنم

حیف اماقلب هامان خالى است

عشق هامان چون خزان شالى است

*******************

کاش توى جاده هاى زندگى

خنده هم از گریه سبقت مى گرفت

*******************

عشق با حسرت دیدار تو بودن زیباست

*******************

میدونی غربت یعنی چی؟

یعنی ازصدا و نگاه کسی که دوستش داری ، دورباشی

*******************

شب را دوست دارم

چرا که در تاریکى چهره ها مشخص نیست

و هر لحظه این امید در درونم ریشه میزند که

آمده اى! ولى من ندیدمت…

*******************

دو چیز ازیاد آدم ها نمیره

دوستای خوب و روزهای خوب و یه چیزی همیشه به یادگار می مونه

روزهای خوبی که بادوستان خوب گذشت!

*******************

زیاد خوب نباش زیاد دم دست هم نباش

زیاد که خوب باشى دل آدم ها را مى زنى

آدم ها این روزها عجیب به خوبى به شیرینى آلرژى پیدا کرده اند

زیاد که باشى ، زیادى مى شوى . . .

*******************

سری را که درد نمیکند دست مال نمیبندند

اما سر من درد میکند برای دستی که مال تو باشد

*******************

مشکل از تو نبود ، از من بود

با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود

*******************

می توان از آب و از نان ، و از جان خود حتی گذشت

ممکن اما نیست مجنون بود و از لیلا گذشت

عاشقان را جامه ای پوشیدنی جز چشم نیست

یا ز خیر عشق یا می باید از دنیا گذشت

*******************

همین که یاد ما هستی دمت گرم

همین که مرهم دردی دمت گرم

در این دنیا که مردم بی وفایند

همین که با وفا هستی دمت گرم

*******************

تو را چون آب دریا دوست دارم

به قدر خواب و رویا دوست دارم

سرکاری ! همه اینها دروغه

تو را من بیش از اینها دوست دارم

*******************

سخت است وقتی از بغض

گلو درد میگیری و همه میگویند لباس گرم بپوش

*******************

سرمای نبودنت بدتر از سرمای زمستان است

به لرزه انداخته چهار ستون دلم را

*******************

خوشبختی من پیدا کردن “تو” از میان این همه ضمیر بود

*******************

دوست داشتنت معادله ایست که نفس هایم را اثبات می کند

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هشتاد و هفتم


قلبم آسمون می شه به شوق خوابیدن ستاره ی وجودت

کاش از میون همه ی ستاره ها تو سهیل نشی !

 

بمان با من که من بی تو صدایی خسته در بادم

در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم

 

برای پریدن لازم نیست پرنده باشم

همین که تو بخندی بال در می آورم

 

کاش می توانستم تورا آنگونه بخندانم

تا سیر شوی از خندیدن با کسانی که لیاقت لبخندت را ندارند!

تقصیر من چیست که نمی توانم نقش بازی کنم؟

 

اینجا همانجاست که نباید باشی

غم انگیز است اگر تو را نخواهد

مسخره است اگر نفهمی

احمقانه است اگر اصرار کنی

 

عشق از میدان مین خطرناک تر است

مین عمل نکرده پایت را از کار می اندازد

خاطره ی عمل نکرده  قلبت را

 

آمده بودم به‌ تو بگویم هنوز دوستت دارم

اما بر زبانم این‌ طور آمد که هر وقت دلت خواست حرف بزنی تماس بگیر !

 

ماهی اسیر تنگ باشی و یارت در دریا

باله ات زخمی و گریه ی بی صدا واویلا

 

وقتی نیستی یا دلم می گیرد یا باران

 

این پیام فقط جهت زدن حاضری در دفتر رفاقت بود تا بدونی بیادتم

 

وصیت کردم بعد مرگم قلبمو اهدا کنند

اما گفتند اجازه ی صاحبش لازمه  اجازه می دی ؟

 

ناز آن چشمی که سویش مال ماست

ناز آن زلفی که تارش مال ماست

ناز آن چوپان که سازش مال ماست

ناز آن دوستی که قلبش یاد ماست

 

از تنهایی پرسیدم برای عشقم چه بنویسم

گفت : بنویس ما را چون روزگار فراموش مکن

 

دلم دل نیست ، دریا نیست ، مرداب است

که موجی هم سراغش را نمی گیرد

نه میل زیستن دارد نه می میرد …

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هشتاد و ششم


در عشق، يك نفر به اضافه ي يك نفر مساوي يك است.

************

در عجبم از کار خدا!

تو را آفریده وازمن انتظار یکتاپرستی دارد ...

************

همیشه به تو می رسند

ته دیگ دل نوشته هایم دیگر همه دستم را خوانده اند...

************

باشی یا نباشی روزها شب میشود اما ...

این شب کجا و آن شب کجا ...!!!

************

هی فلانی ! رفتن حق همه ی آدمهاست...

فقط خواستم بدونی ، اگه مونده بودی.. تابستانم <قشنگ>تر بـــود ...!

************

آنقدر میوه های سمپاشی شده به خوردمان دادند ،

که این روزها با حرف هایمان هم آدم می کشیم ...

************

ابر دودِ سیگارِ مردی است که حرف هایش را می خورد و بعد فوت می کند

غم که زیاد باشد باران می بارد

************

هر چقدر هم که بگویی : تنهایی خوب است؛

هم من و هم تو میدانیم که: تنهایی خوب نیست ...

ولی چه میتوان کرد وقتی خوبی نمانده تا به تنهایی،

واژه تنهایی را از تخته سیاه زندگی پاک کند ...

************

گاهی نگاهم در تمام روز با عابران ِ ناشناس ِ شهر احساس گنگ آشنایی می کند

گاهی دل ِ بی دست و پا و سر به زیرم را آهنگ یک موسیقی غمگین هوایی می کند .

************

اعتماد ...

بهترین گواه عشق ست...

************

در خــيــالــم بــا خــيــالــت

بــي خيــال عــالــمــم…

************

این روزهــــا زیادی ساکتــــ شده ام حرفــــ هایم نمی دانم چــــرا به جای گلــــو ،

از چشــــم هایم بیرونــــ می آیند . . .

************

عکسهای قدیمی ام رقبایم شده اند

تصوير زنی كه روزی دوستش داشتی…

************

خوانده بـــــــــــود؛ "زير باران بايد رفت..."

فكر مي كــــــرد،

زير باران بايد، رفت...!

************

چه کسی برای عشق بازی من…

شعر اتل متل خواند…؟؟؟

که پایت را به راحتی از زندگیم ورچیدی….

************

غــم که نوشتن ندارد نفوذ می کند در استخوان هایت…

جاسوس می شود در قــلبتـــ آرام آرام از چشم هایت میریزد بیرون…

************

"پـ ـوسـ ـت کـ ـلـ ـفـ ـتـ ـی"

ربطـی به آدم بـودن نـدارد...

فـقط مـسیر اشـک هایـت

پـشـت و رو مـی شـود،

به جای بـیرون ، می ریـزد تو...

************

صدا ، رفت ...!!

تصویر ، رفت. . .

خاطراتش ، موند و نرفت

************

هیچ چیز «خیلی» به درد نمیخورد.

هر کاری را که «خیلی» انجام دهی، مضر میشود؛

مثلا «خیلی» امیدوار باشی یا «خیلی» ناامید...

حتی اگر «خیلی» زندگی کنی، میمیری

************

رفتنت آنقدرها که فکر می کنی فاجعه نیست!

من مثل بیدهای مجنون ایستاده می میرم!

************

سکوتم را گوش کن ،

گریه ات میگیرد...

************

عصری که شرم و حق حسابش جداست

و عشق سوءتفاهمی ست که با "متأسفم" گفتنی فراموش می‌شود...

************

زندگــــی درد می کـــــند ،

و بارانی که نمی داند چرا و می بارد...

************

وضعیت خوبی ندارم مرا ببخش!

دستم از اشیاء رد میشود رد میشود از تلفن فراموشت نکرده ام

فقط کمی... کمی مرده ام!

************

میخوای بیای، بیا! ولی قول بده هر روز یه عطر متفاوت بزنی...

قول بده هیچ آهنگی رو دوست نداشته باشی...

خاطره داشتن با بوی یه عطر، با یه آهنگ خیلی غمگینه...

بیا! ولی بی بو، بی صدا...

این شکلی تموم شدنش راحت تره؛ عذاب بعدشم کمتر...

************

خاطراتم درد میکند !

جایی که تلاقی روزگار من و هوس تو بود ، عجیب تیر می کشد.

************

ﻋﺸﻖ, اﻳﻦ ﻏﻮﻝ ﺳﻴﺎﻩ ﺯﻧﺠﻴﺮ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ

ﻣﻴﺎﻧﻪ ﻣﺎﻥ ﺭا ﺑﻬﻢ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ,

ﮔﺎﻫﻲ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ ﻛه اﻭ ﺭا،

ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻲ...

************

وقتی کسی تو را عاشقانـــــــه دوست دارد

شیوه ی بیــان اســم تـو

در صدای او متفاوت است

و تــــو می دانی که نامت

در لبهـای او ایمن است...

************

او دو زن دارد

یکی در تختخوابش می خوابد

دیگری در بستر رویاهایش

او دو زن دارد

که او را دوست دارند

یکی در کنارش پیر میشود

دیگری جوانی اش را به او هدیه میدهد

و میگذرد...

او دو زن دارد

یکی در قلب خانه اش

دیگری در خانۀ قلبش.

************

بهانه هم اگر میگیری بهانه ی مرا بگیر

تمامِ خواستن را وجب کرده ام تمامِ خواستن را

هیچ کس به اندازه ی کافی‌ عاشق نیست و هیچ کس

هیچ کس به اندازه ی من عاشقِ تو و بهانه‌هایِ تو نیست

************

تراکم این همه آغوش های باز دروغ است

باورم قد نمی دهد برای فرار از یاد تو

بازی می کنم با کلمات

و تو…برای فرار از یاد دیگری

بازی می کنی…با من

می خواهم پوست بیندازم از این تنهایی ،

لازمه اش وجود یک تو ست

تو اعتبار به رخ می کشی …من اعتماد

تو مردانگی ،من زنانگی

من آدم روز های پاییزی ِ ناخوش

تو آدم روز های بهاری ِ خوش

من آدم ِ ماندن تو آدم ِ رفتن…

************

همه ی کوچه ها را گشته ام ایستگاه ها، فرودگاه ها، پارک ها

کافه های شلوغ پاتوق های کوچک خیابان ها و میدان ها

حالا من به آسمان هم نگاه نمی کنم زیرا در آنجا هم نیستی

آب شده ای در چشم هام یک قطره ی پاک.

خانه را هم گشته ام بانوی من!

می شود کمد لباس را باز کنم تو آنجا باشی و بخندی باز؟ می شود؟

************

هربار که به تو فکر می کنم

انقراض آغوشم یک نسل به تاخیر میافتد

و چیزی به نبضم اضافه می شود که در شعرهایم نمی گنجد

کافیست نام تورا بخوانم

تا ببینی لکنت، عاشقانه ترین لهجه هاست

و چگونه لرزش لبهای من دنیا را به حاشیه می برد،

دوستت دارم با تمام واژه هایی که در گلویم گیر کرده اند

و تمام كلمات غمگینی که برای تو شعر می شوند.

دوستت دارم با صدای بلند

و خواستن تو جنینیست در من

که نه سقط می شود نه به دنیا می آید...

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هشتاد و پنجم


با تمام احترامی که برای “شما” قائلم

اما “تو” را دوست دارم !

************

من با همه فرق دارم !!!

چون من تــــــــو را دارم …

************

بودن تو دلیل نمی خواهد

تو خودت دلیل بودنی

بودن من را دلیل باش …

************

دوست داشتن ساده است و باور کردنش سخت

تو ساده باور کن که من سخت دوستت دارم …

************

با تو قدم زدن را آنقدر دوست دارم که به جای خانه

برای عشقمان جاده خواهم ساخت …

************

با مداد کودکیم مى نویسم دوستت دارم

چون کودکى هیچوقت دروغ نمى گوید !!!

************

دلگیرم که سرمای دوری ات

خانه ام را سیاه کرده است

و دودکش ها

نفس شان از جای گرم بلند می شود

************

ردیف وقافیه نمی خواهد !

بوی آغوش تو ،

هر دیوانه ای را

شاعر می کند...!!!

************

دارم تقویم زندگیمو ورق میزنم

روزای با تو بودن یه طرف

روزای دیگه م برن به جهنم...

************

تو که نباشی

میانِ سربه‌راهی و روبه‌راهی

هـیـچـ کـدام را نیستم

آ و ا ر ه ا م

تو که نباشی . . .

************

مادر بزرگ!

حنایت رنگ ندارد دیگر.

او که آخرِ قصه قرار بود بیاید

اول قصه رفت!

************

گاهی بوسه های وقتِ خداحافظی معجزه میکنند ...

رفتنت را برای همیشه به تاخیر می اندازند ...

************

دوستت دارم ها را سنجاق می کنم

به موهایت

شانه می کنی ، طغیان گرهای مشکی را

کف اتاق پر می شود از دوستت دارم ها

************

انسان‌هايي بوديم که به پاک کردن عادت داشتيم

ابتدا اشک‌هاي‌ مان را پاک کرديم سپس يکديگر را...

************

منم

پرِ افتاده ی پرنده ای

که پرواز کرده است

این من دگر من نیست...

************

درگیر ِ من خواهی بود...

و تظاهر می کنی

نیستی،

مقایسه، تو را از پا در خواهد آورد

من،

می دانم به کجای قلبت شلیک کرده ام...

"تو"

دیگر

خوب نخواهی شد ...

************

روزهایم بی باران چه سخت

می گذرند

و چه بیهوده,

من به هیچ نزدیکم

و دلم

هوای پاییز چشمانت را کرده,

یکبار ببار!!!!

************

مثل تو مثل دست هايت، بي خودي سردم

ديگر جوابم كرده حتا قرص سردردم

دوزاري ام از شاخه ها افتاد؛ پاییز است!

پشت چراغ زرد ماندم يا خودم زردم؟

شاعر صدايم مي كنند اما نمي دانند

حتا به فصل سرد هم ايمان نياوردم

عاشق شديم و بي خودي مشكل تراشيديم

حافظ به من مي گفت! من باور نمي كردم

مي خواستم بگريزم از روياي آغوشت

از گريه روي شانه هايت سردرآوردم

اول تو از اينجا برو قول شرف با من

هر روز دنبال تو... نه! دور تو می گردم

************

عشق برخي اوقات تحمل كردن است اينكه با وجودِ زخم‌هاي زندگي

بتواني هنوز پا برجا باشي...

عشق گاهي زندگي با سينه‌ايي بدونِ نفس است

و بدان كه مرگ، قلبي است، بدون عشق

عشق برخي اوقات سنگين است. همچون، سنگينيِ لياقتِ دوست داشتهِ شدن

عشق برخي اوقات زندگي دوباره است

عشق

زنده نگه داشتنِ كسي در درونت است با وجودِ فاصله‌هاي دور...

************

ساده دلانه گمان میکردم تو را در پشت سر رها خواهم کرد! در چمدانی که باز کردم، تو

بودی هر پیراهنی که پوشیدم عطرِ تو را با خود داشت

و تمام روزنامه های جهان عکس تو را چاپ کرده بودند! به تماشای هر نمایشی رفتم تو را

در صندلی کنار خود دیدم! هر عطری که خریدم، تو مالک آن شدی! پس کی؟ بگو کی از

حضور تو رها میشوم! مسافر همیشه همسفر من!

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هشتاد و چهارم


» ماهی شده بود باورش که اگه تور بندازن سرش ، میشه عروس ماهیا  ، شاه ماهی میشه همسرش  ، ماهی باورش نبود ، تورو اگه بندازن سرش ، نگاه گرم ماهیگیر میشه نگاه اخرش !

» ماهی قرمز کوچکی هستم در دل شیشه ای تو ، مراقب دلت باش که نشکند تا من نمیرم !

» توی دنیا عاشقا چه بیکسن ، همیشه منتظرن دلواپسن ، اینو گفتم تا بدونی عاشقی خیلی خطر ناکه حسن !

» اگر کسی را دوست داشته باشی نمیتونی توی چشم های اون زل بزنی ... نمیتونی دوریش را تحمل کنی ... نمیتونی بهش بگی که چقدر دوستش داری ... نمیتونی بهش بگی چقدر بهش نیاز داری ... واسه همینه که عاشق ها دیوونه میشن !

» عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد

» زندگی قشنگه اگه برای تو باشه ... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه ... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه ...  من قشنگم اگه با تو باشم ... اما تو هر جور باشی قشنگی

» همیشه دوست داشتم ابر باشم چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه

» اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلندترین قله ی دنیا مینوشتم ، اگه معلم ادبیات بودم اسمتو تو تمام شعرام می آوردم ، اگه معلم شیمی بودم اسمتو در گروه حلال ترین محلول ها قرار میدادم ، اگر معلم زیست بودم قلبت رو از مهربون ترین قلبها مینوشتم ...

» میدونی فرق تو با کفش چیه کفش لنگه داره ولی تو لنگه نداری

» یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم ... گرچه در خویش شکستیم جفایی نکنیم .... یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ... طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم

» من تو این دنیا ۳ تا دوست دارم ، خورشید و ماه و تو ، اولی رو برای روزام میخوام ، دومی رو برای شبام میخوام اما تو رو برای تک تک لحظه هام میخوام

» زندگی وقتی قشنگه که در کتاب قانون آن ، اصل معرفت ، ماده محبت و تبصره عشق نوشته شده باشه

» رنگین کمان پاداش انهایی است که تا آخرین لحظه زیر باران میمانند

» تو را از بین صدها گل جدا کردم ، تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم ، برای نقطه پایان تنهایی ، تو تنها اسمی بودی که صدا کردم

» کاش میشد اشک را تهدید کرد ، مدت لبخند را تمدید کرد ، کاش میشد در میان لحظه ها ، لحظه ی دیدار را نزدیک کرد

» طبق آخرین آمار کم جمعیت ترین جای دنیا کجاست ؟ ... نمیدونی ؟ ... قلب منه دیگه ، چون تنها تو ساکن اونی

» میخوام من چاقو باشم تو سیب باشی ، میدونی چرا ؟ چون چاقو موقع پوست كندن سیب دورش میگرده

» هرگز به دنبال کسی نباش که بتونی باهاش زندگی کنی ، بلکه به دنبال کسی باش که بی اون نتونی زندگی کنی

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هشتاد و سوم


یک نفر هست که از پنجره ها

نرم و آهسته مرا می خواند

گرمی لهجه ی بارانی او

تا ابد توی دلم می ماند

.............................................

تورا در قلب شعرم می گذارم

به نام عشق آن را می نگارم

تمام حرف من در شعر این بود

تو را تا بی نهایت دوست دارم

.............................................

کاش بودم تک درختی در میان قلب تو

تا وجودم میوه می داد از محبت های تو

.............................................

میان بندگانت هرچه دیدم هوس ها جانشین عاشقی بود

به دستان دروغین محبت گلی دیدم شبیه رازقی بود

.............................................

به امید چتر فردایت خیس بارانم

از طلوع عشق تا غروب سرنوشت دوستت دارم

.............................................

در سکوت دادگاه سرنوشت

عشق بر ما حکم سنگینی نوشت

گفته شد دل داده ها از هم جدا

وای بر این حکم و این قانون زشت

.............................................

از دیار آشنایی پا کشیدن مشکل است

از تو ای آرام جانم دل بریدن مشکل است

.............................................

دل رو زدم به دریا

زدم برات پیامی

فقط برای اینکه

نگی که بی مرامی

.............................................

ای نگاهت پلی از مخمل و از ابریشم

روزگاریست که تنها به تو می اندیشم

.............................................

به پرستو نباید دل بست زیرا که او نازک دل است

و می گریزد از ما مانند باد از سرما

و فراموش می کند تمام روزهای باهم بودن را

.............................................

شاخه گلت سال ها بود

در میان دفترت خوابیده بود

بی اجازت امروز بیدارش کردم

.............................................

همه بغض من تقدیم غرور نازنینت باد

غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد

.............................................

خیالت راحت

دیگر اشکی نیست که به بالینت بریزد

و احساس را شکوفا کند

تنها بغضیست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم می تازد

.............................................

بریدم بند ناف دلبستگی را با قیچی دلسردی

.............................................

چون کودک بی اراده راه افتادم

با پای نگاه  در گناه افتادم

از گونه به سمت چانه ات لغزیدم

از چاله درآمدم به چاه افتادم

.............................................

آهای بی مروت

پاسخ دوست دارم مرسی نیست

.............................................

ارزش قطره های باران را گل های تشنه می دانند

و قدر دوستان خوب را دل های تنگ

.............................................

بیایید دوباره به عشق خود سری بزنیم

برای دیوار بلند آرزوهایش دری بزنیم

در آسمان زندگیش مهر و باوری بزنیم

اگر قرعه ی بد افتاد بناممان

بیایید تلاش کنیم قرعه ی بهتری بزنیم

.............................................

معلم به خط فاصله می گفت : خط تیره

خوب می دانست فاصله ها چه به روز آدم ها می اورند

.............................................

گویند غروب جایی است که آسمان زمین را می بوسد

من امروز غروب می کنم

کجایی ای آسمان من

.............................................

خسته ام از این زندان که نامش زندگیست

‌پس قشنگی های دنیا مال کیست ؟

باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست

ساختم با درد تنهایی مگر تقدیر چیست؟

.............................................

صبر کن سهراب …

قایقت جا دارد؟

من هم از همهمه ی روی زمین بیزارم

.............................................

کوتاهی زمان را وقتی فهمیدم که در کنارت بودم

و طولانی بودن آن را وقتی فهمیدم که در انتظارت بودم

حالا که من دلتنگم زمان ایستاده

.............................................

به ماه تولدم رسیده ام و تو هنوز نیامدی

شاید منتظری به ماه مرگم برسم و بیایی

.............................................

آرزوهایم هوایی شده اند

مدام بر باد می روند!

.............................................

می گی بی خیـــــــالت شَم ؟

خُوب لَعنَتـــــــی …

تُـــو بی خیــــــــالِ اون شُو !

.............................................

بــــآور کن تــوقعِ زیآدی نـــیست

اینـــــکه فقـــط گـاهی احـسآس کنم

یـــک مـــــرد آغــــوشش را بــــرایِ گــــریه هــآیم بـــــآز کــــرده!

.............................................

در ســــتایش ِ چشــــم هایــت شــعری نــمی توان گفت

خاضـــعانه تنــها بــاید تماشـــا کــرد ، مســت شد ، رهــا شد

.............................................

تو رفتی . . .

انگار که من از اولش نبودم !

من ولی می مانم انگار که تو تا آخرش هستی !

.............................................

تــو به رفتنت ادامه بده

این اشک ها ربطی به تــو ندارد

.............................................

اصراری برای آمدنت ندارم …

تو را لحظه ای می پذیرم

که با دل خود بیایی نه با اصرار من!

.............................................

ای خدا

خون ما جاری به عشق کیست

.............................................

شیرین بهانه بود

فرهاد تیشه میزد تا نشنود صدای مردمانی که در گوشش می خواندند

بفهم دوستت ندارد

.............................................

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

.............................................

همیشه این واسم سوال بود که عشق چیه ؟

اما الان با تو به زیباترین جواب رسیده ام

.............................................

آرزویم با تو بودن با تو موندن است ، حتی اگر فقط یک شب باشد

دوست دارم زمان در عشق تو بگذرد ، دوست دارم با تو جان گیرم

با تو جان ببازم ، تو اجازه دادی عشقت را احساس کنم

تو به من دل سپردی من هم دلمو باختم ، پس با تمام وجود میگویم تو را می پرستم !

.............................................

در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی ؟

عشق من در آینه ای است که هر روز به آن می نگری !

.............................................

به یاد آشنایان آشنا باش

به پیوندی که بستیم با وفا باش

همیشه یاد تو در خاطرم هست

تو هم هرجا که هستی یاد ما باش

.............................................

اشک ها اسکی سوارانی ماهرند که از زیر چشم ها شروع به حرکت می کنند

و از گونه ها با مهارت می پرند و در کنار لب ها از خط پایان می گذرند

.............................................

به درد هم اگر خوریم قشنگ است

به شانه ، بار هم اگر بردیم قشنگ است

در این دنیا که پایانش به مرگ است

برای هم اگر مردیم قشنگ است

.............................................

گر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید ، برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم

اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید ، برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن را خواهم زد

عشق بها دارد ، من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم و یک دنیا اشک

آری ، عشق بها دارد

.............................................

ارزش بودنت را همیشه از اندیشه ی یک لحظه نبودنت می توان فهمید

.............................................

پروانه صفت چشم به او دوخته بودم

وقتی که خبردار شدم سوخته بودم

خاکستر جسمم به سر شمع فرو ریخت

این بود وفایی که من آموخته بودم

.............................................

بهار ثانیه ثانیه پیشتر می آید

و اینجا کسی هست که به اندازه ی تمام شکوفه های بهاری

برایت آرزوهای خوب دارد

.............................................

از استخوانم برایت قلمی می سازم

و از خونم مرکب تا بنویسم دوستت دارم

.............................................

من که در پیله ی خویش شوق پروانگی از یادم رفت

لااقل موقع رفتن بسپار ابر جای تو ببارد به سرم

ماه جای تو بتابد به شبم و سرانگشت بزند گاهگاهی به دلم

شاید این تلخی ایام غم انگیزم را باز با یاد تو از یاد ببرم !

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هشتاد و دوم


ای گل سرخ پاییزم شبت به خیر عزیزم

بوسه به پات میریزم شبت به خیر عزیزم

وقت لالایی گفتنه تو خوب بخوابی عشق من

عشقو به پات میریزم شبت به خیر عزیزم

 

خوابی؟دلم می خواد آروم خوابیده باشی، بی ترس، بی دلهره، بی دلتنگی

دلم می خواد وقتی خوابی اونجا باشم، دم در وایسم، سرمو بچسبونم به چارچوب، نگات کنم

خوب بخوابی گلم

خوابای رنگی ببینی

 

باز صدا می زنم تو را …. امشب بازم میسپارمت به اون کسی که تو دیار بی کسی

بین همه دلواپسی مونس و همدمم بوده تو رو به من هدیه داده

شب به خیر نازدانه گلم

 

باز هم شب شدو و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند

اما تو چشماهای زیبایت را به رویاها بسپار….

 

ای اشک روان بگو دل‌افزای مرا

آن باغ و بهار و آن تماشای مرا

چون یاد کنی شبی تو شبهای مرا

اندیشه مکن بی‌ادبیهای مرا

 

گوشه تا گوشه ی جنگل تو بخواب و نترس…شیرها خاطرشان هست که تو آهوی منی…..شب بخیر آهوی من.

 

امیدوارم امشب که میخوابی قشنگترین و بهترین آدم دنیا رو تو خواب ببینی

ولی سعی کن بهش عادت نکنی چون من هر شب نمیتونم بیام به خوابت !

 

خورشید خاموش ، ستاره روشن

آسمان آبی خاموش ، آسمان سیاه روشن

همه چیز اماده ست که توی خواب امشب

تو رو توی رویاهام ببینم

بهانه بیدار شدنم ، شبت به خیر . . .

 

میخوام وقتی تو خوابی کنار تو بشینم اگه یه وقت خوابم برد باز خوابتو ببینم

مواظب خودت باش شبت به خیر عزیزم ای کاش میشد تو خوابت رنگین کمون بریزم

 

خوش آمدی مسافر سرزمین “رویاهای شیرین”

خواهشمند است در بستر بالش خود ارام باشید

تا لحظاتی دیگر اماده پرواز خواهیم شد

تا صبح فردا سفر خوبی برای شما آرزومندیم

(خلبان خطوط هوایی “رویا”) !

 

‌ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺑﺮﺩ ﺑﺎﺯ ﺧﻮﺍﺑﺘﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ

ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﺷﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﯿﺮ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﻮﻥ ﺑﺮﯾﺰﻡ

 

عزیزم

پرده چشماتو آروم میکشم روی چشات

بوسه دوستت دارم رو میگیرم از گونه هات

شب به خیر احساس من . . .

 

ﻻ‌ﻻ‌ﯾﯽ ﻻ‌ ﻻ‌ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﺍﯼ ﮔﻞ ﻧﺎﺯﻡ

ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﺸﺎﯼ ﺗﻮ ﻗﺼﻪ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﻡ

ﻻ‌ﻻ‌ﯾﯽ ﻻ‌ ﻻ‌ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﺍﯼ ﮔﻞ ﺳﻮﺳﻦ

ﻫﻤﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﻭﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻦ…

 

لالایی کن بخواب قشنگترین یار

منو از خواب غفلت کردی بیدار

لالایی کن بخواب معنی عشقم

الهی بمونی تو سرنوشتم

لالایی کن شبت به خیر عزیزم

تمام عشقمو به پات میریزم

 

خوابای رنگی بیبینی

خواب دلتنگی نبینی

شبت به خیر ای مهربون

خوب بخوابی عزیز جون

 

شبت شیک

شبت بهشت

شبت رنگارنگ

شبت ستاره بارون

شبت پر خاطره

 

امیدوارم امشب که می خوابی سفر زیبایی داشته باشی به دنیای رویاهاعزیزترینم،

تا برگردی به انتظارت بیدار میمونم . . .

نامه ای عاشقانه از دکتر علی شریعتی


باتو،همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند

 باتو،آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند

 باتو،کوه ها حامیان وفادارخاندان من اند

 باتو،زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند

 ابر،حریری است که برگاهواره ی من کشیده اند

 وطناب گاهواره ام را مادرم،که در پس این کوه هاهمسایه ی ماست در دست خویش دارد باتو،دریا با من مهربا نی می کند

 باتو، سپیده ی هرصبح بر گونه ام بوسه می زند

 باتو،نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند

 باتو،من با بهار می رویم

 باتو،من در عطر یاس ها پخش می شوم

 باتو،من درشیره ی هر نبات میجوشم

 باتو،من در هر شکوفه می شکفم

 باتو،من درمن طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم

 باتو،من در روح طبیعت پنهانم

 باتو،من بودن را،زندگی را،شوق را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی را می نوشم

 باتو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،

 غرقه ی فریاد و خروش وجمعیتم،درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند وگلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند وبوی باران،بوی پونه،بوی خاک،شاخه ها ی شسته، باران خورده،پاک،همه خوش ترین یادهای من،شیرین ترین یادگارهای من اند.

 بی تو،من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم

 بی تو،رنگهای این سرزمین مرا می آزارند

 بی تو،آهوان این صحرا گرگان هار من اند

 بی تو،کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند

 بی تو،زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد

 ابر،کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند

 وطناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند

 بی تو،دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد

 بی تو،پرندگان این سرزمین،سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند

 بی تو،سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است

 بی تو،نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند

 بی تو،من با بهار می میرم

 بی تو،من در عطر یاس ها می گریم

 بی تو،من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.

 بی تو،من با هر برگ پائیزی می افتم.بی تو،من در چنگ طبیعت تنها می خشکم

 بی تو،من زندگی را،شوق را،بودن را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی رااز یاد می برم

 بی تو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،نگهبان سکوتم،حاجب درگه نومیدی،راهب معبد خاموشی،سالک راه فراموشی ها،باغ پژمرده ی پامال زمستانم.

 درختان هر کدام خاطره ی رنجی،شبح هر صخره،ابلیسی،دیوی،غولی،گنگ وپرکینه فروخفته،کمین کرده مرا بر سر راه،باران زمزمه ی گریه در دل من،

 بوی پونه،پیک و پیغامی نه برای دل من،بوی خاک،تکرار دعوتی برای خفتن من،

 شاخه های غبار گرفته،باد خزانی خورده،پوک،همه تلخ ترین یادهای من،تلخ ترین یادگارهای من اند.

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هشتاد و دوم


یک قطعه قلب 3 در 4 . یک فتوکپی از صفا و صمیمیت .. و یک فیش عشق و علاقه لازم داری تا تمام قلبم رو به نامت بزنم

 

 دیروز به دیدنم آمده بودی با یک دسته

گل سرخ نگاهی مهربان ؛ همان نگاهی که

سالها آرزویش را داشتم و تو از من دریغ

میکردی ، گریه کردی و گفتی دلم برایت تنگ

شده است و من فقط نگاهت کردم وقتی

رفتی اشکهایت سنگ قبرم را خیس کرده بود

 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی ؟ آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی ؟ مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی ...

 

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

 

جیرجیرک به خرس گفت:دوستت دارم اما خرس گفت الان وقت خوابمه.خرس به خواب زمستونی رفت و نمیدونست عمر جیرجیرک 3 روزه

 

هر وقت گلی رو بو کردی هرگز اون رو نگاهش نکن چون اگه نگاهتو به خاطر بسپاره شوق دوباره دیدنت اون رو پرپر می کنه

 

میدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند

 

پیداست هنوز شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی ... وقتی که مرا از دل خود می رانی ... یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ... زرد است که لبریز حقایق شده است ...تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدی وگر نه می فهمیدی ... پاییز بهاریست که عاشق شده است

 

روز اول گل سرخی برام اوردی گفتی برای همیشه دوستت دارم روز دوم گل زردی برایم اوردی گفتی دوستت ندارم روز سوم گل سفیدی برایم اوردی و سر قبرم گذاشتی و گفتی منو ببخش فقط یه شوخی بود

 

افسوس می خورم ....چرا؟چرا با رفتن تو..............بهار می اید ؟...امدی در سرمای زمستان... به سردی زمستان بودی..... به غم انگیزی شبهای تنهایی..... به خشکی برف ...می روی..... بهار می اید ...به نظر معامله خوبی است....امید ان دارم بهار گلی بر چهره ات بنشاند ...چه امید مبهمی...گردش روزگار خطا ندارد ....زمستان هیچ گاه بهار را نمی بیند...

 

فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست

 

به شما گفته اند زندگی تاریکی ست و شما از فرط خستگی آنچه را خستگان می گویند تکرار می کنید.و من به شما می گویم که زندگی به راستی تاریکی ست مگر آنکه شوقی باشدو شوق همیشه کور است مگر آن که دانشی باشدو دانش همیشه بیهوده ست مگر آن که کاری باشدو کار همیشه تهی ست مگر آن که مهری باشدو هر گاه که با مهر کار می کنید خود را به خویشتن خویش می بندید و به یکدیگر و به خداوند خود

 

عشق یعنی عاشق شیدا شدن عشق یعنی گم شدن پیدا شدن عشق یعنی لاله ی پرپر شدن عشق یعنی در رهش بی سر شدن عشق یعنی دائما در اضطراب عشق یعنی تشنگی در شط آب عشق یعنی هفت وادی بی کسی عشق یعنی روز و شب دلواپسی

 

اتل متل جدایی ... عروسکم کجایی ؟ // گاو حسن پریشون ... یه دل داره پر از خون // عشقم که رفت هندستون ... خونه ام شده قبرستون // یه عشق دیگه بردار ... یه دنیا غصه بردار // اسمشو بذار بچگی ... تا آخر زندگی // هاچین و واچین تموم شد ... عمر منم حروم شد

 

یادته بهت گفتم كه خشت دیوار دلتم اما تو منو شكستی ولی خیالی نیست چون حالا خاك زیر پاتم

 

 آبی تر از آنیم كه بیرنگ بمیریم/ از شیشه نبودیم كه با سنگ بمیریم/تقصیر كسی نیست كه اینگونه غریبیم/شاید كه خدا خواست كه دلتنگ بمیریم..

 

نگه داشتن عشق مثل نگه داشتن آب تو دسته فکر می کنی تو دستته اما وقتی دستتو باز می کنی می بینی هیچی ازش نمونده جز خیسی خاطرات

 

آدما نمیتونن تغییر نكنن ، رابطه ها نمیتونن عوض نشن ، دنیا نمیتونه ثابت بمونه ، ولی یه دوست میتونه تا ابد یه دوست باشه

 

نشد یك لحظه از یادت جدا دل زهی دل ، آفرین دل ، مرحبا دل ز دستش یك دم آسایش ندارم نمی دانم چه باید كرد با دل ؟ هزاران بار منعش كردم از عشق مگر برگشت از راه خطا دل؟ به چشمانت مرا دل مبتلا كرد فلاكت دل ،‌ مصیبت دل ،‌بلا دل از این دل داد من بستان خدایا ز دستش تا به كی گویم خدا ، دل

 

پسر نگاهی به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستیم بیا یه آرزوی قشنگ بکنیم دختر با بی میلی قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکی تا آخر دنیا عاشق هم بمونیم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خیلی بی تفاوت گفت کاشکی همین الان دنیا تموم بشه ... وقتی چشماشو باز کرد پسر رو ندید فقط چند تا حباب رو آب دید

 

موقعی که داری واسه بدست آوردن کسی میدوی آروم بدو چون شاید یکی هم داره واسه بدست آوردن تو میدوه

 

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

 

یادته بهت گفتم كه خشت دیوار دلتم، تو هم منو شكستی ولی اشكالی نداره، حالا خاك زیر پاتم

 

من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام....من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام.... آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام.... در دلخود من به عشق پوچ توخندیده ام

 

چه کردی با خودت زیباشدی یار درون خفته راکردی توبیدار گرفتی دست من بردی به گلشن نمودی نرگس گیلاس طرّار

 

عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق با حسرت دیدار تو بودن زیباست

 

نه از خاكم نه از بادم نه در بندم نه از آدم

نه آن لیلا ترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم

فقط مثله تو غمگینم فقط مثله تو دلتنگم

اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم

بدون تو چه بیرنگم بدون تو چه بی تابم

 گل عشق تو هستم شبنمم باش

دلم دنیای زخمه مرحمم باش

زدرد بی كسی قلبم شكسته

به شهربی كسی ها همدمم باش

 

دیروزبا یه دسته گل اومده بودبه دیدنم

با یه نگاه مهربون همون نگاهی كه سالها

آرزوشو داشتم وازم دریغ میكرد گریه كرد

گفت دلش برام تنگ شده میخواستم

اشكاشو پاك كنم ولی نمی تونستم

فقط نگاهش كردم اون رفت

ولی سنگ قبرم خیس خیس بود...

 ابر بارنده به دریا گفت:

من نبارم تو کجا دریایی !

دریا در دلش خندید و گفت:

ابر بارنده تو خود از مایی !

 

لحظه رفتنی ست و خاطره ماندنی،

تمام ادبیات عشق را به یك نگاه می فروختم

اگر لحظه ماندنی بود و خاطره رفتنی ...

 

خیلی ها با كمك ستاره راهشون

و پیدا كردن و رفتن ستاره تا یادشه تو

سیاهی گم بوده ولی برای شادی راه

یافته ها باز هم با تمام وجود می درخشه؛

حتی از پشت ابر، حتی تو روشنی صبح ...

 

هیچگاه نگذار در كوهپایه های عشق

كسی دستت را بگیرد كه احساس

می كنی در ارتفاعات آن را رها خواهد كرد

 بیاموزیم اگر ستاره نیستیم،

ابر هم نباشیم تا جلو درخشش

ستاره ها را بگیریم.

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هشتاد و یکم


تو باشی

زهر مار هم می چسبد ،

امسال هم که سال مار است !

* * *

در این آشفته بازار

هر چقدر هم که گران باشد باز هم میخرم

نازت را میگویم !!

* * *

” تـــو ”

دو حرف بیشتر نیســـت ،

کلمه ی کـــوتاهی کـه برای گفتنش ..

جانم به لب رسید و ناتمام ماند ..

* * *

یادمان باشد در املای زندگی،

همیشه برای محبّت تشدید بگذاریم؛

تا از دوستیمون حتی نیم نمره هم کم نشود …

* * *

این روزهـــا دوباره افکارم به سوی تــــو پر می کشد

سنگش نزن تحمل کـــــن . . . !

* * *

عازم یک سفـــرم

سفری دور به جایی نزدیــــک

سفری از خود من به خـــودم

مدتی است نگاهم به تماشای خداســت

و امیـدم به خداوندی اوســـت…

* * *

بــــــاور نمی کنم

اینگونه عاشقـانه

در مـن ، حبس شده باشی!!

بگو با چه جادوئی

مرا اینگونه نا عادلانه وقف خودت کردی؟

* * *

وقتی دستان تو

در دستان من باشد

دست را می بــــازم

حتی اگر تـمـام حـکـم هـای دل

در دسـت من باشد . . .

* * *

” چشم هایم را میبندم ”

کور بودن را

به دیدنِ جایِ خالیت

ترجیـح میدهم

* * *

گزارش سازمان هواشناسی هرچه میخواهد باشد..

بدون تـــــــو…

هوا پس است…

* * *

اینجــا صـدای پـا زیــاد می شنــوم…!

امــا هیچکــدام تــو نیستــی …!

دلــــــم ؛

خـوش کرده خــودش را بــه ایـن فکــر ؛

که شایــد ؛

پابرهنه بیایی …

* * *

ضبط میکنــم تمــام حــرف هــایــت را

نــَ بــرای روزهای بی تـو بـودن

صدایتـــ انقدر ارامــم میکـند کــِ یـادم میـرود بایـد نفس بکشــم !!!

* * *

می‌دانی ؟

تنها دلیل این‌همه دیوانگی‌هایم

این‌ست که نمی‌خواهم

مدیون و گناهکار

روزی کشیده شوم

به دادگاه آرزوهایم‌!

* * *

تنها ” که باشی ؛

نه دلت دستمالی میشود

و نه خیالت انحصاری . . .

* * *

دلم میخواهد عاشق باشد

عقلم میخواهد عاقل باشد

این میگوید زود باش

آن میگوید دور باش

احساسم این روزها دوشیفت کار میکند

و حقوقش را از من میگیرد . . .

* * *

دلت آبی تر از دریا رفیقم

به کامت شادی دنیا رفیقم

الهی دائما چون گل بخندی

شب و روزت خوش و زیبا رفیقم . . .

* * *

رفتــم گفتـم از “خـــــیرش” مـی گــذرم

شنیـدم کـه زیــر لب گُفـت از “شــــــرش” خــلاص شـدم . . .

* * *

آرزویم این است :

“آرزویت” ساکن کوچه ی بن بست نباشد هرگز . . .

* * *

میگویند عشق خدا به همه یکسان است

ولی من میگویم مرا بیشتر از همه دوست دارد

وگرنه به همه یکی مثل تو میداد . . .

* * *

میگویند شکستنی رفع بلاست

ای دل تحمل کن شاید حکمتیست  . . .

* * *

از تنهایی هایم یاد گرفتم

جلوی تنها پسری که زانو می زنم، پسرم باشد.

آن هم برای بستن بند کفش هایش

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هشتادم


باور کن

“من” تنهاترین ضمیر دنیاست و “ او ” خوشبخت ترین ضمیر دنیا

چون “ تو ” را دارد . . .

 

سخت است

“او” کردنِ “تویى” که همه زندگى “من” بود !

 

ﻫﻤــــﻮﻥ ‫‏ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ

ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ

ﻭ ﺑﻔﻬـــــــــﻤﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ

ﺍﻣـــــــﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿـــــــﺎﻡ

ﺑــــــﺎﻭﺭﮐﻦ . . .

 

بزرگترین روانشناسان دنیایند ، دو چشمت

این قدر که امیدوارم می کنند ، به زندگی . . .

 

لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان را

روایت می کند چشمانت آهوی خراسان را

من از هر جای دنیا هرکه هستم عاشقت هستم

به مهرت بسته ام دل را ، به دستت داده ام جان را . . .

 

به من شلیک کن

حتی اگر به هدف هم نزنی

برایت خواهم مرد . . .

 

یه لیوان از تو اون کابینته بردار

+ خب.

- پرتش کن زمین.

+ خب.

- شکست؟

+ آره.

- حالا ازش عذرخواهی کن.

+ ببخشید لیوان. منظوری نداشتم.

- دوباره درست شد؟

+ نه…

- متوجه شدی . . .!!؟؟؟

 

گوش تلفن کر

“دوستت دارم ” را امشب

در گوش خودت

خواهم گفت !

 

من آنقدر دیوانه‌ام

که وقتی دورم میزنی

باز نگران تواَم،

سرت گیج نرود!

 

چیست از این خوبتر در همه آفاق کار

دوست به نزدیک دوست ، یار به نزدیک یار . . .

 

نوازشگر خوبی نبودی

سفید شده

تار مویی را که قسم خوردی با دنیا عوضش نمیکنی . . .

 

تـو که نیستی

من به عکس هایت می نگرم

این همان تنفسِ مصنـوعی است . . .

 

یه هوایت بگو آنقدر به سرم نزند…

من ! سرم درد میکند…

 

خدایا کاسه ی صبرم کوچک نیست ، این غمها بزرگتر از دل هستند . . .

 

وچه انتظار بزرگی است

اینکه بدانی

پشت هر “دوستت دارم”

چقد دوستت دارم…!

 

لحظات دوریت را با ساعت شنی می شمارم

اکنون یک صحرا گذشته است . . .

 

خدا را شکر بعد از اینهمه زندگی منم یه چیزی شدم

“فراموش”

 

شراب چند سالِ است

نامت!؟

به زبان که می‌آورم

مست می‌شوم!

 

بند ناف روحـم

از تـــو بـــریـــدنـــے نـیـسـت

ایـن هـمـه تلـا ش مـکـن!

مـن ایـن نـارسـے را

دوسـت دارم…

بـه هـر قـیـمـتـــے !!!

 

پله ها را بالا رفتم

پایین آمدم ،

عطرت یک جا

بَند نمی شود

 

لباس عید بپوش و میان شهر بیا

که عید بی تو فقط واژه ای ست در تقویم . . .

 

گاهی دلم برای گوشهایم می سوزد

طفلکی ها سکوت را هم باید گوش کنند . . .

 

باران بند آمد

ولی نبودن تو همچنان میبارد

باران بند آمد

ولی دوست داشتن تو بند نمی آید . . .

 

دلم کوه صبر است آبش مکن

گرفتار رنج و عذابش مکن

بیا خانه قلب من مال تو

ولی مرد باش و خرابش مکن . . .

 

گوگل غَلط های بیجا میکند!!

می‌توانست

تو

را می‌یافت

 

صدا میکنم ” تو ” را !

این ” جانی ” که میگویی ، جانم را میگیرد !

نزن این حرف ها را !

دل من جنبه ندارد . . .

 

به پای هم پیر شدیم …

من ، و خیال تو !

 

کنارم که هستی

زمان هم مثل من دستپاچه میشود

عقربه ها دوتا یکی میپرند

اما همین که میروی…

تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم

جانم را میگیرند ثانیه های

بی تو……

 

بیهوده تحریمم نکن

من ایرانی ام

برای داشتنت دنیا را هم دور خواهم زد . . .

 

تنهایی

چیزهای زیادی

به انسان می‌آموزد

اما تو نرو

بگذار من نادان بمانم . . .

 

آرام بگیر دلم …

تنگ نشو برایش …

مگر نشنیدی جمله ی آخرش را !

“چیزی بینمان نبوده”

 

ازکسانی که همه چیز را محاسبه می کنند بترس

وهرگز قلبت را در اختیار آنها نگذار

آنها حساب عشقی که نثار تو می کنند را نیز دارند

و روزی آن را با تو تسویه میکنند!

 

ته قصه ما تلخه دوست دارم ولی میری

آخه این رفتن اجباره ازم چشماتو میگیری

با این که از همه دنیا بدونت دیگه سیرم من

دلم میخواد دم رفتن بخندی تا نمیرم من . . .

 

خودم را یادم نمی‌آید

که از من

کمی”تو” باقی مانده و

دیگر هیچ . . .

 

سردش بود ، دلم را برایش سوزاندم !

گرمش که شد با خاکسترش نوشت

“خداحافظ”

 

قفس

یعنی دهان من

وقتی زبانم

روی اسم تو قفل می شود . . .

 

هزار تابلوی مونالیزا

به روی لب

و هزاران موزه هنر

درون چشمت داری

 

اینروزها

فکرم از خانه اش

فرار کرده است

یک خیابانی

به تمام معنا شده است

همان خیابانی

که با هم قدم می زدیم.

 

باختم تادلخوشت کنم

بدان که برگ برنده ات سادگیم نبود…دلم بود

 

تمام نیمکت های این پارک ۲نفره اند

بی خیال به درخت تکیه میدهم . . .

 

درد داره

یکی میشه همه ی زندگیت !

ولی …

هیچ جای زندگیت حضور نداره …

 

با تو ام رفیق!

اگر نمی توانی

به قلب من

برگردی

پس مرا

از قلب ات برگردان . . .

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هفتاد و نهم


یه لحظه گوش کن خدا…...

جدی میگم!!

نه بچه بازیه ،نه ادا اطوار…

اینور دنیا

حال ” خیلیا ” اصلا خوب نیست…..

یه دستی به زندگیشون بکش لطفا!!

صدايت در پيغامگيرِ تلفن ات مهربان است

تمام دلتنگى ام را مو به مو گوش مى كند

هر از چند گاهى خانه نباش تا سير درد دل كنيم!

 

بودن این روزهات از صد تا نبودن بدتره...

 

اگر کسی را دوست داریم،

این دوست داشتن را مانند آجر بر فرق سرش بکوبیم حتمن!

چون گاهی آدمها یادشان میرود که دوستشان داریم...

 

ﺑﺮﺍﻱ ﻫــﺮ کسی ، ﻳﻪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﺶ ﻫﺴﺖ

ﮐﻪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎﻳـﻲ ﺑﺸﻨﻮﻩ ﻧﺎﺧـﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺑﺮ ﻣﻴﮕﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺳﻤﺖ ...

 

هیچ کاری بی معنی تر از این نیست

که بخواهی برای کسی که برایش مهم نیستی از خودت بگویی...

 

آدما عادت دارن از هم دیگه بت بسازن

راه صد ساله رو یک ساعته چهار نعل بتازن

وقتی که قدیمی شد ، بگن دیگه خسته شدن

بگن این کهنه شده ، به اون یکی دل ببازن...

 

با اینکه بعضی کارها را نباید انجام داد اما به لذت اش می ارزد

مثل سر کشیدن پارچ آب آن هم در چله ی تابستان

و یا فکر کردن به تو وقتی می دانم معشوقه ی من نیستی!

خدا "شفا ندهد" وقتی این روزها دوست داشتن ات نوعی مرض شده است.

 

اینکه تو با دیگری باشی و من با خیال تو ...

صد شرف دارد به اینکه ...

من با تو باشم و تو با فکر دیگری ...!!

دست هایم را برای دست های تو آفریده اند

لبانم را برای یادآوری بوسه، به وقت آرامش...

 

فرق است بین کسی که فقط تو را می خواهد ،

و کسی که تو را هم می خواهد !

دعاکردیم که بمانی بیایی کنار پنجره ،

باران ببارد و باز شعر مسافر خاموش خود را بشنوی

اما دریغ که رفتن راز غریب همین زندگی است

رفتی پیش از آن که باران ببارد...

 

به قدر حسرت دستهای لمس نکرده مان؛

به قدر شوق بوسه های به لب نرسیده مان؛

به زیبایی صدای آرامت که در وحشت گرگ و میشها

در گوشم طنین انداز میشود که " دوستت دارم "

من هم دوستت دارم به همان زیبایی...!

 

چشمانم را به ابرها قرض می دهم

کافیست عکست را نشانم دهند

خشکسالی چند سال اخیر را جبران خواهم کرد

 

همین که هنوز هم می بینمت کافیست

خواه در خوابی عمیق باشد یا چرتی کوتاه !

 

توچطور می شود که هم میان کلمات منی

و هم در آغوش دیگری!؟؟؟؟؟

اینقدر سر به سر قوانین فیزیک نگذار!!!

با چشم های خیس

هر آنچه هست را دوتا می بینم

تو را که نیستی

هر پلک و هر نظر

هزار بار...

یاور مهدی پور

مخـاطبــ خـآصــ مـن

بـہ سـاבگـے یکــ لبخـنــد

رهـایمـ کــرد...

"او" رفـتـــ...

و مــنـــ عـاشـقـانــہ هـاے

بـے مخـاطبـم را بـه حـراج

گـذاشـته ام...

ﺍﮔﺮ ﻣﺜﻞ ﺁﺩﻡ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻛﻨﯽ، ﻏﺼّﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﯼ، ﺍﻣﺎ ﺧﻴﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺳﺖ.

ﺍﻣّﺎ ﺟﺪﺍﻳﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ، ﺧﻴﻠﯽ ﺑﺪ، ﻳﻚ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﻧﺎﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ،

ﺫﻫﻦ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻫِﯽ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ

ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﻳﻚ ﺫﺭﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﻣﺘﻮﻗﻒﺑﺸﻮﺩ ...

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑِﺮﻭﯼ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻤﺎ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻓﻴﻠﻢ ﺭﺍ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ !

تو كه نباشي ويز ويز مگس ها بيشتر است

- مگس ها هميشه دور شيريني نميپلكند

راست ميگويي

گندش را درآورده ام...

تلخم ، تلخ

 

دلتنگی راه را دور می‌کند! راه را دور می‌کند وُ رسیدن را، بعید می‌کند

دشنام را دوست داشتن می‌کند وُ قشنگ را، دشنام...

تاب را تاب می‌دهد، بی‌تاب می‌کند سراغِ دلِ تنگَ‌ش می‌رود وُ کار را خراب می‌کند!

ضایع می‌کند، کم می‌کند، دست ِ آدم را رو می‌کند...

دلتنگی، آدم را عاشق می‌کند!

 

کاش می دانستی ، عاشقی فرصت خوبیست برای خلق معجزه ،

با نیرویی از جنس تو ، از جنس من ...

آی تو ، بله با خود توام ...

باخبر باش!

چه بخواهی ، چه نه ...

در نبودت بسترم سرد نیست

من تا صبح آتش درونم را به آغوش می کشم.

« عشق یعنی ... »


نمی دانم " فرهاد " از چه می نالد

او که تمام زندگی اش " شیرین " بود

باشد اشکهايم تا دور دست ها جاري شوند.

تا عشقم هرگز نداند روزي براي او گريسته ام.

باشد که اشکهايم تا دور دست ها بروند.

سپس همه چيز را فراموش کنم

روياهايم را از ياد مي برم.روياهايي که مال من بودند روياهايي که نمي شناختم.

در زندگي حقيق عشق بايد باشد.حتي اگر پاسخ آني نداشته باشد.

کسي که خردمند است به اين خاطر است که عشق مي ورزد

و کسي که احمق است تنها به اين خاطر احمق است که فکر مي کند مي تواند عشق را بفهمد.

حقيقت همان جا هست که ايمان هست.

مي دانم که عشق و سد مثل هم اند اگر بگذاری ترک کوچکي ايجاد که فقط باريکه اي از آن بگذرد اندک اندک تمام ديوارها فرو ميريزد

و لحظه اي مي رسد که در آن هيچ کس نمي تواند جلو جريان آب را بگيرد.

اگر ديوارها فرو بريزند عشق همه چيز را در اختيار مي گيرد.ديگر برايش مهم نيست که ممکن چيست و نا ممکن چيست.

برايش مهم نيست که مي توانيم يا نمي توانيم

معشوقمان را در کنار خود داشته باشيم يا نداشته باشيم.

عشق يعني اختيار از کف دادن.

عشق مرا درک کن زيرا او تنها چيزي است که به راستي مال من است.

تنها چيزي که مي توانم با خودم به زندگي ديگري ببرم.

کاري کن که شهامت و پاکي اش را حفظ کند.

بتواند با وجود تمام مغاک ها و دام ها زنده بماند.

انتظار درد آور است.

فراموشي درد اور است اما بي تصميمي از هر رنجي بد تر است.

عشق يعني با ديگري يگانه شدن

بر گرفته از کتاب "کنار رود خانه پيدرا نشستم و گريستم" پائلوکوئليو

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هفتاد و هشتم


برای یک ماه نبودنت را سکوت می کنم !

سحر با یک عکس ، افطار با یک خاطره . . .

 

من هیچم

و تو در تمامِ هیچِ من همه ای . . .

 

تمام لحظات بودنـت را ،

ترس رفـتـنت

از من گـرفـت !!

 

با من رفت و آمد نکن

رفتن فعل قشنگی نیست...

با من فقط راه بیا

 

باید همیشه دور بود...

نزدیکی

کوری می آورد...

نزدیکی

خواب می آورد

عادت...

باید همیشه دور بود...!

(نزدیکی گند بالا می آورد...)

 

عشق های امــروزی بی نام قابل انتقال به غیر

و معاف از احساس میباشند . . .

 

چمدانها همیشه منتظر رفتنند ...

اگر آمدی دست خالی بیا !

 

تنهایی

يعني چاي

كه سرد مي شود در ميان خاطرات...

 

من از تمام آسمان یک باران را میخواهم

از تمام زمین یک خیابان را

و از تمام تو …

یک دست که قفل شود در دست من

 

عمری زندگی کردم تا بدانم عشق چیست

عشق یک فرصت است ، تکرار آن ممکن نیست .

 

دلم را

به روی عالم و آدم بسته ام

مگر ” دلبستگی ” همین نیست؟

 

آرزو هایـم زیر انبوهــــــی از خاکستـــر

هنوز نفــــــس می کشنــــد

هنوز شعــله ورنــد

نسیم مهربـانـی تو کـی مـی وزد...؟

 

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست !

مرا شاد میکند !

لبخند را به دنیایم هدیه میکند . . .

حتی این روزها گاهی پرواز میکنم !

من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز تو این دنیا دوست دارم !

 

خسته ام....نه از راهی که آمده ام !!!

یاانتظاری که گاه امانم را میبرد...

خسته ام از تکرار ندیدنت...!!!

 

نمیدانی

بوی کسی روی گونه ات جامانده باشد

چه سنگین است... !

قاعده همین بوده

از همان ابتدای انگور....

شراب هرچه تلخ تر گیراتــــــــــر

 

مثل قالی نیمه تمام

به دارم کشیده ای

یا ببافم

یا بشکافم

اول و آخر که به پای تو می افتم ...

 

در جنگ با تو

من به تنهایی

یک لشکر شکست خورده ام ....

 

و عشق قیچی شد !

وقتی تو سنگ شدی

و من کاغذی بی رنگ . . . !

 

بـا احـتـیـاط بـخـوانـیـد

سـطـح شـعـر لـغـزنـده اسـت.

بـس که شـاعـر سـطـر بـه سـطـر

بـاریـد و نـوشـت...

 

چشم‌های تو

معنای تمام جمله‌های ناتمامی ست

که عاشقان جهان

دستپاچه در لحظه‌ی دیدار

فراموشی گرفتند و از گفتار بازماندند

کاش می‌توانستم ای کاش

خودم را

در چشم‌های تو

حلق‌آویز کنم...

 

هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمد ،

بدون اینکه مجبورش کنی !

 

چقدر سخته تمام اعضای بدنت بخواهند حرف بزنند

اما ندانند چه می خواهند بگویند...

و چقدر سخت تر است که بدانی میخواهی چه بگویی

ولی دیگر کسی نباشد...

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هفتاد و هفتم « دوست دارم»


آنقدر دوست داشتنى هستى ،

که ایستاده هم به دل مى نشینى . . .

 

اگه نهایت دوست داشتن درقطره ی باران است

من دریا را تقدیمت میکنم . . .

 

“دوستت دارم” هایت را به کسی نگو

نگه دار برای خودم

من جانم را

برای شنیدنش

کنار گذاشته ام . . .

 

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم ، تو را دوست دارم

 

تا زمانیکه به عمق واقعی انسانها پی نبرده ای

دوستشان نداشته باش

زیرا عمیقترین زخمها زخم خنجر کسی است

که با تمام وجود دوستش داشتی

اسراف میکنم در دوست داشتنت

خدا اسراف کنندگان عاشق را دوست دارد…!

 

شمـردن بلـد نیستـم ،

امـا تا دلت بخـواهد دوست داشتـن بلـدم ،

یک وقتهـایی هـم می شـود که

یکـی را ، دو بـار دوست داشتـه باشـم . . .

 

مـوهـایـم ..

که یـکدسـت ..

هـمرنـگ دنـدانـهـایـم شـد !

بـاز هـم ..

بـا عـشق ..

می نویـسم :

دوستـت دارم …

 

گفـتنِ “دوستـت دارم ” نظر لـطـفـم نبود !!

نظرِ دِلـم بود …

 

محبت تو را می پذیرم بی آنکه دغدغه فردا داشته باشم؛

چون می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت

 

می ترسم کسی نه خودت را،

که دوست داشتنت را از من بگیرد !

 

گفتند «دوستدارم» چند بخشه ؟

گفت : کارش از روستا و بخش و شهر و کشور گذشته !

«یه دنیاست»

 

“ دوستت دارم ”پریشان شانه میخواهی چه کار ؟

دام بگذاری اسیرم دانه میخواهی چه کار ؟

تا ابد دور تو میگردم بسوزان عشق کن

ای که شاعر سوختی پروانه میخواهی چه کار ؟

 

من بلد نیستم دوستت نداشته باشم

بلد نیستم حرف دلم را نگویم

حتی بلد نیستم نگویم می خواهمت وقتی می خواهمت

بلد نیستم نخندم وقتی باتوم

حتی اخم کنم وقتی ناراحتم

من هیچ کار مهمی را بلد نیستم جز دوست داشتن تو

 

چیزی در کلامم نیست

جز دوستت دارم هایی

که واژه نیستند

مثل دم در پی بازدم

حیاتم را رقم می زنند

نمی‌دانم تا کی دوستم داری

هرجا که باشد

باشد

هرجا تمام شد

اسمش را می‌گذارم

آخر خط من

باشد؟

 

تو را بیشتر از تعطیلی مدرسه دوست دارم !

دوست داشتن به تعـداد دفعات گفـتن نیست !

حسی است ؛

که باید بـی کلام هم لمـس شود . . .

 

خیلی دوستت دارم ، ده تا !

مثل روزهای کودکی مان !

عمیق ، پاک و بسیـار . . .

 

فرقی ندارد . . .

شرق یا غرب . . .

شمال یا جنوب . . .

من تو را به هر جهت دوست دارم هنوز

 

بابا خرابتیم ، نزار هرکی از کنارمون رد میشه بگه این خراب شده مال کیه؟!?!

 

معنای دنیا را در کسی ببین که دنیا برایش بدون تو معنایی ندارد …

 

تمام خستگی هایت را یکجا میخرم …

تو فقط قول بده صدای خنده هایت را به کسی نفروشی !

 

خیلی دوستت دارم اما نمیدونم “خیلی” رو چطوری بنویسم که خیلی خونده بشه …

 

لبخند که میزنی ، کمترین اتفاقی که می افتد اختلال در تشخیص ماه های قمریست !

 

چشمهایت عقیق اصل یمن

گونه ها قاچ سیب لبنانی

تو بخندی شکسته خواهد شد

قیمت پسته های کرمانی

 

“با تو بودن” را برای این باور دارم که “بی تو بودن” را نمی توانم باور کنم …

 

میگن هروقت دلت واسه اونیکه دوسش داری تنگ شد ، نگاش کن

اگه پیشت نبود صداش کن

اگه نشنید دعاش کن !

 

خوشبختی ملاقات دوباره چشم های توست حتی اگر در نگاه تو تصویری از رویای با هم بودنمان نباشد !

 

آسمان را بی ستاره ، دریا را بی موج ، دیده را بی اشک ، لب را بی خنده و زندگی را بی تو دوست ندارم ای بهترینم !

 

قلب تو قلب منه

دوری تو درد منه

خوشی من بودن تو

نبودنت مرگ منه

 

دوست داشتن یعنی تنهایت میگذارم همانگونه که خواستی اما جایت در زندگیم همیشه خالیست !

صحبت از “دیروز و امروز و فردا” نیست ، صحبت از توست و تو یعنی “همیشه”

 

یادت که می افتم ، از شوق دهان چشمانم آب می افتد !

 

پسر : بزرگترین آرزوت چیه ؟

دختر : اینکه عشقمو زیر بارون بغل کنم ! تو چی ؟

پسر : اینکه کسی که زیر بارون بغلش میکنی من باشم …

 

اعتیاد هم دلیل زیبایی است برای مردن وقتی که تزریق هوای تو باشد …

 

“تــــــــــــــــــــــو” یادگار روز هایی هستی که نه فراموش می شوند و نه تکرار …

 

بعضی از آدم ها به بعضی چیزها عادت نمی کنند مثل من به نبودن تو !

 

ارزشمندترین مکان هایی که میتوان در دنیا حضور داشت :

در فکر کسی

در قلب کسی

و در دعای کسی …

 

برای مردن لازم نیست عزرائیل بیاید ؛ همین که تو نیایی کافیست …

 

برای تو که مهم باشم ، مهم نیست برای دیگران مهم باشم یا نباشم !

 

آواره ام میان من و تو ؛ به امید روزی که ما شویم !

 

هیچوقت آﺭﺯﻭﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﮑﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺧﻮﺩﺕ !

 

می دانی که هنوز “دوستت دارم” عاشقانه ترین هدیه ای است که برای تو دارم !

 

نفس شاید دلیلی باشد برای زندگی اما بی شک “تو” بهانه ی آنی …

 

او تنها ضمیر غایبی است که مدام در من حاضر است …

 

تمام پیاده رو های جهان اگر گذر نامه بخواهند،چشمان تو را نشانشان می دهم !

 

عشق یعنی شب موقع خواب تا چشماتو میبندی صورتشو با تمام جزئیات ببینی و بعد آروم لبخند بزنی …

 

دختر : بیا دوری کنیم از هم …

پسر : نمیتونم …

دختر : چرا آخه ؟؟؟

پسر : دلم تنگ میشه بیش از حد ، دلم تنگ میشه بیش از حد !

 

حلقه ی دستانمان را دوست دارم وقتی دستت توی دست من است و دل توی دلم نیست …

 

مرا خیال تو بیخیال عالم کرد !

 

می نویسم از تو ای زیبای من

می سرایم از تو ای رویای من

ای نگاهت سبزتر از سبزه زار

می نویسم بی قرارم بی قرار

 

هروقت دلت گرفت لبخند بزن به یاد کسی که برای لبخندت بارها دلش گرفت !

 

بازوهایم وطنیست که در آن جز تو هیچکس خانه ای نخواهد داشت …

 

هیچ چیز تو دنیا ارزشمندتر از این نیست که بدونی کسی حتی بیشتر از جونش دوستت داره !

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هفتاد و ششم

آدمها هر چقدر بزرگتر میشوند دلشان بیشتر بغل میخواهد

حتى بیشتر از وقتى که کودک بودند !

 

الهی خستگی هات دور دور شه/چشای دشمنات کور کور شه

الهی هر چی از دنیا می خوای/به یه چشم به هم زدن زود جور جور شه!

 

لنگر عشق زدم بر دل طوفانی تو

تکیه گاهم شده است ساحل بارانی تو

در گلستان وجودم گل زیبای منی

نازنینم چه بگویم که تو در قلب منی

 

برای خودم مردی شده ام . . .

این روزها درسکوت سرسخت . . .

بی صدا گریه میکنم . . .

ولی !!!

دنیا مواظبم باش . . .

قلبم هنوز زنانه میزند!!!

 

من لیمو شیرین زندگی تو بودم

تموم شیرینی های زندگیمو به تودادم

اما چه زودتلخ شدم…..

و چه ساده منو دور انداختی…….

 

عشقی که ساده به دست بیاد ساده هم از دست میره!

اما اگه عاشق کسی شدین که سخت بهش میرسین

پای این عشق بمونین چون ارزششو داره. از بین هم نمیره!

 

دوست دارمش، مثل دانه ای که نور را، مثل مزرعه ای که باد را،

مثل زورقی که موج را، یا پرنده ای که اوج را، دوست دارمش

 

آه، آدرس ما رو نداری؟

کوه دل، میدان غم، خیابان وفا، ایستگاه قلب، مجاور فروشگاه عشق، عقب قلب های شکسته

 

++-_+++<( )>

تا سیاره اورانوس، یه آتلانتیس پر از بوس

واسه شیرین ترین دوست!

 

اگه عاشقی سر کوچه ایستادن است، تیر برق از همه عاشق تر است!

تیر برقتم رفیق!

 

میدونی فرق تو با خون چیه؟

خون میره تو فلب و

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هفتاد و پنجم


آنـــــقـَـدر پـُشــتـــِ سـَـرَت آب ریخــتــمــــ…

کــ ه تَـمـامـــِ کـوچـه سـَـبـز شـُـد !

پـــس چـِـرا نـیـامـدی ؟!

 

من زبان برگ ها را می دانم …

مثلا “خش خش” یعنی “امان از جدایی”

پیش از جدایی از درخت هیچ برگی خش خش نمی کند …

 

چشمان مرا به چشمهایش گره زد

بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد

او رفت ولی نه طبق قانون وداع

یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد . . .

 

هوای بوی تنت را کرده ام ، می دانی . . .

پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است . . . !

 

یادت هست…؟!

روزی پرسیدی این جاده کجا میرود…؟!

و من سکوت کردم…

دیدی …! جاده جایی نرفت…!

آن که رفت ، تو بودی

 

راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست

همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را  . . .

 

آن روز که تو رفتی

از آن سو

و من هم از این سمت،

دنیا به دو پاره شد

به سویی و به سمتی

 

هنوز هم مثل انشاهای دوران دبستان با نتیجه گیری مشکل دارم . . .

“ چرا رفتی ؟ ”

 

ســـوم

هفتــــم

چهلـــم

ســـــال . . .

چنـــد ســــال دیگــــر

بایــــد عــــزادار نبـــودن هایـــــت باشــــــم . . .؟

 

فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد …

فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد …

فقط رفت … فقط رفت و من شنیدم که توی دلش گفت : راحت شدم …

 

بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود

چه بیقرار بودی زودتر بروی

از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی…

من سوگوار نبودنت نیستم !!

من شرمسار این همه تحملم …

 

همیشه جرات عاشقانه جدا شدن رو داشته باش

اما حقارت به زور نگه داشتن رو به دوش نکش

 

کار سختی پیش رو دارم : بعد از رفتنت باید زنده بمانم !

 

عیسی را،

به صلیب هم نمی کشیدند ،

می کشتند

مثل تو،

که اگر مرا از یاد نمی بردی ،

می رفتی

 

نباشی؛

برای من هیچ اتفاقی نمی‌افتد!

فقط گاهی موهایِ صورتم سفید می‌شود

گاهی موهایِ سَرم می ریزد . . .

 

خنک شدى ؟

اما من هنوز داغم از رفتنت در این سرماى بى رحم !

 

درنگ

عجب دنیای عجیبیست!

رفتن و ماندن من به یک نقطه بند بود

زمانی که گفتی”برو”

چقدر عاشقانه می شد ، اگر نقطه اش بالا بود . . .

 

درد دارد…

وقتی با نسیمی برود…

کسی که به خاطرش به طوفان زده ای…

 

آتش زدن به یک “سرنوشت”

کبریت نمی خواهد که !!

“پـــا” می خواهد …

که لگد بزنی به همه دارایی یک نفر …

و …

بـــــــــروی .. !!

 

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

با اشک تمام کوچه را تر کردم

دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد

وابستگی ام را به تو باور کردم . . .

 

جـــدایــی مــان ؛

هیــچ یکـــ از تشــریفــاتــــ آشــنایمــانــــ را نــداشتـــ

فقــط تــو رفـــتــی

و منــــ ســعیــــ کـــردمـــ

ســـ ــنگــــ دل بــاشـــمــــ

 

هوا بارانی ست ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟

نترس ؛ رفت … دیگر اسمش را رویت نمی نویسم !

 

صدای پای تو که می روی

و صدای پای مرگ که می آید…

دیگر چیزی را نمی شنوم !

 

مات شدم

از رفتنت !

هیچ میز شطرنجی هم درمیان نبود

این وسط فقط یک دل بود

که دیگر نیست!

 

ای کاش . . .

قانون همه ی دوستی ها این بود :

یا رفاقت تعطیل ..

یا جدایی هرگز ..!

 

دردناک ترین جدایی ها آنهایی هستند که،

نه کسی گفت چرا و نه کسی فهمید چرا !

 

ای کاش آشنایی ها نبود یا به دنبالش جدایی ها نبود

یا مرا با او نمی کردی آشنا یا مرا از او نمی کردی،جدا . . .

 

او می رود دامن‌کشان

او می رود دامن‌کشان

او می رود دامن‌کشان

من…

زهر تنهایی چشان…

و سالهاست،

…رفتنش هر غروب ، در ذهنم تکرار میشود

 

پرنده ی مهاجری که مقصودش کوچ است؛

به ویرانی لانه اش فکر نمی کند!

 

ابراهیم که نیستم میگذاری میروی …

این آتش نبودنت بر من گلستان نخواهد شد !!!

 

رهایم کردی چرا که برهنگیت را نجوییدم ،

بوسه هایت را نطلبیدم و طعم گس گناه را نچشیدم !

رهایم کردی چرا که عشق ورزیدم !

 

از تراکم ابرها می ترسم

می روی

چتری برایم بگذار

تنها

زیر شلاق باران می ترسم

 

از روزهای رفته نگو

روزهای مانده را تعریف کن

با چند ماه خداحافظی کنم

به چند خورشید سلام

تا بیایی …. ؟!

 

روزی ازم پرسیدی بزرگترین آرزوت چیست ؟

گفتم بر آورده شدن آرزوی تو !

ولی ندانستم آرزوی تو جدایی از من است . . .

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هفتاد و چهارم

دیوانه نیستم !

فقط ، فقط طوری “خاص” که دیگران نمیتوانند ، تو را “دوست” دارم

......................................................................

چه باشه چه نباشه ، محبت سر جاشه / چه داری چه نداری ، تو عزیز روزگاری . . .

......................................................................

برای پیش تو بودن “بلیط” لازم نیست

مرور قصه ی دل کافی ست . . .

......................................................................

درست زمانی که سرت جای دیگری گرم است ؛ دل من همینجا یخ میزند !

چه فاصله زیادی است از سر تو تا دل من . . .

......................................................................

خاطره ها را رشوه میدهم به روزهایم تا از بی تو بودن صدایشان در نیاید  !

......................................................................

خدایا این “قسمت” رو کجا فرستادی که هر وقت نوبت من میشه ، میگن “نیست” ؟

......................................................................

نمیپرسی تو حالی از دل غمگین و بیمارم / ولی من هر کجا باشم ، خیالت را به سر دارم .

......................................................................

از لحظه ای که چشم باز میکنم

کار شروع میشود

نظارت و برسی کیفیت تک تک اعضای بدن

قلب … چشم … گوش …

مبادا ذره ای از عاشق تو بودن منحرف شده باشند . . . !

......................................................................

همه دردم این بود

عشقش بودم وقتایی که عشقش نبود . . . !

......................................................................

سهم “من” از “تو” عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست

 همان دلتنگی بی پایانی ست که

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هفتاد و سوم


 رو زمینى زندگى میکنیم که خودشو جو گرفته عزیزم شما که جاى خود دارى!!!

 

وقتى کسى براى نداشته هایت بهانه میگیرد،بهتراست اوراهم نداشته باشى.گاهى نداشتن ازداشتن بهتر است

 

به دنبال ویلچرى هستم براى روزگار!! ظاهرا پایى براى راه آمدن بامن ندارد.

 

دل هیچکس نمی سوزدبرای حال غمناکم مگرسوزدهمان شمعی که می سوزدسرخاکم!.

 

خاطرى ازتودگردر نظرم نیست_

ولى…!!!

بغض تنهایى من_

ازغروب دل تو_

درصداى امواج,

بازهم میشکند!

من تورا مثل کهنسالی عشق_

دفن کردم دیریست..

 

مرا تابزن!

به قرینه هم تا بزن!!

میخواهم تنها درگیر نیمه خودم باشم!!!.

 

دل نیست کبوترکه چوبرخاست نشیند*ازگوشهءبامی که پریدیم،پریدیم

 

ازسرزلف توشوریدگی آموخته دل/ وآتش مهرتودرجان من افروخته دل

 

وقتی سرم درد می کند،حتی قرص هم جواب نمیدهد….

من چشمهایت را از کدئین بیشتر قبول دارم..

 

نه..الان نه..فعلادورت شلوغه..تنهات که گذاشتن یادمن می افتی..امااونوقت من شرمندم چون احتمالا من اون موقع دیگه تنها نیستم..!

 

لقمه بزرگتر ازدهانت بودم،برای همین بودکه مرا خرد میکردی تا اندازه شوم..

 

اگه از دست آدم ها، همش تیشه به ریشه ام بود/ نمیمردم واسه اینکه، یکی مثل تو پیشم بود/ شکنجه دیدم از دوریت، که گریه اعترافم شد/ همین دنبال تو گشتن، یه جورایی طوافم شد….!

 

چطور میتوانیم به تاول های پای دلمان بگوییم:تمام راهی که آمدیم،اشتباه بود؟!

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هفتاد و دوم


زیباترین سلام ها از عمق جانم، به زیباترین آفریده خدا

که به رسم جاده ها از اودورم، ولی به رسم دل، با او هیچ فاصله ای ندارم . . .

 

گاهی میان بی رحمی هایت محبت کنی بد نیست . . .

نگذار روزی که جدا شدیم

خجالت زده ی خاطره هایم باشی . . .

 

طناب را به گردنم انداختند . گفتند : آخرین آرزویت ؟

گفتم : دیدن عشقم

گفتند : خسته است ، تا صبح برایت طناب بافته . . .

 

فراموش کردن عزیزان بی احترامی به قانون خاطره هاست

ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن . . .

 

ﺩﻧﻴﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻳﻪ ﺩﻧﻴﺎﻥ! ﻣﺛﻞ ﺗﻮﻭﻭ

 

می گن شکستنی رفع بلاست ، ای دل کمی تحمل کن ، شاید “حکمتی” باشد . . .

 

هر وقت دلم گرفت لبخند میزنم به یاد کسی که برای لبخندش بارها دلم گرفت . . .

 

نفس ، شاید دلیلی باشد برای زندگی

اما بی شک “تو” بهانه ی آنی . . .

 

چهار فصل کامل نیست!

هوای تو

هوای دیگری ست . . .

 

عادت چه طعم تلخی دارد وقتی آن را باعشق اشتباه میگیری . . .

 

دارم تقویم زندگیمو ورق میزنم

روزای با تو بودن یه طرف

روزای دیگه م برن به جهنم !

 

آدم عشقشو یادش نمیره !

فقط یاد میگیره راجبش کمتر حرف بزنه ، بهش کمتر فکر کنه ، دلش کمتر تنگ بشه !

 

تو را می خواهم و دانم که هرگز

به کام دل در آغوشت نگیرم

تویی آن آسمان صاف و روشن

من این کنج قفس مرغی اسیرم

 

می خوابم تا فراموش کنم رفته ای ولی صبح تنهایی بیدارم میکند . . .

 

از یه بچه بپرسی من رو چندتا دوست داری و دستاش رو تا جایی که میتونه باز کنه و بگه اینقدر !

 

وقتی میشکنم خوب تماشا کن

شاید روزی به دنبال تکه هایم بگردی . . .

 

زندگی کردن من مردن تدریجی بود / آنچه جان کند تنم ، عمر حسابش کردم . . .

 

بساط کرده ام

و تمام نداشته هایم را

به حراج گذاشته ام …

بی انصاف چانه نزن

حسرت هایم …

به قیمت عمرم

تمام شده !

 

دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق / وگرنه از تو نیاید که دل شکن باشی . . .

 

راندی زبرت مرا و خوارم کردی

از درگه خویش برکنارم کردی

چون برگ گلی که درکف باد افتد

بازیچه دست روزگارم کردی

 

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد

دوست واقعیست و تو بهترین گنجی . . .

 

لحظه لحظه، دم به دم، ساعت به ساعت خواهمت

گر خوشم یا ناخوشم، در هر دو حالت خواهمت

گر زبانم را به جرم خواستنت بیرون کشند

در آن زمان ای یار، من با اشاره خواهمت

 

آدم باید یه ” تو ” داشته باشه که هر وقت از همه چی خسته و نا امید

بود بهش بگه

مهم اینه که تو هستی

بیخیال ِ دنیا

 

تو می خواستی بشی “سنگ صبورم” …

تو شدی “سنگ” و من هنوز “صبورم”

 

اینقدر اتاقم کوچیکه که وقتی خودم تو اتاق باشم دیگه جایی برای تو نیست !

فقط میتونی بیای تو آغوشم

 

بیشعورترین موجود دنیا این دل منه !

روزی هزارتا دلیل و منطق براش میارم آروم میشه ، بازم دم دمای شب که میشه هی ازم میپرسه چرا …

 

هیچ چیز سـختر از این نیست که منـطقـی فــکر کنــــی

وقتــی احساسـاتت دارن خـــفــت میـکنـن . . .

 

دلم عجیب تنگ شده برای تمام لحظه هایی که دلت عجیب برام تنگ می شد…!

 

دل به هر کی دادی از سادگی دادی

زندگی تو پای دلدادگی دادی

هر جا که دیدی چراغی پر فروغه

تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه

 

از تن خشک شاخه ها توقع جوانه نیست / اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست . . .

 

راه بدی را انتخاب کرده بودم برای نگه داشتنت!

صداقت ؛

مهربانی ؛

زیاد به “تو” توجه داشتن ؛

و خیلی حماقت های دیگر …

این روزها ، هرچه خائن تر باشی ،

دوست داشتنی تری …

 

ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم

بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم

آشنا با همه پنجره های شهرم

چون توراپشت همین پنجره ها گم کردم

 

عاشق که میشوی…

مواظب خودت باش

شبهای باقیمانده عمرت

به این سادگیها نخواهند گذشت….

 

برای همه خوب باش

آنکه فهمید، همیشه کنارت خواهد بود

و آنکس که نفهمید، روزی دلش برای خوبیهایت تنگ میشود

 

پشت تلفن مرا جوابم کردی / گفتی به سلامت و خرابم کردی

یک مرتبه من تمامِ قد لرزیدم / آن دم که مرا شما خطابم کردی

بغضی به نواحی ی گلویم چرخید / وقتی که غریبه ای حسابم کردی

گفتم که دلیل رفتنت آخر چیست؟ / گفتی که خداحافظ و آبم کردی

یک لحظه صدای بوق ممتد آمد / گفتم که الو، ولی جوابم کردی

نظر عشق در مورد متولدین مختلف ماه


متولدین فروردین ماه :

به سوی من بیا

تاتو را حس كنم

و دنیا خواهد دید

داستان عشقی سوزان را

كه شعله اش در قلب من خواهى بود

به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر میكند.

قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدین اردیبهشت ماه :

عشق را در چشمان منبنگر

چهره ی بر افروخته ام را ببین و عشق را حس كن

به صدای نفس های من گوش كن

و بشنو ترانه ی عشق را

عاشقی بی قرار است و كمرو ولی پرشهامت.

موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.

متولدین خرداد ماه :

با من به رویا بیا به رویای عشق

بیا تا بر فراز بلندترین كوه گام نهیم

بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا كنیم

بیا تا به دورترین ستاره ها پر كشیم

بر عشق ما هیچ چیز ناممكن نیست

بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانهاست.

متولدین تیر ماه :

بهشت هیچ است

دربرابر گام برداشتن در كنار تو

در شبی زیبا

زیر نور ماه

دلی نازك و پرز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.

متولدین مرداد ماه :

گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است

و گل های سرخ عطری ندارند

و ستارگان دیگر نمیخوانند

آن گاه كه چشم می گشایم و می بینم

با تو نیستم عاشق پیشه است وبی عشق زندگی نمی كند.

متولدین شهریور ماه :

شاید به نظر برسد كه عاشق نیستم

شاید به نظر برسد كه نمی توانم عاشق باشم

شاید به نظر برسى كه حتی نمی خواهم عاشق باشم

ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو

كه تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت

عشق او شعله ای كوچك ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.

متولدین مهر ماه :

با پر شورترین گفتارهای عاشقانه

با ماجراهای عاشقانه ای كه خواهیم داشت

با فداكاری هایم درراه عشق به تو

خواهی دید كه چگونه دوستت دارم

در امور عشقی ورزیده است وزندگی اش پر ز ماجراهای عاشقانه است .. . .

زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیزبه اثبات می رساند.

متولدین آبان ماه :

در التهاب شنیدن ترانه ی گام های تو هستم

كه به سوی من می آیی

و عاشقم بر انتظار آن لحظه كه تو رادر كنار خود حس كنم

دوستت دارم هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است ودر عشق صادق است.

متولدین آذر ماه :

نجوایی از سوی تو

نگاهی كوتاه از تو

لبخندی شیرین بر لبان زیبایت

و من خود را غرق در عشق می یافتم

خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.

متولدین دی ماه :

روزها ماه ها و سال هامی گذرند

و شاید هیچ چیز عوض نشود

جز من كه بیش از پیش عاشق گشته ام

شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.

متولدین بهمن ماه :

می خواهم آزاد زندگی كنم

بسان پرندگان مهاجر

ولی قفسی ساخته از عشق تو

جایی است كه همواره روبه آن خواهم داشت

عشق خود را دیر ابراز می كنى و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

متولدین اسفند ماه :

من آنی نیستم

كه بی عشق زندگی را سر كنم

آن گاه كه در رویایی عاشقانه هستم

و چشمانم را میگشایم

و عشق رویایی ام را در تو می بینم

در عشق بی نظیر است.جذاب و پرنشاط است.احساساتی و رویایی است.

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هفتاد و یکم


ﮔﻨﺎﻩ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺭﻭﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻫﻢ

ﭘﺎﯼ ﺗﻮ ...

ﺍﯾﻦ ﺭﻣﻀﺎﻥ

ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﯾﺪ

ﻏﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ

" ﺑﺨﻮﺭﻡ "

 

چیزی نو بیاور

حرف تازه ای بزن

حالم را بر هم مزن

تو دوستت دارم را به همه میگویی...

 

ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ!

ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﺎ ﺗﻮ

ﺍﮔﺮ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﺑﺎ ﺳﯿﮕﺎﺭ....

 

کودک درونم دلتنگی میکند برایت.....

بچه است دیگر ....

نمیفهمد جدایی یعنی چه؟!

 

بعضـی آدمـا هستن . . .

کـه وقـتی گــرفــتارشـون میـشی . . .

دیگـه از آزادی بـــدت میــــاد . . . !!

 

من تو رو ذره ذره جمع کردم . . .

حق نداری خروار خروار بری . . .!!!

 

کلام بعضی ها...

علم را زیر سوال میبرد!

آنقدر آرامت میکند

که هیچ مسکنی جایش را نمیگیرد...!

 

ﺭﻭﺯﯼ

ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺎﯾﺖ

ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ .. .

ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﻫﯿﭻ ﻧﺸﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺍﺷﺖ

 

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را...

 

وقتی زنده ام دوستم داشته باش...وقتی مردم فراموشم کن...

انقراض نسل عاشق ها از وقتی شروع شد که وارونه عمل کردیم.....

 

چشمت هزاران مزرعه تریاک تازه است

آدم به چشمهای تو معتاد میشود...

 

ﺟﻤﻠﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺟﻤﻠﻪ ﻱ ﻓﺮﺍﺭ ، ﺑﺸﻨﻮﻳﻢ ، ﻓﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ ..!

 

شبیه کبریت نم کشیده ای

برسر دوراهی روشن شدن و نشدن...

 

تو

رنگ میدهی

به لباسی که میپوشی

بو میدهی

به عطری که میزنی

معنا میدهی

به کلمه های بی ربطی

که شعرهای من میشوند …

و صدای تو قشنگترین آوای موسیقی جهان است

 

یه " فنجان خالی " ... ؟

را که نگاه میکنم

گلـویم به خاطر چای هایی

که با تو نخورده ام چقدر میسوزد ...

 

چقدر سخته تمام اعضای بدنت بخواهند حرف بزنند

اما ندانند

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هفتادم


زندگی بافتن یک قالیست

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده!

تو در این بین فقط میبافی...

نقشه را خوب ببین!

نکند آخر کار، قالی زندگیت را نخرند... !

 

روی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند. برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم: بمیرد بهتر است. برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم. انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد. اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم...

 

دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی

 

گفتم دوستت دارم نگاهی به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود

 

آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟ ماه میگه: یعنی اومدن دوباره‌ی تو ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟ آسمون میگه : انتظار دیدن تو

 

ازگل پرسیدم محبت چیست گفت : ازمن زیباتراست . ازافتاب پرسیدم محبت چیست گفت: ازمن سوزانتراست. ازشمع پرسیدم محبت چیست گفت:ازمن عاشقتراست. از خود محبت پرسیدم محبت چیست گفت: تنهایک نگاه است...

 

شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جریان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جایگاه توست...

 

دوست داشتن خیلی بهتر از عشق است. من هیچ گاه دوست داشتن خود را تا بالا ترین قله های عشق پایین نمی اورم

 

هر وقت تونستی برف رو سیاه کنی .پر کلاغ رو سفید کنی.آتیشو بوس کنی توی آب یه نفس عمیق بکشی .اون موقع منم میتونم فراموشت کنم

 

همیشه یادت باشه چیزی که امروز داری شاید آرزوی دیروزت بوده و بزرگترین آرزوی فردات. پس همیشه سعی کن قدر چیزی که امروز داری رو خوب بدونی !!!

 

هیچ وقت دل به کسی نبند چون این دنیا انقدر کوچیکه که دوتا دل توش جا نمیشه ولی اگه دل بستی هیچ وقت ازش جدانشو چون این دنیا انقدر بزرگه که دیگه پیداش نمیکن

 

انسان با سه بوسه تکمیل می شود 1-بوسه مادر که با آن با یه عرصه خاکی می گذاری 2- بوسه عشق که یک عمر با ان زندگی می کنی 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابدیت می گذاری

 

فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن

 

تا حالا کفشاتو نگاه کردی ؟؟ 2تا عاشق.2 همراه که بی هم می میرن.با هم خاکی میشن,بدونه هم زیره بارون نمیرن, کاش آدما هم یه کم از کفشاشون یاد بگیرن! به امید دیدار! با نظرات قشنگتون منو در بهتر شدن وبلاگ یاری کنید مرسی اس ام اس های نیمه شبی! می خواستم ببینم شبا که می خوای بخوابی گوشیتو خاموش می کنی که سره کارت نزارن...

 

 سلام.اصلا نمی خواستم بیدارت کنم ولی مجبورم.من میخوام برم wc ولی تاریکه می ترسم تو رو خدا تو هم بیا

 

قانون دوستی و معرفت میگه: باهام باشی باهاتم دیونه باشی دیونه میشم… مریض باشی مریض میشم …. بمیری میمیرم…. تنهام بزاری…………. (منتظرت می شینم)

 

ازم پرسیدی منو بیشتر دوست داری یا زندگی تو خوب منم راستشو گفتم . گفتم زندگیمو… ازم نپرسیدی چرا، گریه کردی و رفتی اما نمیدونستی که تو خودت زندگی منی

 

خیلی سخته ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده !!! ولی تلخ تر از اون اینکه ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شده !!!

 

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیلی خلوت . تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی …

 

توی زندون عشق تو اونقدر شلوغ میکنم و زندون رو به هم میزنم که مجبور بشی منو بذاری توی انفرادی قلبت کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقی ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بی وفا باور ندارد

 

۱=۰+۱

تو ‘یک’ هستی و من ‘صفر’ ،من باشم یا نباشم تو یک هستی… ولی اگر تو نباشی من هیچم…! ! !

 

دل به دلداران سپردن کارهر دلدار نیست. من به تو جان می سپارم دل که قابل دار نیست

 

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد

 

تو به اندازه تنهایی من زیبایی ، من به اندازه زیبایی تو تنهایم

 

چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غمهایم بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم

 

به غصه هات سنگ بزن زمونه رو رنگ بزن وقتی دلت تنگ میشه فقط به من زنگ بزن

 

از سوز محبت چه خبر اهل هوس را این آتش عشق است نسوزد همه کس را

 

سراغم را نمیـگیری ، چه شد افتادم از چشمت؟ منم فانوس لبخندت، غرورت ،گریه ات، خشمت اسیـرم ، خستـه ام سیـرم ، مـرا دریـاب میـمیرم

 

همیشه در آنسوی دلتنگیها خدایی است که داشتنش جایگزین تمام نداشته هاست

 

پـس از مرگـم بـیا باز در کنـارم بـیا بـا جـمع خـوبان در مـزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که من در زیر خاک چشم انتظارم

 

از با تو بودن برایم عادتی ساخته ای که هرگز بی تو بودن را باور نمی کنم.

 

دوستای این زمونه، مثل گل انارن رنگی به چهره دارن ، اما وفا ندارن

 

برف از آسمون خسته میشه، زمستون بهونه ست برگ از درخت خسته میشه، پائیز بهونه ست دلم برات تنگ شده، این اس ام اس بهونه ست!

 

در کتاب واژه ها زیباترین معنا توئی / من چگونه در کتاب عشق تو معنا شوم ؟ از تو گفتن کار هر کس نیست ای بالاترین / من برای گفتنت باید که مولانا شوم . . .

 

محبت کن برو ، باشد خدا حافظ ولی / رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم . . .

 

شبی از سوز گفتم قلم را / بیا بنویس غم های دلم را قلم گفتا برو بیمار عاشق / ندارم طاقت این بار غم را

 

کاش ظاهرمون مثل زغال سیاه بود اما باطنمون مثل خاکسترش سفید بود.

 

هیچ گاه از خدا نخواه که تمام دنیا رو بهت بده،فقط بخواه کسی رو بهت بده که تو رو به دنیا نده!

 

سه نوع گل داریم: یکی تو خونه یکی تو گلخونه سومیش داره اس ام اس میخونه!

 

ماندن پای کسی که عاشقانه دوستش داری قشنگترین اسارت است.

 

صفـای عالم مستـی غمـم را بـرده از یــادم

به یادم باش و یادم کن که با یاد تو من شادم

 

میدونی برای اومدن به دنیا وقتی خدا داشت بدرقه ام میکرد بهم چی گفت: جایی که میری تو کوله بارت عشق میذارم که بگذری، قلب میذارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی بر میگردی پیشم.

 

این قاصدکها رو فوت کردم تا بیان بهت بگن به یادتم.

 

رفتم دکتر گفت رگهای قلبت بسته شده، شرمنده دیگه راهی برای بیرون اومدنت نیست.

 

نگاهی کرد و من را در به در کرد

یقین کرد عاشقم بعدش سفر کرد

شـکسـتی خــورد آمـد تـا بـماند

 ولـی من رفتـه بتودم او ضـرر کرد

 

هیچ کس لحظه تنهاییم را حس نکرد

هیچ کس لحظه ویرانیم را حس نکرد

آنکـه سـامـان غـزلـهایـم از اوسـت

بی سـر و سـامـانیـم را حـس نکرد

 

چون خیالت همه شب مونس و دمساز من است  شرم دارم که شکایت کنم از تنهایی

 

غلط است هر که گوید ، دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد ، دل تو خبر ندارد

 

من همانم که اگر دوست مرا یاد کند به صفای قدمش دیده خود فرش کنم

 

خداوند بهترینهای خود را به آنهایی میبخشد که حق انتخاب خود را به او میسپارند.

 

میدونی love is your face یعنی چی؟ یعنی جمالتو عشقه!

 

فکر کردم همه چیز بیرنگ شده،فکر کردم مخم هنگ شده، تازه فهمیدم دلم برات تنگ شده.

 

بگذار در آغوش تو آرام بگیرم

رسوای غمت باشم و گمنام بگیرم

 

در میان ظلمت شبهای غم

چلچلراغ قلب من چشمان توست

گرچه لبریز از غم و درمانده ام

هر نگاهم در پی درمان توست

 

بهار امد ولی یاری نداریم

صدای سبز دلداری نداریم

کجایی ای بهار ارزو ها

که جز یادت هوا داری نداریم

 

تازه فهمیدم تو دنیا هیچ قلبی واسه من نمی تپه. حتی قلب خودم… چون اونم واسه تو می تپه!

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره شصت و نهم

چه فرقی داره بی تو زنده بودن

همیشه زنده بودن زندگی نیست

 

دل بستن و دل کندن

مثل برچسبی است

که به جلد کتاب می زنند

می توان آن را کند

اما تکه تکه می شود!

 

من به جنگ نرفته بودم

تا وقتی اخم های تو

مرا به رگبار بست

 

گاهی شلوغی پیاده رو، بهانه ی خوبیست

که دست های کسی را برای همیشه گم کنی،

درست در لحظه ای که تکه ای از "دوستت دارم" هنوز در دهانت است...!

 

میروی و من پشت سرت آب نمیریزم،

وقتی هوای رفتن داری دریا را هم به پایت بریزم برنمی گردی....

 

امشب قراره غـــــرق شم تو پیچ و تــــاب دامنت

ســــــیگـارم و روشن کنم با شـعله ی رقصیدنت

امشب قراره رو به روت با بوسه خود کشی کنم

عشـــقم مراقب باش تا خــــونم نیفته گردنت ...

 

به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ...!

مکـــث میکنـــــم ...!

انگـــــار در " زیباییـــ ــت " چیـــــزی را ,

جـــــا گذاشتـــــه ام !

مثلــــــــــا"...

در صـــ ــدایت ... آرامـــــ ـــش ♥

در چشـ ــــم هایـــــت ... زندگـــــ ـــی ♥

 

تو را دوست دارم

چه فرق مى کند که چرا

یا از چه وقت

یا چطور شد که...

چه فرق میکند

وقتى تو باید باور کنى

که نمى کنى

و من باید فراموش کنم

که نمى کنم!!

 

دلم یک فیلم بلند می خواهد

یک واقعیت عاشقانه

پر از سکانس های با تو بودن

و یک دکمه ی تکرار...

 

" سـاعـت عـشـق "

یعنی : تنظیم کردن خــود

با حال و هوای اولین ، زیباترین ، با شکوهترین

و تنهاترین معشوق عالم ♥

 

سالهاست که مرده ام

بی تو

نه بوی خاک نجاتم داد،

نه شمارش ستاره ها تسکینم...

چرا صدایم کردی ؟

چرا ؟

 

تنها مانده ام

در روزگاری که شیرینی نیست تا برایش فرهاد شوم

همه تلخند...

 

دلم که می گیرد بغض میکند

میشود وبالِ گردنم

دردهایم خیلی نیستند :

تــو هستی و فـراموش کردنـت

لعنتی دردم می آید وقتی با دردهایت کلنجار می روم !!!

 

سیگار بی جان ترین عصیانگریست که مرا به عصیان وامیدارد ...

او به نابودی تن نشسته است، من به نابودیِ " من "

... و هر دو به " نابودیِ " هم ...

 

بـوسـه برای اتفاق افتادن نیست

همان طور که تــو

برای رفتن نـبـودی

به خدا راست می گویم

وقتی دست هایت مال من نیست

خــط عـمـر کـفِ دستم

روز به روز کـوتـاه تر می شود ...

 

و نیستی . . . .

و من دور سرت اسپند می چرخانم . . .

به لباس آویزان در کمد خیالم چشم نظر می دوزم . . .

و قربان صدقه ی قد و بالایت می روم . . .

آآآخ که چقدر داشتنت خوب است . . .

حتی وقتی این همه نیستی . . .

.......... بوسه .........

من کجا و جرات بوسیدن لب های تو؟

آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی!...

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

بوسه سر بسته ترین حرف خدا با لب توست

از لب سرخ تو این قصه شنیدن دارد

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

لیوان لب تو بوسه زدو من لب لیوان

دیدی به چه حیله ز لبت بوسه گرفتم...

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

آن لب تب دار را یکبار بوسیدن شفاست

وای از این دارو که از بیمار پنهان کرده ای

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

به خداحافظی تلخ تو سوگند ، نشد ....

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد ....

لب تو میوه ممنوع ولی لب هایم ....

هر چه از طمع لب سرخ تو دل کند ، نشد ....

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر ....

هیچکس ، هیچکس اینجا به تو مانند نشد....

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

دزدی بوسه عجب دزدی پُر منفعتی است که اگر بازستانند دو چندان گردد ....

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

بگذار تا ببوسمت اي نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت اي چشمهء شراب

بيمار خنده‌هاي توام بيشتر بخند

خورشيد آرزوي مني گرم‌تر بتاب...

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

دوش رفتم نزد طبیب از شدت تب

گفتمش تب عشق را چه باید کرد

شش بوسه نوشت از کنج لب

دو تا صبح و دو تا ظهر و دو تا شب

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

باران که گرفت غربتم را شستم

دلتنگی تلخ عزلتم را شستم

یک شب تو به خواب من مرا بوسیدی

یک هفته ی بعد صورتم را شستم

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

و زندگی از جایی شروع میشود

که بی هوا بوسیده میشوی…

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

سیگار به لبت بوسه زد و من لب سیگار....

دیدی به چه فن از لب تو بوسه گرفتم؟!

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

تا لحظه ی بوسیدن او فاصله ای نیست

ای مرگ ، به قدرِ نفسی دست نگه دار

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

برایِ دلتنگی

بهانه , بسیار است

برایِ . . .

بوسیدن , چطور !؟

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

غیر از بوسه کز تکرار، رغبت را کند افزون

کدامین قند را دیگر مکرر می توان خوردن

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

حاصل عمر مرا در یک نگه برچید و رفت

بوسه اش آغاز سخت اتفاقی ساده بود

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لبست...

آری افطار رطب در رمضان مستحب ست

 ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

 چون میسر نبود بوسه لب یار

با یاد لبش بوسه زنم بر لب سیگار

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

بوسه به من داده و رنجیده ای؟؟

باز ستان گر نپسندیده ای!!

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

مرا ببوس ، روزهای سختی در پیش است ،

بگذار تو را ... کمی پس انداز کنم...

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

رفتی و نمی‌شوی فراموش

می‌آیی و می‌روم من از هوش

سحرست کمان ابروانت

پیوسته کشیده تا بناگوش

پایت بگذار تا ببوسم

چون دست نمی‌رسد به آغوش...

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره شصت و هشتم


از شروع نفس های حضرت آدم تا پایان نفس های آخرین آدم دوستت دارم!

 

زیباترین غروب، غروب عاشقان

زیباترین سنگ، دل یار

زیباترین مایع، اشک

زیباترین ناله، آه

زیباترین دف، قلب تو

زیباترین کلام، دوستت دارم

 

نه دیگر شعر می خوانم نه دیگر شعر می خوانی

نه دیگر قدر میدانم نه دیگر قدر میدانی

نه دیگر حرف های راست نه دیگر زندگی با ماست

همان شد که دلت می خواست

 

دوست و دست بسیار است ولی دست دوست اندک

 

خیلی ها نفرین می کنن، تلافی می کنن اما…

اما نه

نفرین من: الهی اونی که دوسش داری تنهات نذاره

تلافی من: میرم تا به اون برسی سر راهت نباشم

راستی، قدر من دوستت داره؟

 

دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است/چاره کن درد کسی کز همه ناچارتر است

گر تو به او وعده دیدار ندادی امشب/پس چرا دیده من از همه بیدارتر است؟

 

مرخصی ندارد !

حتی وقت استراحت ندارد !

حقوق و مزایا ندارد !

بیمه ندارد !

ترفیع پست و مقام ندارد !

استعفا یا اخراج شدن ندارد !

بازنشستگی و از کار افتادگی ندارد !

با این حال ، دوست داشتنی‌ ترین شغل دنیاست ، عاشق تو بودن !

 

مشتی آب از کف دریا بردار

مشتی خاک از کویر

قلبی دیگر قالب بزن

و در سینه ام تعبیه کن

برای عشق تو ، یک قلب کافی نیست . . . !

 

به هرکه می گویم “ تو ” به خودش می گیرد

چه ساده اند اینها ! نمیدانند هیچکس برای من “ تو ” نمیشود . . .

 

لبریز از عشقم ، خالی از هر نیازی ، به سوی آنچه که آرزویش را دارم ،

به سوی تو می آیم که تنها آرزوی منی !

 

سر به هوا نیستم !

اما همیشه چشم به آسمان دارم !

حس عجیبی است !

دیدن همان آسمانی که شاید تو چند لحظه پیش به آن خیره شده باشی !

 

امروز ما آدم ها به جای اینکه دنبال خواب راحت باشیم دنبال تخت خواب راحت هستیم،

زندگی قشنگ شده ولی خوشمزه نیست

 

شهر من رو به زوال است تو باید باشی/دل من زیر سؤال است تو باید باشی

فال حافظ زدم آن رند غزل خوان می گفت/زندگی بی تو محال است تو باید باشی

 

به که پیغام دهم؟

به شباهنگ که شب مانده به راه؟/یا به انبوه کلاغان سیاه

به پرستو که سفر می کند از سردی فصل/یا به مرغان نکوچیده شهر؟

به که پیغام دهم که به یادت هستم؟

 

میدونی چرا خورشید داغه؟

چون می بینه تو مال منی آتیش می گیره!

 

شب ساعت ابری مرا داد به تو/افتاد نگاه خسته باد به تو

باران زد و خیس شد تن خاطره ها/باران زد و باز یادم افتاد به تو

 

از دوری تو دلی پر از غم دارم/و ز غصه تو همواره ماتم دارم

گر حق بدهد به من همه ملک وجود/گویم که گل روی تو را کم دارم

 

رفتن همیشه راه نیست/وقتی که سینه ای پر آه نیست

شکستی تو دل من/آیا این گناه نیست؟

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره شصت و هفتم


لب هایت طعم سیب می دهند !

میخواهی آدمم كنی؟

 

چـــــــرا آرامش دهنده تریـــــن صدا

باید واسه کســی باشه که دوست نداره؟؟

 

حضور بعضـــی آدم ها درست شبیـــه دانه انگـور است...

ماندنشــــان، اگرچــه یک روز...

اما سرنوشـــت آدمی را به مستـــی می کشانـد...!

 

برایم دعا کن! ...

اجابتش مهم نیست! ...

نیاز من به آرامشی است که بدانم تو به یاد منی …

 

با عشق

تنفس هم یک حادثه ی تازه است

 

و تـــــــو ؛

هنوز با تمامِ نبودنت

تمام بودن منی . . . !

 

ما هیچ‌وقت به‌هم نمی‌رسیم

همیشه سوزنبانی هست

که به‌وقتِ رسیدن‌مان

خط‌ها را عوض کند!

 

خواســـتن تو ، انقلاب است ...

در ذهـــــن من

وقتی تمامیه احساسم

برای تو، نــیاز میــشود ...

 

تکرار همه چیز تو دنیا سخته کننده است

اما تو مثل نفسی ، تکرارت تضمین زندگیست . . .

 

گیسوی تو قصه ای پر از تعلیق است

جمعی است که حاصلش فقط تفریق است

موهات چلیپایی و ابرو کوفی

خط لب تو چقدر نستعلیق است

..:: جلیـل صفـر بیــگی ::..

از وقتی که تــو رفتی ، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ

گذشته هم هیچ وقت نگذشت . . .

 

بعضی ها هستند که

ادم دلش میخواد

سرشو بذار رو پاشون

و بخوابه

تا دنیا تموم شه

از بس آرامش بخشن...

این منم که گم شده ام

یا تویی که پیدا نمیشوی ...

 

نمی دانم گناه توست

یا عیب چشمهای من؟!

اینکه بعد از تو

تمام عالم از چشمم افتاده اند

زمین قانون عجیبی دارد،

هفت میلیارد آدم

و فقط با یکی از آنها

احساس تنهایی نمی کنی

و خدا نکند که آن یک نفر

تنهایت بگذارد،

آن وقت حتی با خودت هم

غریبه می شوی...

 

معلم روی تخته سیاه نوشت...

کاشف ارام ترین اقیانوس دنیا کیست؟

بی درنگ یادت چشمانت افتادم...

گفتم:من

 

صد سال که تنها باشی‌

جز در خیال یک درخت

هیچ جایِ آرزو‌هایِ سبز جا نمی‌گیری..

 

یکبار با قطار آمدی

صدبار پی هر قطار دل ما تنگ می‌شود...

 

پاييز رفت و هنوز صداي خش خش برگ هايش گوشم را مي نوازد

از خاطرات پاييز بادهايش برايم ماند و يك نيمكت خالي كه از رفتن تو ...

 

همیشه یک نفر هست که روز آدم را خراب کند.

البته اگر به قصد نابودی کل زندگی ات نیامده باشد!

 

باز هم صداي برگ ها...

تو عاشق ترين فصل من بودي كه ديگر بازگشتي برايش نيست...

اينجا ديگر هميشه زمستان است!

 

چه نُتِ غم انگیزی دارد

بوقِ انتظارِ تلفنی

که به سلام ات نمی رسد.

 

هیچکس ﺑﻌﺪ کسی ﻧﻤُﺮﺩﻩ .....

ﻭﻟــــــﯽ ؛

خیلی ها ﺑﻌﺪِ ﺧﯿﻠﯿﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﻥ !!!

 

ما به همین هست و نیست ها

عادت کرده ایم

گاهی هست ، گاهی نیست !

 

دل من حوصله کن ، داد زدن ممنوع است

کم کن گِله ، فریاد زدن ممنوع است

بین این قوم که هر کار ثوابی ست کباب ، دلِ دلسوخته را باد زدن ممنوع است

تیشه بر ریشه فرهاد زدن شیرین است ، حرفی از شیرین پیش فرهاد زدن ممنوع است

شادی از منظر این قوم گناهی است بزرگ ، بزن آهنگ ولی شاد زدن ممنوع است

 

برنگرد .....

کمی عوض شدم ...

دیریست از خداحافظی ها غمگین نمیشوم ...

به کسی تکیه نمیکنم ...

از کسی انتظار محبت ندارم ...

خودم بوسه میزنم بر دستانم ،سر به زانو هایم میگذارم و سنگ صبور خودم میشوم ...

نگران خودم میشوم ...

برای خودم هدیه میخرم ، با خودم ساعت ها حرف میزنم ...

در دنیای خودم کسی حق ورود ندارد جز خودم ....

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره شصت و ششم

ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺎﻧﺪﯾﺪﺍ ﺷﺪﻡ !!!

ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﺰﯼ

ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﯽ

ﻣﺮﺍ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﺭﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ !

ﺗﻨﻬﺎ ﺗــــﻮ ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯽ

ﮐﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ

ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﭘﯿﺮﻭﺯﻡ ﮐﻦ…

 

قرار نیست منم دل یکی دیگه رو بسوزونم ،

برعکس اونو اونقدرخوشبخت میکنم

که به هر روزی که جای اون نیستی لعنت بفرستی عزیزم !

 

بر تخته ی سیاه زندگی چه خوب احتمالات و فرضیات را به من آموختی !!!

گفتی احتمال اینکه عاشقت بمانم کم است ، پس فرض کن رابطه ای در کار نبوده …

 

بغض ها را گاهى باید قورت داد ، عاشقانه ها را از پنجره تف کرد

و درها را به روى همه بست …

گاهى هیچکس ارزش دچار شدن را ندارد !

 

مد شده ای در شهر … به همه می آیی جز من !!!

شاید مقصر منم که قدیمی ام ؟!

 

از میان همه ی زن های دنیا

فقط کافیست پای تو در میان باشد ...

نمی دانی برای تو مَرد بودن چه کیفی دارد ...

 

من از علم شیمی و ترکیب و داروگری و کیمیاگری هیچ نمیدانم...

اما به گمانم خطرناکترین ترکیب دنیا را با تمام قلبم کشف کرده ام...

بیخبری زمانیکه با دلشوره ترکیب می شود ویران کننده ترین ترکیب دنیاست...

 

ترا که دوست دارم

بهار،سبزتر است

خدا مهربان تر است

باران نرم می بارد

و من ساده تر می رویم

ترا که دوست دارم

درخت ها

رودها

واژه ها

ستاره ها

حتی خودت هم زیبا تر می شوی!!!

 

در کنار تو

 رها چون عشق

 

از بندِ هر دو جهانم .....

 

نمی توانم نامت را در دهانم

 و تو را در درونم پنهان کنم…

 

سفر به فضا سفینه نمی خواهد

 تو بگو دوستت دارم

 فضا با من ....

 

 چوپان دروغگو احساس من است

 که هر روز از آمدنت خبر می دهدُ

 تو نمی آیی ....

 

رفتن که دیگر بهانه نمی خواهد

 چشم هایت را به روی هم

 بگذارُ برو ...

 

 بی تو

 من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام

 ای نوازش تو

 بهترین امید زیستن

 در کنار تو

 من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام ...

 

دلم جایی میان بی حوصلگی هایت، گم شده ......

 

از زیـر سـنـگ هم که شده پـیـدایم کـن

مــدت هاست که تنهایی های مـرا

دســت های جستجـوگری لـمـس نـکـرده اند…

 

روز ها

هفته ها

سالهاست که نیستی‌

و من هنوز فکر می‌‌کنم

هنوز دیر نیست

 

لطفـــــاً :

مزاحــم کســـي کــه در حــال فرامــوش کــردن شمـــاست نشــويــد !

خـــــودش به حــد كــافــي درد ميكشــــد...

 

پیش تر‌ها بیدار می‌شدم

با صدای بانگ خروس

 اما حالا اس -‌ام – اس‌ها بیدارم می‌کنند.

 پس تو کی می‌خواهی بیدارم کنی محبوبم؟

 دنیا دارد به پایان می‌رسد.

 

 در من

 کوچه هاییست که با تو…

 سفر هاییست که با تو…

 روزهایست که باتو…

 شبهاییست که با تو…

 عاشقانه هاییست که باتو…

 نگشته ام

 نرفته ام

 سر نکرده ام

 آرام نیافته ام

 نگفته ام

 می بینی چقدر با تو کار دارم؟

 زودتر بیا...

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره شصت و پنجم


در هوای آغوشت سخت خمارم

دوای دردم را می خواهم،

دستان تو…

 

کاش میشد بی آنکه کسی بداند یکی به روزهای هفته اضافه کنیم

برای باهم بودن…

 

دیدی گاهی اوقات بعداز یه روزکامل که با عشقت گفتی و خندیدی و خوش گذروندی

 شب توی رختخواب خاطرات اون روزر و مرور میکنی و لبخند میزنی؟

حرفایی که بهش زدی،

وقتی که دستتو میگیره و با عشق تو چشات نگاه میکنه و صدات میکنه دردونه ی قلبم؟

بعد یهو پیش خودت فکر میکنی خدایا اگه یه روز بره؟

یا بدتر اگه بلایی سرش بیاد؟

یه دفه ای به خودت میای میبینی بالشت خیسه خیسه از اشک،

اینا قشنگ ترین اشکای دنیان،اشک های عاشقی

 

دیگر از خدا نمیخواهم که مرا به تو برساند

آری این خواسته بزرگیست از کسی که خود تنهاست….

 

عاشق که شدی سمج باش

 آنقدر رسوا بازی در بیار تا خدا خودش پا درمیانی کند…

 

کنارت چقد حال من بهتره / ازون حالی که این روزا میشه داشت….

اگه دنیا هر چی که داشتم گرفت/ ولی دستتو توی دستم گذاشت..

 

تا وقتی هستی توی این خونه …. منو هیچ چیزی ، نمیترسونه

هوامو داری ، من هرجا باشم …… یه لحظه حتی نذار تنها شم

 

آنقدر عزیزی که وقتی در بهار قدم میزنی،

 برگ درختان برای بوسیدن جای پایت انتظار پاییز را می کشند

 

ای تنها دلیل زیستن…. دوستت دارم!

 

بیا کلاغ پر بازی کنیم، کی پر؟

 روز بی تو بودن پر، دوست داشتن غیر تو پر، عشق جز تو پر، اصلا همه چی پر،

 فقط تو نپر…

 

موهایت را ببند

بگذار جهان دوباره آرام بگیرد…

 

قند لبانت؛ نمک گیرم کرد!

نمیدانم فشارم بالاست یا قندم؟!؟!

 

تنها گفت :دوستت دارم

هر چه گشتم مثل تو پیدا نشد

گفتم :خوب گشتی؟

گفت :آره

گفتم :اگر دوستم داشتی نمی گشتی…

 

ادم بشو نیستم با لبخندت خر میشوم بادوریت سگ میشوم

 

خیلی دوست دارم ،

عشقمان بسیار عمیق مثل یک اقیانوس

به بلندی ستاره ها و به بی نظیری آسمان . . .

 

و چه زیباست عشق…

با تمام ناکامی هایش…

 

کوچه را دیدی،

به وقت شب چه تنها میشود؟

بی تو از آن کوچه هم تنهاترم

 

وقتی میخواهی بگویی که مرا دوست داری…

جمله بندی های ناقصت را دوست دارم!

 

چایت را تلخ نخور! یک بار نگاهم کن…. قند دلم را برایت آب میکنم

 

آخر یه روز می بوسمت اون وقته که برم جهنم

اون وقت توام بخاطر اینکه بوسیدمت میای جهنم

منم هر روزدور از چشم خدا می بوسمت

اون وقته که چه بهشتی میشه جهنم!

 

” دیگر بهانه ات را نمیگیرم “

خیالت همه جا با من است

و زندگی زیباست

فقط از اینکه دیگران دیوانه صدایم میکنند

کمی آزرده ام

 

می خواهم تا لحظه ای چشم بر هم بگذاری

تا در کنارت بنشینم.

همه کارها که در دست دارم وا می نهم.

دلم می داند که دور از نور روی تو

ارامش و اسایشی نیست

 

میدونی چرا ستاره ها به هم چشمک مى زنن؟!

چون میخوان بگن تو اوج سکوت و فاصله هم میشه همدیگرو دوست داشت…

 

یادکردن دوست “جرم” نیست، تو یاد کن… اگر”محکوم” شدی “حبس” با من…!

 

.  .  .

این سه نقطه را برای تو گذاشته ام

همیشه اینها نشانه ی سانسور نیست

هزار حرف و تصویر و خاطره در آن خوابیده

مثل من که وقتی نگاهت می کنم

سه کلمه بیشتر نمی بینم

تو

من

و عشق!

 

دل من عاطفه را می فهمد…

بخودم می بالم، با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم…

 

تو حیاط دبیرستان یکی یقه پیرهنم رو گرفت!

فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد…

بچه ها فریاد میکشیدند…. قورتش بده…

اون هی مشت میزد و من فقط و فقط دفاع میکردم…

فرداش خواهرش بهم گفت :حداقل توام یه مشت میزدی

روم نشد بهش بگم…

آخه چشماش شبیه تو بود!!

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره شصت و چهارم


باید یکی توی زندگیت داشته باشی که فاصله ی “دلم تنگ شده”

و “دارم میام دنبالت” بیشتر از چند ساعت نباشه …

 

دلتنگم

برای کسی که مدت هاست بی آن که باشد

هر لحظه زندگی اش کرده ام …

 

دلـــــم تـــــنگ اسـت ..

تـــــو بــــــیـا بــــشـکـاف !

و دوبــــــــاره ، کـــوک بـــزن !

 

دل هایم برایت تنگ شده اند …

آخر تو که نمی دانی ، برای فراموش کردنت دو دل شده ام !

 

لباس هایم که تنگ می شد می بخشیدم

دل تنگم را حالا ، چه کسی می خواهد ؟!

می خــــواهــــی….؟!

 

دلم تنگ است

مثل لباس سال‌های دبستانم

مثلِ سال‌های مأموریت‌های طولانیِ پدر

که نمی‌فهمیدم

وقتی می‌گویند کسی دور است،

یعنی چقدر دور است

 

حــوصــله ام بـــرفــی سـت !

بــا یـک عــالــمه قنـــدیـــل ِ دلتـــنگی ،

از گــوشـه ی دلــــم آویـــــزان !

آهــــای !

کـــافــی ســت کمــی “هــا” کنــید ،

تـــا کــه “آب” شــــوم !

 

بعـد ِ هــر طــوفــانــ آسمـــان هـــای صـــاف و روشـن مـی آیـند

آیـــا تــو هـمـ بعــد از دل ِ تنــگ مــن مــی آئــی ؟

 

کاش دفتر خاطراتم

چراغ جادو بود

تا هر وقت از سرِ دلتنگی

به رویش دست میکشیدم

تو از درونش

با آرزوی من بیرون می آمدی!

 

فصل عوض می‌شود

جای آلو را

خرمالو می‌گیرد

جای دلتنگی را

دلتنگی

 

از بس که گفتم دلم تنـــگ است،

دهانـــم گشــــاد شد ! !

 

دلتنگی یعنی :

روبروی دریا ایستاده باشی و

خاطره ی یک خیابان خفه ات کنه . . .

 

ساز دلت که کوک نباشد …

فرقی نمی کند کجا باشی !

سرزمین مادری ؛ یا خانه پدری

هر دو یک رنگ دارد،

رنگ دلتنگی

 

پشت این چشم ها

ابرها درگیرند

و من

کنار خنده هایت می مانم

در این دقایق دلتنگی

 

ایـن گلــویـم را هـر از گــاهــی بــایـد ..

بتــراشمـ تــا بـرای دلتنگـی هــایــ تــازه جــا بــاز شـود ..

دلتنگــی هــایـی کــه مـی تــواننـد

آدمـ را خفــه کننــد

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره شصت و سوم

قایقت می شوم

بادبانم باش

بگذار هرچه حرف پشت مان می زنند مردم

باد هوا شود

دورترمان کند !

 

ﺁﻏـــــــﻮﺵ ﮐﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩارم

ﮐـــﻪ ﺑـــﻮﯼ “ﺑـــــﯽ ﮐﺴـــﯽ” ﺑﺪﻫﺪ

ﻧــﻪ ﺑــــﻮﯼ

“ﻫــــﺮﮐﺴـــﯽ’

 

معجزه اون اسمسیِ که میتونه حال تورو تو یه ثانیه عوض کنه ^_^

 

اگر احساسم را هم خواستی بخری ، به روی بسته اش دقت کن …

نه قیمت دارد ، نه تاریخ انقضاء

برعکس احساسات تو

که بارکد دارد !

حساب شده ی حساب شده !

 

دلم لک میزنه واست زمانی که ازم دوری

ولی در خاطرم هستی دیگه اینجاشو مجبوری . . . !

 

با یاد تو این ستاره ها رنگی بود

این دفتر خاطرات من سنگی بود

از درس کلاس عاشقی سهمم باز

یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود

 

هم چنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست

گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست

هر شبم نقش تو ماه شب چشمان من است

روزها در شب هجرت

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره شصت و دوم

کـــاش خـــوابــــت کـــمـــی مــــــــَــرا مــی دیـد ...

 

سی‌ثانیه زمان کمی نیست

صد بار می‌شود پلک زد

شصت بار می‌شود گفت:

"دوستت دارم"

 

عشق تنها میکروبی است

که از راه چشم و قلب وارد میشود و مغز را منهدم میکند ....

 

دنـیـای مـجـازی

شـلـوغ تـریـن

سـرزمـیـن تـنـهـایـی اسـت

بـا هـمـه کـس هـسـتـی و

بـا هـیـچ کـس نـیـسـتـی . . .

 

در تئوری ِ عشق ِ تو

دوست داشتن یک گزینه بود

مثل ِ دوست نداشتن

 

چه دنیای ساکتی …

دیگر صدای تپش قلبها

غوغا نمیکند …

بی گمان همه شکسته اند …

 

نـشـستـه ام…

بـــیـادِ کــودکــی هـــایــم،

دور ِ “غــلـط”هــا،

یـک خــط ِ قرمز مـی کـــشـم !

حتی…

دورِ تــــــــو !

 

زمان هایی هست ؛

که تمام عاشقانه ها هم می تواند

خلاصه شود در یک عبارت :

به درک...

 

من رسم دوستی ام مثل نان نیست که گرمش سر سفره دل باشد

و سرد و بیاتش سهم نمکی

چه گرمای حضورت

چه سرمای نبودنت

هر دو را دوست دارم...

 

روزی گفتی ,کنم شبی دلشادت

وز بند غمان خود کنم آزادت

دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت

وز گفته خود هیچ نیامد یادت

 

آدَم نِميدانَد کِي آخَريْن بْار اسْت ...

مَن چْيزي نِميگويَم ...

تُو هَم چيْزي نَگُو ...

بُگذار حِسي کِه بِيْنِ دَسْت هْايِ تُو ...

تْا مَن جْاريسْت ...

تْاريْخ و تَقويْم سَرَش نَشَوَد ...

 

کــاش مَن ديگــَري بودمــــ ....

مــي نشستمــ روبِـروي خـودَمـــ

ســر تــا پـــا گــوش مـي شدَمـــ

تــا ببيَمـــ حـَرفـــ حسابَمــــ

چيستــــ؟

 

یادته میگفتی عشقمون مثل تو فیلماست ؟؟؟

تو نقشت رو خوب بازی کردی

فقط من هیچوقت نفهمیدم اشتباهم چی بود که نقشمو دادن به یکی دیگه !؟!؟!

 

مرا محکــم تر در آغوش خود بگیـر …

من هنوز هم نـمی خواهم تــو را …

به دسـت خاطرات ” لــعنـتـی

” بسپـارم…

 

مدتهاست

چتر منطق را بر سر گرفته ام!

تا باران عشق را تجربه نکنم!

دیگر توان مقابله با

تب و لرز برایم باقی نمانده است!!!

 

کــاش اینبــار حداقل دل واژه برایــــم می سوخت

و خبــری مـی داد از تو...

 

خدایا . . .

مى خواهم اعتراف کنم !

خسته ام . . .

من امانت دار خوبى نیستم . . .

“ مرا ” از من بگیر . . .

مال خودت . . .

من نمى توانم نگهش دارم . . .

 

به من “عشق ” تعارف نکنید ،

همین چند وقت پیش ” گُول ” خوردم . . .

سیرم !

 

خدایا یک مرگ بدهکارم و هزار آرزو طلبکار . . .

خسته ام ،

یا طلبم را بده ؛

یا طلبت را بگیر . . . !

 

قول بده اگر یک روز

خیلی اتفاقی

نگاهمان به هم افتاد،

با هم گره اش را کور کنیم

باشه!؟

 

قـــهـــرها بـــهـــانــــه اســــت !!! کسی که دوستت دارد ...

برای ماندن در بين هزاران نقطه ی سياه شب حتی اگر یک نقطه ی سپید بیابد

دلیلش می کند برای ماندن !!! و کسی که می خواهد برود ...

در سپيدی روز حتی اگر نقطه ای سياه را هم نيابد

با انگشتش به گوشه ای اشاره می کند که انگار نقطه ای سياه يافته !!!

کسی که رفتنی است بــــگــــذار بـــرود !

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره شصت و یکم

دیگر بهار هم سر حالم نمی کند

چیزی شبیه گریه زلالم نمی کند

آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چه کار؟

وقتی که سنگ هم رحم به بالم نمی کند

 

دید ما کوچه تنگیست که چرایش چشم است، چشم ما گوش، عقل ما حرف سر کوچه

سر بازار، چشم ها را باید شست

 

نه زمین باش و نه خاک، که تو را خوار کنند

وانگهی ذهن تو را پر ز مردار کنند

آسمان باش که خلقی به نگاهت بخرند

و ز پی دیدن تو، سر به بالا ببرند

 

چقدر سفت شده پدال دوچرخه دو نفره دوستی مان!

یا من خسته ام، یا شیب زیاد شده، شاید هم تو دیگر رکاب نمیزنی

 

پرنده ای که نداند آزادی چیست، از باز ماندن در قفسش هم سرما می خورد

 

آخر قصه ما را همان اول لو دادند

همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود

 

هر آنکه یار خواهد یار بسیار/و لیکن فرق دارد یار با یار

دل من سایه لطف تو می خواست/وگرنه سایه دیوار بسیار

 

تمام حجم خیالم از تو لبریز است

دنیای خیالم کوچک نیست ، تو بی نهایت عزیزی . . .

 

چه فرقی میکند عاشق تو باشم

یا رنگین کمان

وقتی هر

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره شصتم


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

هست طومار دل من به درازاي ابد

بر نوشته ز سرش تاسوي پايان تو مرو

 

احترام من نسبت به تو به تنت زار می زند!

باید کمی از پهلوها برایت تنگش کنم

تا کمی اندازه ات شود . . !

 

خیلی وقت است فراموش کرده ام …

کدامیک را سخت تر می کشم … ؟

رنــــج !

انتظار !

یا نفس را …

 

من دلـــم را صــابــون زدم به عـشـــق او

چـــرا چـشـمانـم می سـوزنــــد؟ …

 

دلتنگی یعنی ایستادن در کنار دریایی بزرگ

و کلافه شدن با یک خاطره کوچک .....

 

شعرهای ناگفته ی زیادی داشتم

گذاشته بودمشان برای دخترانی که قرار بود از این به بعد عاشقم کنند

دیشب با اولین بوسه ات

تمامشان را سرودم ...

 

من از تو ميمردم

اما تو زندگاني من بودي

تو با من ميرفتي

تو در من ميخواندي

وقتي که من خيابانها را

بي هيچ مقصدي ميپيمودم

تو با من ميرفتي

تو در من ميخواندي

 

بی شک

کپی رایت را

خدا رعایت کرد

وقتی

تو را

بی همتا آفرید . . .

 

هیچ کجا هم جاییست !

همانجاییست که بی تو میشود بود . . .

 

چه ساده بودم

آن هنگام که می پنداشتم

شکستنه دله کسی

ناگوارترین حادثه ی عالم است.

امروز که دلم شکست

عالمی تکان نخورد

به سادگیه خودم می خندم !!

 

هـرکه مــی خــواهـی بـــاش

ایـن عادت مـشترک انسـانهــاســت

تـــو نیــز ، روزی , ســاعـتی , لـحظــه ای

احــساس خـواهـی کـرد کـــه

هیــچکـس دوسـتت ندارد

 

سر به گوش من بگذار

و آرام بگو :

دوستت دارم…

از چه می ترسی ؟!

فردا دوباره میتوانی انکار کنی…

 

کجای زندگی را با تو مشترک بوده ام؟؟؟!!!...

که حالا تلفن خوش خیالت تو را...

مشترک مورد نظر من میخواند...؟!

مورد نظر شاید...ولی مشترک...!؟

هه...گفتم که خوش خیال است...!!!

من + تو = محال

 

پرستوی من تویی . .

می آیی

بهار میشوم . . .!

می روی

پاییزم . . .

عادت کوچ را فراموش کن

بیا و نرو

بیا و به من کوچ کن و

فصلِ مرا بهار باش تا همیشه . . .

 

تـنــــــــــــــم، پـــــــــر از زخـــــــــــم هــائـیـسـت.....

کــــه قـــــراربـــــود وقـتـــــــــی بــــــزرگ شــدم،

یــــــــادم بـــره.....

 

دنیا پر از آدمهایی است که همدیگر را گم کرده اند

 

تنهایی،

صدای آکاردئونی ست

که هیچ وقت نمی فهمم

از کجای خیابان می آید...!

 

«يه دختر بچه، با يه دوچرخه»

يه دختر بچه، با يه دوچرخه،

خيلی وقته تو خوابام می‌چرخه...

به من می‌خنده مثلِ يه پَری

با دوتا چشمِ نازِ دَدَری

تو يه دامنِ گُل دارِ حریر،

رکاب می‌زنه با يه چرخِ پير

يه دوچرخه ی سبزِ زنگ‌زده،

که انگار فقط يه راه بلده

راهِ خونه‌ی خوابای منو،

راهِ دنیامو به هم زدنو...

اون دختر کيه؟ کی باخبره؟

از من واسه کی خبر می‌بره؟

از کجا مياد؟ به کجا می‌ره؟

چرا هيچ وقت از يادم نمی‌ره؟

شايد اون تویی! همسایه‌ی دور!

هم‌بازیه اون روزای پر نور!

تویی که وقتِ گرگم به هوا،

با من از دیوار می رفتی بالا

منو می‌شوندی ترکِ دوچرخه‌ت،

با من می‌رفتی تا آخرِ خط...

تویی که آخر یه شب توی خواب،

رفتی از پيشم بی‌سوال جواب!

همون شبی که زلزله اومد،

خونه‌هامونو از کوچه خط زد

همون شبی که شهرمون لرزید،

بعدش یه هفته بارون می‌باريد

با اون دوچرخه تا کجا رفتی؟

مادرم می‌گفت با خدا رفتی!

اما من هیچ‌وقت باور نکردم،

حتا هنوزم پی‌ات می گردم...

تا بیای و باز مثل قدیما،

بریم بازیِ گرگم به هوا

اين بار که تو خواب تو رو ببینم،

ميام و ترکِ چرخت می‌شينم

تا منو از این دنيا ببری

با اون چشمای نازِ ددری

همون چشما که هنوزم گاهی،

ميان سراغم تو بی‌پناهی

تو اون دختری که با دوچرخه،

تا همیشه تو خوابام می‌چرخه...

 

باور کن که می شود

قانون ها را انکار کرد

از نیمکره غربی

به سوی

نیمکره شرقی

پرواز کرد

باور کن که می شود

با یک لبخند

بند های کفش

چمدان

جاده

اتوبوس

قطار

هواپیما

و تمام فاصله را

انکار کرد

باور کن که می شود

عشق را در فاصله ها

هم اثبات کرد...

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره پنجاه و نهم


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

 کسی که بیشتر از ۳ دفعه پشت سر هم بهت گفت:

ازت متنفرم عاشقته “تضمینی”

 

چه فرقی دارد پُشت میله ها باشی

یا در خیابان های شهر در حال قدم زدن

وقتی که آرزوهایت در حبس باشند.

 

 کاش همه می فهمیدند که

دل بستن به کلاغی که دل دارد،

بهتر از دل باختن به طاووسی است

که فقط ظاهر خوشگل دارد!

 

 یه وقتایی لازمه یکی کنارت باشه

کاری نکنه‌ و حرفی نزنه ها…

فقط باشه…!

 

 برای کسی بسوز

که برای خاموش کردنت

از اشکش مایه بذاره.

 

گاهی وقت ها دلت می خواهد با یکی مهربان باشی

دوستش بداری و برایش چای بریزی

گاهی وقت ها دلت می خواهد یکی را صدا کنی

بگویی سلام می آیی قدم بزنیم؟

گاهی وقت ها دلت می خواهد یکی را ببینی

گاهی وقت ها…

آدم چه چیزهایِ ساده ای را ندارد…..!

 

 بازم روزی شد که کنارم بودی

چه زیباست چه پر غرور

حس کردنت را با آرامشت می فهمم

 

 مـــــواظب کلمـــاتــی که در صحبت اســــتفاده می کنید باشید

شاید شما را ببخشـــند،

اما هــــــرگز فرامــــوش نمی کنند.

 

 دلتنگی هموون مکثی ِ

که رو اسمش می کنی

وقتی شماره های گوشیت رو میای پایین …!

 

 هنوز باران چشمانم برایت بارانیست

دلم را ببین غرق در تنهاییست

تنهایم نگذار هنوزدلم تنگ است برای نگاهت

 

 “پا به پایم” که نیامدی

“دست در دستم” که نگذاشتی

“سر به سرم” هم نگذار، که قولش را به بیابان دادم….

 

 ای کاش ذره ای ثانیه هایی که کنارت بودم می ایستادند

و زمان متوقف بود تا دستانت را به همان قدرتی که فشردم می فشردم.

کاش هرگز لحظه خداحافظی نمی رسید

اما دیگر نمی توانم و زودتر از امروز به دیدارت می آیم.

دوستت دارم.

 

 تنها دو روز در سال هست که نمی تونى هیچ کارى بکنى

یکى دیروز و یکى فردا

ولى امروز بهترین روز واسه دوست داشتن،

باور کردن، کار کردن

و در نهایت زندگى کردنه….

 

 رابطه ای که توش اعتماد نیست

مثل ماشینیه که توش بنزین نیست

تا هر وقت بخوای می تونی توش بمونی

ولی تو رو به جایی نمی رسونه !

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره پنجاه و هشتم


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

عشق یعنی پاک بودن در فساد / آب ماندن در دمای انجماد . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

در شادی من شریک باش ای ساعت / در فکر لباس شیک باش ای ساعت

تعجیل بکن ، دلم برایش تنگ است / کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم

حالا هرروز بهم زنگ میزنی

یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی

من که میدونم تو هم دلت تنگ منه  . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

همیشه در ریاضیات ضعیف بودم

سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من  . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

تو که با دیگرانت بود میلی / چرا یادت مرا بشکست خیلی ؟

مگر قصدت پریشانی ما بود / که عشق ما نشد مجنون و لیلی . . . ؟

___________گل سرخ عاشقی____________

با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !

___________گل سرخ عاشقی____________

باران که می بارد همه چیز تازه می شود

حتی داغ نبودنِ تو . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست

فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

قدِ تو به عشق نمیرسید

غرورم را زیر پایت گذاشتم تا برسد ، اما باز هم نرسید . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

گـفـت : بـگـو ضـمـایـر را

گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن

گـفـت:فــقـط مــن ؟

گـفـتـم: بـقـیـه رفـتـه انـــد . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

دگر درد دلم درمان ندارد / مسیر عاشقی پایان ندارد

مرا در چشم خود آواره کردی / نگاهت دور برگردان ندارد . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست که خیال کوچ کردن نداشته باشد . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

دلم درد می کند

انگار

خام بودند

خیال هایی که به خوردم داده بودی  . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم / شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم . . . ؟

___________گل سرخ عاشقی____________

امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست

و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم میخواهد .

___________گل سرخ عاشقی____________

نیمه ی گمشده ام نیستی که با نیمه ی دیگر به جستجویت برخیزم

تو تمام گمشده ی منی . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

شاید با هم بودن سخت تکرار شود

اما به یاد هم بودن را هر لحظه میتوان تکرار کرد . . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

بی سر و پایم سر وپایم توباش

مانده ی راهم ره و هادی تو باش

گر برهند عالم و آدم ز من

آبر و عزّت و جاهم تو باش . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد

و چه اندوه عجیبی ست که در خلوت دل

یاد یک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

قلبم تهی ز شوق و رنگ / قلبم را جنگ آب و نهنگ

قلبم تباه ز تاریکی و ننگ / قلبم مرده درآغوش سنگ . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

پاهایم را که درون آب می زنم، ماهی ها جمع می شوند

شاید این ها هم فهمیده اند / عمری “طعمه روزگار”بوده ام . . .

___________گل سرخ عاشقی____________

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره پنجاه و هفتم


normal 0 false false false en-us x-none fa /* style definitions */ table.msonormaltable {mso-style-name:"table normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

در دوستی ما،

پارسال

امسال

یا سال آینده

تنها طول آن را افزایش می هد

عمق  آن در توان کلمات نیست

 

هنوز هم صدقه هایم به نیت سلامتی توست…

هی…؟

معشوقه ی من…

سلامتی…؟

 

روز محشر عاشقان را قیامت کار نیست

 کار عشق جز تماشای وصال یار نیست

 

وقتی خداحافظی میکنیم چـه انـرژی عـظیـمی مـیخواهـد کـنترل اولین قـطره اشک بـرای نـچکیـدن …

 

عاشقتم تو این دو روز خوب و بد / با من بمون ، باهات بمونم تا ابد.

 

عشق لالایی بارون تو شباست ،

نم نم بارون پشت شیشه هاست ،

لحظه شبنم و برگ گل یاس ،

لحظه رهایی پرنده هاست ،

لحظه عزیز با تو بودنه ،

آخرین پناه موندن منه

 

به قلبم نشستی نگفتم چرا  /  دلم را شکستی نگفتم چرا

یکی خواب شبهای من را ربود  /  چو دیدم تو هستی نگفتم چرا

 

لحظه هایی هست که دلم واست تنگ میشه، اسم اون لحظه ها رو میزام (همیـشـه)

 

مرا ببخش که ساده بودن زیادم دلت را زد.

مرا ببخش اگر عشق ورزیدن زیادم چشمانت را بست.

میروم تا آنانکه تواناترند، توذرا به پوچ بودنت برسانند…

 

من مانده ام و خـاطـراتـت خود را مجـازات میکنم و بزرگترین جــزا یـادآوریـسـت

 

زیباترین لحظه خستگی انجایست که اس ام اس یا مسیج عشقولانه یا هر چیز دیگر

عاشقانه می آید و می گوید کجایی نگرانت شدم .

 

.هر جا تو باشی دل من همون جاست / حتی اگه فاصلمون یه دنیاست

 

در جنگل قلبت اهویی بی پناه هستم

که با جرئه ای از شراب چشمانت به از صد شیر غره هستم .

 

عزیزم هیچ میدانی

جزئیات چشمهایت

کلیات زندگی من است !؟

 

امروز رفتم برات یه ساعت بخرم ولی هرچی گشتم

هیچ ساعتی به قشنگیه اون ساعتی که دیدمت پیدا نکردم !

 

غروب غم هایت را به هر بهائی خریدارم ، مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم . . .

 

باران بیاید یا نیاید ،

تو باشی یا نباشی ،

خاطرت باشد یا نباشد ،

من خیس از یاد توام !

 

وصیت کردم بعد مرگم قلبمو اهدا کنن

اما گفتن اجازه صاحبش لازمه

اجازه میدی !؟

 

دلم باران میخواهد و چتری خراب و خیابانی که هیچگاه به خانه ی تو نرسد

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره پنجاه و ششم

مرا ببخش که همیشه می گویم دوستت دارم

مرا ببخش اگر می بینم که نیستی و باز هم از آن چه نباید ، می گویم

مرا ببخش اگر دل داده گی ات را برای خود می خواهم

من آن یار بی غم نیستم

 

عشق لطف های بی نهایت می کند

خنده از لطفت شکایت می کند

گریه از قهرت شکایت می کند

این دو پیغام مخالف درجهان از یکی دلبر حکایت می کند . . .

 

با من که شکسته ام کمی راه بیا / بالی بگشا گاه و بی گاه بیا

آزرده مشو بیا گناه از من بود / گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا…

 

به آغوش تو محتاجم

برای حس آرامش

برای زندگی با تو ، پر از شوقم ، پر از خواهـش …

 

به خاطر یافتن مقصر ، زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.

بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند

خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند . . .

 

هنوز هم که هنوز است عاشق ماهم

ولی

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره پنجاه و پنجم

یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن

در شهر غربت ای خدا هرگز تو ازارش مکن

هر چند او از رفتنش چشمان من گریان نمود

لیک ای خدای مهربان از غصه پر بارش مکن . . .

 

تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد

یه بغض شکسته رفیق گلو شد . . .

 

احساس سوختن به تماشا نمی شود

آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم . . .

 

این دلی که شکستی مال من نبود

خیلی وقت پیش تقدیم به تو شد

خوشحالم چون حالا میتونم جای دل سنگ بذارم تو ســ ــینه . . .

 

کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی

وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی

فقط نیم نگاهی میکردی . . .

 

خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت

خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . . .

 

تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد

از عاشقی تباهی

از زندگی مصیبت

از دوستی شکستو

از سادگی خیانت . . .

 

با تو بودن خیلی وقته که گذشته

بی تو بودن مثل مهر سرنوشته

حالا اسم تو را هی زمزمه کردن

واسه من نه تو میشه نه فرقی داره . . .

 

از دشمنان برند شکایت به دوستان / چون

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره پنجاه و چهارم


آرزوی من اینست که دو روز طولانی

در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی

آرزوی من اینست یا شوی فراموشم

یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

 

می روی و من تحمل می کنم نبودنت را

می مانم و تو فراموش می کنی بودنـم را

 

تمومه عمر آوازم ، دیگه خاموشه خاموشم

نمیری هرگز از یادم ، من از یادت فراموشم

شروع رفتنت بی من ، شروع شعر اندوهه

بدون بعد از تو یاد تو ، برام سنگین تر از کوهه

 

بی بهانه تو را مرور میکنم تا خاموشیم نشان فراموشیم نباشد

 

این روز ها یکدیگر را چه خوب فراموش میکنیم

همه ی کارهایمان به این خوبی بود ، چه خوب بود

 

تقدیم به همه فراموشکارای دنیا

وقتی تو پاییز روی برگای زرد و خشک پا میذاری

یادت باشه همین برگا یه روزی بهت نفس می دادن

 

شنیــده بودم که “خاک سرد است”

ایـــن روزها اما انگار آنقـــدر هوا ســـرد است،

که زنــده زنــده فراموش می کنیــم یکدیگـــر را

 

فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود

از همان آب هایی که می پرد توی گلو و سالها سرفه میکنیم !

 

هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن …

به هر حال دارم فراموش می کنم فراموش شدنم را …

 

ماههاست فراموشش کرده ام ؛

خاطراتش را هم … !

ولی نمی دانم دستانم چرا هنوز به نوشتن نامش

ذوق میکنند !

 

به بند دلت میاویز رخت خاطره ام را ، گردبادهای فراموشی حرمت نمی شناسن

 

سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است

گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی

و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی

 

گر توانی از محبت حلقه در گوشم کنی

حیف باشد که مرا چون شمع خاموشم کنی

من که از یاد تمام آشنایان رفته ام

وای بر من گر تو هم روزی فراموشم کنی

 

تقدیم به کسی که اسمش انتها ندارد

محبتش پایان ندارد ، فراموشیش امکان ندارد

 

شکسته این جماعت بال ما را

پریشان کرده ماه و سال ما را

تو هم ای بی وفا از ما بریدی

نمی پرسی دگر احوال مارا

 

واژه ها حرف ها و کلام ها در گذر زمان میآییند و میـــــــــرونند

اما خاطره خوش باهم بودن هستـــــــ که میماند

افتخاریستـــــــ در کنار شما بودن حتی اگر فراموش شدم …

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره پنجاه و سوم


گـوش مـاهـی هـای سـاکـت

جـیـرجـیـرک هـای خـامـوش

کـلاغ هـای بـی خـبـر

هـمـه بـه احـتـرام نـبـودنـت سـکـوت کـرده انـد . . .

 

بدون قافیه ماندم، دل غزل تنگ است

چقدر شاعر این روزها دلتنگ اســـت

مرا به خال لب دوست بازگردانـیــــــد

اگر چه بین من و او هزار فرسنگ است

 

امتداد فاصله از اعتبار عاطفه نمی کاهد

همیشه هستی ، همین حوالی . . .

 

میان آن همه الف و ب و مشق دبستان …

آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود …

 

چندان هم دور نیستی ؛

فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای !

آری ، “نمیدانم” کجایی ؟

 

مگر بین منو تو چقدر فاصله است

که هر چقدر سکوت میکنم …

نمیشنوی ؟

 

اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست

وفا آن است که اسمت را درون سینه ام دارم

 

روزگـار نبودنت را برایم دیـکـتـه می کند

و نـمـره ی من باز می شود صـفر !

هنوز نـبودنـت را یاد نگرفته ام …

 

با یک عالمه فاصلـــه از خودم

انتظــــار دارم به تو برسم !

از اول هم آرزوهـــــایم محــــال بودند …

 

اونی که گفته :

دوری و دوستی !

یا طعم دوستی رو نچشیده ؛

یا درد دوری نکشیده …

 

بــآ مـَن از بـودن بـگـــو …

گـوشــم را کــَـر کـرده….

هـیـآهـوـےِ نــَـبودنـتـــ ـــ ـ

 

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد

 

به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام

چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوریت را ؟؟؟

 

با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !

 

اگر چه عاشقی پر شور بودیم / به خود نزدیک و از هم دور بودیم

شب و روز از جدایی می‌سرودیم / من و تو وصله‌ای ناجور بودیم . . .

 

یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم / شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم ؟

 

گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او / انتقام از من کشید، آخر جداییهای او . . .

 

سنگ هایی که به دیوار فراق تو زدم

کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم …

 

نفسم

تو در شمالی و من در جنوب

کاش دستی نقشه را از میانه تا کند

 

درد ، مرا انتخاب کرد

من ، تو را

تو ، رفتن را

آسوده برو ! دلواپس نباش

من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم

 

من صبورم اما …

بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم

بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند

میترسم

 

من

مثل بادکنکی به دست کودکی

هرجا می روی با یک نخ به تو وصلم

نخ را قطع کنی ، میروم پیش خدا !

 

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

همچو شهری که به روی گسل زلزله هاست

 

در دوری لذتی است که در با هم بودن نیست

چون در با هم بودن ترس از فراق است و در دوری شوق دیدار . . .

 

رفتــه ای

و مــن هــر روز،

بــه مــوریــانــه هــایــی فکــر مــی کنــم

کــه آهستــه و آرام

گــوشه هــای خیــال ام را مــی جــونــد!

تــا بــی “خیــال” نشــده ام،

بــرگــرد . . .

 

هرگز از دوری این راه مگو!

و از این فاصله ها که میان من و توست

و هرگاه که دلت تنگ من است،

بهترین شعر مرا قاب بکن

به نگاهت بگذار!

تا که تنهایی ات از دیدن من جا بخورد!

و بداند که دل من با توست

و همین نزدیکی ست

 

گرچه از فاصله ی ماه به من دورتری

ولی انگار همین جا و همین دورو بری

ماه میتابد و انگار تویی میخندی

باد می آید و انگار تویی میگذری

 

میخواستم تصویر با تو بودن را نقاشی کنم،

دیدم فاصله بینمان در ورق جا نمی شود،

کمی نزدیکتر بیا

میخواهم با تو بودن را حس کنم …

 

استخوان هایم را به دانشمندان بسپارید …

شاید بفهمند نه یخبندانی بود نه بیماری مهلکی !

من از دوری تو منقرض شدم …

 

آنقـدر نیستـی

کــه گاهــی حـــس مـی کنـم

عشــق را نسیـه به مـن داده ای

بی تـابــم !

نقـــد می خــواهـمــت . . .

 

مثل این که این دل، آدم بشو نیست !

با لبخندت خر می شود و با دوریت سگ !

 

شنیدی میگن خیلی دور ، خیلی نزدیک ؟

اولی دستامونه ، دومی دلامونه

 

تو و فاصله با هم یکی شدید

من و پاهام به رسیدن ناامید

کاش میشد می رسیدم تا می دیدم

تو و فاصله به هم چیا میگید ؟؟؟ !!!

 

بعضی وقتها چشمم به قلبم حسودیشون میشه ، میدونی چرا ؟

چون تو همیشه تو قلبمی ، ولی از چشم دوری !!!

 

فکر کردم آسمان را می توان تسخیر کرد

آب اقیانوس را با آه خود تبخیر کرد

فکر کردم رفتنت را می توان از یاد برد

هیچ دانستی ؟ دلم را رفتن تو پیر کرد

 

پای من خسته از این رفتن بود

قصه ام قصه دل کندن بود

دل که دادم به یارم دیدم

راهش افسوس جدا از من بود . . .

 

عقل گفت که دشوارتر از مردن چیست؟

عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است . . .

 

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

بااشک تمام کوچه را تر کردم

دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد

وابستگی ام را به تو باور کردم . .

 

یارم از من بی سببب رنجید و رفت / گریه را دید و بر من خندید و رفت

وقت رفتن دیگر از ماندن نگفت / قصه ناگفته ها را نشنید و رفت

تشنه بودم همچو دشتی پر عطش / مثل باران بر تنم بارید و رفت

گل فراوان بود از باغ من / غنچه ای نشکفته را برچید و رفت . . .

 

بی تو پیمودن شب ها شدنی نیست

شب های پر از درد که فرداشدنی نیست

گفتم که برایت بفرستم دل خود را

افسوس که نامه دلم تا شدنی نیست

 

دور که میشوم، نزدیکتر می آید…!

نزدیک که میشوم، دورتر میرود…!

انگار که این ” فاصله ”

همیشه باید به شکلی رعایت شود !

 

زمستان است

و من شنیده ام روزها کوتاه تر میشوند

ولى . . .

نمیدانم چرا دارند این روزها

هى بلندتر میشوند، بى تو !

 

بین

من و تو

مرگ نمی تواند جدایی بیندازد…

فاصله که دگر هیچ…

 

مرا نمیخواهی دیگر میدانم

حتی اگر مرا ببینی هم نمیشناسی مرا دیگر میدانم

اینک همان نامه ای که برایم نوشتی را میخوانم

چه عاشقانه نوشته ای همیشه با تو میمانم

 

ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست،

اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست.

ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست،

آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست.

ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ،

غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست

 

هنوز هم نمیدانم اینجا چه فصلیست ، که من کال ماندم و به تو نمی رسم !

 

در قفس افتاده ام فکر رهایی نیستم

دل به عشقت داده ام فکر جدایی نیستم

 

انگشتانت را به من قرض بده…برای شمردن لحظه های نبودنت کم آورده ام…

 

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت / با صدایش آشنایم کرد و رفت

نوبت اوج رفاقت که رسید / ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

جملات عاشقانه برای کارت عروسی


خدا هدیه ای به ادم داد

و مهر حوا را به دل او انداخت

باید آسمان را آذین می بست

ستاره ها را برق می انداخت

خدا لبخند زد

تنهایی فقط زیبنده خودش بود!

در جشن پیوند آسمانیمان، همه فرشته ها دعوت دارند!

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

آری آغاز دوست داشتن است

گر چه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

بادا مبارک در جهان سور و عروسیهای ما سور و عروسی را خدا ببرید بر بالای ما

زهره قرین شد با قمر طوطی قرین شد با شکر هر شب عروسیی دگر از شاه خوش سیمای ما

در گردن افکنده دهل در گردک نسرین و گل کامشب بود دف و دهل نیکوترین کالای ما

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

ای از عشق پاک من همیشه مست

من تو را آسان نیاوردم بدست

بارها این کودک احساس من

زیر باران های اشک من نشست

من تو را آسان نیاوردم بدست

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

یک نفر آمده دنیای مرا سبز کند

خواب و بیداری و رویای مرا سبز کند

و به یمن نفس سبز و اهورایی عشق

از سرا تا به ثریای مرا سبز کند

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

سخن از پیوند سست دو نام

و هم آغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست

سخن از گیسوی خوشبخت من است

سخن از دستان عاشق ماست

که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم

بر فراز شبها ساخته اند

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

دل نشان شدسخنم تا تو قبولش کردی

آری آری سخن عشق نشانی دارد

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز

هرکسی بر حسب فکر گمانی دارد

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

” باز کن پنچره را من تو را خواهم برد

به سر رود خروشان حیات

آب این رود به سرچشمه نمیگردد باز

بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز “

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

……و…….

خانه ای میسازیم در بلندای بهار

بر درخت احساس روی گلبرگ گل نسترنی که از آن عشق خدا می روید

از احساس گل سرخ مدد می گیریم.

و دل کوچکمان خشنود ز دیدار شما می گردد.

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

عشق بهانه آغاز بود آغاز قشنگترین صبحدمان زندگی

عشق بهانه سبز با هم زیستن بود

و اینک وصال…

بارش خوشبختی است بر آشیان عاشق ترین دستها

رونق بهاری ترین ثانیه های زندگی ما باشید

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

از دورترین فاصله ها به هم رسیدیم و تا اوج بودن با همیم

بهای عشق چیست به جز عشق

به هم رسیدن یعنی آغاز

باهم ماندن یعنی زندگی

زندگی با عشق یعنی کامیابی

پایان هر رفتن رسیدن است

و ما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که آغاز یک رفتن است

در این آغاز همسفر ما باشید

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

یادتونه بچه بودیم می گفتین

ایشاا…عروسیتون

حالا وقتشه تشریف بیارید!

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

دلمان می خواهد با نسیم سحری

شاخه ای از گل یاس

بوته ای از گل مریم

بغلی از گل از گل سرخ

همه را دسته کنیم

برگیریم و بسازیم سبدی از پر طاووس سپید

تا دهیم مژده بر آنان که در این بزم به ما پیوندند

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

من و او هم سفری یک دل و یک دانه شدیم

هم ره دلشدگان راهی میخانه شدیم

قدمی رنجه کنید و در ما بگشایید

طرب اینجاست بیایید که پیمانه شدیم

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

لانه‌ای ساخته‌اند با گل یاس سفید

در فراسوی بهار، ما ترا می‌خوانیم تا به لطف قدمت

این دل کوچک ما گل به دامن بشود

در انتظاریم

با گل حضور خود

محفل آرای سرور ما باشید

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

آغاز زندگی نوین خویش را جشن می‌گیرند

حضور شما در این جمع نشانه پاکترین محبتهاست

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

برانیم تا دلهایمان را به مهر پیوند زده

بهار را به استقبال برویم.

حضورت ای دوست

قدمهایمان را استوار و دلهایمان را گرم می‌کند

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

خدایا به هر آنکه دوست میداری بیاموز که:

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هرآنکه دوست‌تر میداری بچشان که:

دوست داشتن از عشق هم برتر است.

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

بار سفر بسته‌ایم به قصد دریای همدلی

در پگاه آغازین این سفر همراهمان باشید

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

خانه‌ای ساخته‌ایم سایبانش همه عشق

زیر پا فرش غرور در حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف دیدار تو را می‌طلبیم

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

می‌خواهیم مهربانی را بیاموزیم

موسم نیلوفران ما شما را می‌خواند

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

پایان هر رفتن رسیدن است

و ما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که آغاز یک رفتن است

در این آغاز همسفر ما باشید

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

همتمان بدرقه راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و ما نوسفریم

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

دست در دست هم نهاده‌ایم و سفره دوستی را در

دشت آرزوها گسترانده‌ایم تا هر خاطره‌ای را به

زیبایی در دلها بیاوریم

که زندگی تنها یادگاری از محبت است

شوق فشردن دستان شما برایمان انتظاری است شیرین

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

آغاز می‌کنیم زیستن را

پیوستن

و یکی شدن را

لطف حضور شما در جشن این آغازمایه شادی ما خواهد بود

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

مرا به رجعت خورشید باور است هنوز

دل بسته‌ایم به صبح سپید، به سپیدی بلندترین تیله خورشید

دل بسته‌ایم به زندگی، با ما باشید.

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

یادتونه بچه بودیم می‌گفتین

ایشاا.. خوشبخت بشین

حالا دعاتون مستجاب شد

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

خانه ای ساخته ایم

سایه بانش همه عشق

زیر پا فرش غرور

و حصارش همه تکرار صفا

ما در این جمع لطیف

لطف و دیدار تو را می طلبیم

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -

آغاز زندگی نوین خویش را جشن می‌گیرند

حضور شما در این جمع نشانه پاکترین محبتهاست

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره پنجاه و دوم


جمعه مثل معلم سخت گیریست که

 با خودکاری قرمز روی دلتنگی "تشدید" می‌گذارد...

 

و تو

شیرین

چون چایی نبات

بی رحم

چون واژگونی اش روی میز کار...

 

باورم نیست که آن ساده تر از آب مرا آتش زد ...

 

تنهایی ریشه تمامی گناهان و درد هاست ؛

چوپان را "تنهایی"دروغگو كرد ...

 

از تو جدا شدم

چون سيبى از درخت

درد كنده شدن با من است

اندوه پاره پاره شدن...

 

بي تـــــو

چشـــــم دیدن

چیــزهایي را که

با تـــــــو دیده ام

را نــــدارم....

 

من فقط یک واسطه بودم

دل را خدا داد

و تو بردی....

 

نه کسی منتظر است…

نه کسی چشم به راه…

نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه…

بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟

وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه…

 

من عاشقانه دوستش دارم

و او عاقلانه طردم می کند

منطق او، حتی از حماقت من هم احمقانه تر است ...

 

به تو فكر مي كنم

و تنهايي

اتفاق سنگيني ست

كه در آغوشم مي افتد...

 

اگر عشق

آخرین عبادت ما نیست

پس آمده ایم اینجا

برای کدام درد بی شفا

شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟!!!

 

دلتــنــگي هايــم بــه تــورفتــه انــد...

آرام ميـــ ـ ـ آينـــد...

درسيــنــه ميـــ ـ ـ نشــيـنـنـد...

ديـــگرنميــــ‌ ـ رونــــد...

 

لحظه های ســــکوتم

پر هیاهــــــــــو ترین دقایق زندگیم هستند

ممـلو از آنچـه می خواهم بگویم

و نـــــــــمی گویم...

 

اين روز ها

از بلندي موهايت فهميده ام

چند وقت است

تو را نوازش نكرده ام....

 

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ

ﺩﯾﺪﻡ ﻃﺎﻗﺖ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ

 

لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام ....

برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم …

آنقدر تمـــــــــیز میخندم که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی!!

 

تو

شما شد

شما

دور شد

یادش هم با سیگار

داره دود میشه...

اما من

نه ما شد

نه شما

منِ تنها همیشه هست با من....

 

" در روزگاری که خواب را به خیال ،

اشک را به محال ،

رنگ را به سوال ،

و عشق را به بهترین نانوا می فروشند ،

چه جایی برای من ... ؟!

باور کن اگرچه نان من برشته نبود ،

اما سوخته هم نبود...

 

در صــدا کردنِ نـام تــو

یـک " کـجـایـی " پنهان است

یـک " کـاش مـی بـودی "

یـک " کـاش بـاشـی " !

 

دلتنگي چيز عجيبيست ؛

آدم را آرام آرام ، ناآرام مي كند ! ... .

 

خوش به حال او كه

با تـــــــو

خاطره نـــــدارد ...

 

بهشت

فاصله ی پلک بالا و پایین من است

وقتی که به "تو" نگاه میکنم...

 

تــــــو

نــــــــــــه در دیـروزی

و نـــــــــــه در فـردایی

ظـــرفِ امـــــروز پـــر از بــودنِ تـــوســــت ...

 

گاهی هم باید برقصم

حتا

برای شادیِ گلهای پژمُردۀ پیراهنم . . .

 

همــه ی حواسم را جمع میکنم

تا خیالت را کم کنم

اما تمام یادت در”من”ضرب میشود

و“من”تقسیم میشوم در“تــو… ”

می بینی ؟؟؟

عجب دنیای بی حساب و کتابی است ؟؟؟

 

گاه یک حرف

یک زمستان آدم را گرم نگه میدارد و

گاه یک حرف

یک عمر آدم را سرد میکند ...

 

آدم ها ... ،

باهــــــم ها و بی هـــــم ها ...

زوج و فــــرد ...

و منـی که انگــــار با پـــلاک  تـــنهــــائی ...

هیچ راهی به محدوده ی زوج و فرد نـدارم...!

 

بـی تو

تنهـاییـم را پک می زنم

تـا ریـه هایـم زنـدگـی را کـم بیـاورد

و شـرعـی ترین خودکـشـی را تجـربـه کنـم !!

 

همیشه دور نما ها

خواستنی ترند

مثل سراب

مثل فردا

مثل تو . . .

 

مثل نگه داشتن یک بادبادک در باد

 داشتنت کار دشواری است...

 تو برو من  سر به هوا هم به دنبال تو به باد خواهم رفت ...

 

این سكوت سنگین تو

 سر به سرم مى گذارد...

 ادامه اش بدهى،

 عاشق تر مى شوم!!!

 

مرا

آنگونه که دوست داری تصور نکن

من سوژه گالری پرتره عکس هایت نیستم

من همینم،بدون فتوشاپ...

 

هی نیوتن

تو که دم از جاذبه میزنی

مرا کشف کن

منی که مدام غم ها جذبم میشوند!!!

 

صدای گــام های تــــــو

ضربــان زندگـی من است

بـا من راه بیا با تو تشنــه ی زنده بودنـم ...

 

روزی که فکــر می کنی یه کسی رو از ته "دِل" دوس داری . . .

هیچ وقت "وِلـــش" نـکن . . .

ممکنه دوباره تــکرار نشه . . .

باید 10 ، 15 سال بُگذره تــا بفهمی همون "یه بـــــــــــار" بوده . . .

که حــالت دیگــه خوب نمیشه . . .

"عشـق" یعنی حــالـت خوب باشه....

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره پنجاه و یکم


به که پیغام دهم ؟ به شباهنگ که شب مانده به راه ؟

یا به اندوه کلاغان سیاه ، به پرستو که سفر میکند از سردی فصل ؟

یا به مرغان نکو چیده شهر ؟ به که پیغام دهم که به یادت هستم ؟

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

هنوز رو خاکیم یادمان نمیکنند!

وای به روزی که خاکمان کنند!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ثانیه ها، روزها حقیرتر از آنند که بهانه ای برای از یاد بردنت باشند…

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اس ام اس ها گاهی پیامی ندارن

فقط ارسال میشن که باور کنی اونی که فکرشو نمی کنی الان به یادته

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

در برهوت بی کسی تنها تو همزاد منی / ای نازتر از خواب شبم ، همواره در یاد منی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی

آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یادم باشه

یادت بدم

یاد بگیری

یادت نره

که یاد تو

همیشه در یاد منه

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

پیام هایم گاه گاه است! آنچه ابدیست ، یاد توست

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره پنجاهم

فاصله ی بین بهشت و جهنـم ِ زندگی من تنها

به اندازه ی فاصله ی بین بازوان توست در آغوش تو بودن یا نبودن . . .

 

می گویند موقع مرگ

همهء زندگی مثل فیلم از جلوی چشم آدم رد می شود .

 

بعد از گذشت ِاین همه سال عاشقم هنوز

هر چند اگر نمانده مجال عاشقم هنوز

در آرزوی بوسه ای از آن لبم، ببین!

با این همه امید محال عاشقم هنوز . . .

 

می‌دانی ؟

تنها دلیل این‌همه دیوانگی‌هایم

این‌ست که نمی‌خواهم

مدیون و گناهکار

روزی کشیده شوم

به دادگاه آرزوهایم‌!

 

کف بینی نکن

دستی که به سویت دراز شده …طالعش تویی . . .

 

اگه نهایت دوست داشتن درقطره ی باران است

من دریا را تقدیمت میکنم . . .

 

خون می چکد از تیغ نگاهی که تو داری

فریاد از آن چشم سیاهی که تو داری

هرچند گلی نیست به خوش چشمی نرگس

در خواب ندیده است نگاهی که تو داری . . .

 

از نقش های ستاره دلم درد میکند

از عشق چند باره دلم درد میکند

دار و ندار قلب من یک حس شیشه ایست

از هر چه سنگ خاره دلم درد میکند . . .

 

چه خوش خیال است ، فاصله را میگویم ، به خیالش تو را از من

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره چهل و نهم


نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند

می گویند حساسیت فصلی است

آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

خاک پایت بوسه گاهم بود و بس / بر سر راهت نگاهم بود و بس

ای نگاهت تکیه گاه خستگی / عشق تو تنها گناهم بود و بس . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

یاد آن روزی که یاری داشتیم / این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم

ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم / این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد !

امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

از ما که گذشت

ولی به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن

تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

در غم عشق نبودیّ و محبت کردی / این هم از لطف شما بود و نمی‌دانستیم

من نکردم گله از عهد و وفاداری تو / عهد ما عهد جفا بود و نمی‌دانستیم

رنج بی‌عشقی و تنهایی و بی‌مهری یار / همه تقدیر خدا بود و نمی‌دانستیم . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

در جهان غصه کوتاهی دیوار مخور /  حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور

گردش چرخ نگردد به مراد دل کَس /  غم بی مهری این مردم بی عار مخور . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

بگذار بگویند خسیسم

من دوستت دارم هایم

را الکی خرج نمیکنم

جز برای مهربانی خودت . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال

لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

راستـش را بگو

نکند تو همان “این نیـز” هستی که همیشه می گذری . . . ؟

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ، بدخلقی هایم را فراموش کن

بی اعتنایی هایم را جدی نگیر

در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی  . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

اونی که دوستت داره زندگیشو پات میریزه که فقط شادیتو ببینه

تویی که دوست داشته میشی هزارتا ناز میکنی براش!

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

گاه می توان براى یک دوست چند سطر سکوت به یادگار گذاشت

تا او در خلوت خود هر طور که خواست آنرا معنا کند . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

این جمله را هرگز فراموش نکن

“برای دوستت دارم بعضی ها مرسی هم زیاد است” . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

در حنجره‌ام شور صدا نیست رفیق

یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق

بگذار که قصه را به پایان ببرم

آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

دیدگانت را نبند ، نگاهت را ندزد ، تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم

از گوشه ی چشمانت تلاوت می شود . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را / حالا که دری هست مرا بال و پری نیست

حالا که مقدر شده آرام بگیرم / سیلاب مرا برده و از من اثری نیست

بگذار که درها همگی بسته بمانند / وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تو مپندار که خاموشی من ذکر فراموشی توست

بلکه هر لحظه دلم مست تماشایى توست . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

اون لحظه که گفتی : یکی بهتر از تورو پیدا کردم

یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰ تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم  . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

چه رابطه مرموزی است

میان پیداترین زخم و پنهانترین راز . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

این بار مبلغ قبض موبایلم خیلی کم شده بود

اما اصلا خوشحال نشدم

هشتصد هزار و ششصد

عددی که تنهایی ام را به رخم  می کشید . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

وقت است که یک چندی در خانه ی ما آیی

در خانه ی ما آمد ،‌ آن پادشه خوبان

آن پادشه خوبان ‌; داد از غم تنهایی . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

احتیاط باید کرد

همه چیز کهنه می شود و اگر کوتاهی کنیم عشق نیز

بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب می گیرند . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

از تقدیر سرنوشت غمگین مباش

چه بسا سگ هایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند

شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند

ولی نمی دانستند شیر، شیر می ماند و سگ، سگ . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند.

نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

عقل گفت که دشوارتر از مردن چیست؟

عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است . . .

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

کوچه پس کوچه این شهر تو را می بوید

عطر خوش بوی تنت ناب تر از مُشک و گلاب

بوسه ای از لب شیرین تو شد سهم دلم

این غزل جای من امشب شده بد مست و خراب . . .

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره چهل و هشتم


همیشه دور نما ها

خواستنی ترند

مثل سراب

مثل فردا

مثل تو . . .

* * *

در انــتظــار هیــچ کــس نــیســتم

اما

هــنوز وقــتی نــویز مــوبایل روی اسپــیکر مــی افتد

دلــم می لرزد

شــاید تـو بــاشی…..!

* * *

روزی که فکــر می کنی یه کسی رو از ته “دِل” دوس داری . . .

هیچ وقت “وِلـــش” نـکن . . .

ممکنه دوباره تــکرار نشه . . .

باید ۱۰ ، ۱۵ سال بُگذره تــا بفهمی همون “یه بـــــــــــار” بوده . . .

که حــالت دیگــه خوب نمیشه . . .

“عشـق” یعنی حــالـت خوب باشه . . .

* * *

مثل نگه داشتن یک بادبادک در باد داشتنت کار دشواری است تو برو من سر به هوا هم به دنبال تو به باد خواهم رفت …

* * *

این سکوت سنگین تو

سر به سرم مى گذارد…

ادامه اش بدهى،

عاشق تر مى شوم!!!

* * *

مرا

آنگونه که دوست داری تصور نکن

من سوژه گالری پرتره عکس هایت نیستم

من همینم،بدون فتوشاپ..

* * *

هی نیوتن

تو که دم از جاذبه میزنی

مرا کشف کن

منی که مدام غم ها جذبم میشوند!!!

* * *

چقدر دورتر از احســـآسـم ایستاده ای

آنجا که تــو ایستاده ای

صدای مرا هم نمی شنوی

چه برسد به دلـــتنـگـی …!!

* * *

من عاشق نیستم!

فقط گاهی …..حرف تو که میشود دلم…

مثل اینکه تب کند

گرم و سرد می شود توی سینه ام چنگ می زند آب می شود

* * *

هروقـت که قهـــر می کنـی با مـن

بیشتـــر حس مجنـــون را درک می کنـــم…

* * *

از جنس کدام نور بودی ستاره من؟

که جسارت با تو بودن در من جنبید؟

و من چه عاشقانه به رویت لبخند زدم

و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی

و این شد

عاشقانه ی آرام “من” و تو”

* * *

داشتـن یه حامـــی ؛

شیرین ترین چیز تو زندگی آدمه !

چه زن باشه ،

چه مرد ….

چه آشنا چه غریبه !

چه خونوادت ؛

چه دوستت …..

کاش یه آدمایی اینو بفهمن … !!!

* * *

دلگیـرم از ایــن قابهـای مضحک بــی روح

لبخندهـای خـشک

احوال پـرسـی هـای معمـولـی

چشــمان من

تصـویـری از جـنس نـگاه تو می خواهـد . . .!!

* * *

صدای گــام های تــــــو

ضربــان زندگـی من است

بـا من راه بیا با تو تشنــه ی زنده بودنـم ..

* * *

لحظه هایم مـــال تــو ..

بـه قیمت صـفر ” تومن”

همین که

“تـــو” کنـــار “مـن” باشی

ثروتمـندترین انساـم ..

* * *

آدم ها … ،

باهــــــم ها و بی هـــــم ها …

زوج و فــــرد …

و منـی که انگــــار با پـــلاک تـــنهــــائی …

هیچ راهی به محدوده ی زوج و فرد نـدارم…!

* * *

بـی تو

تنهـاییـم را پک می زنم

تـا ریـه هایـم زنـدگـی را کـم بیـاورد

و شـرعـی ترین خودکـشـی را تجـربـه کنـم !!

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره چهل و ششم


اگه من خسته و تنهام باز میگم دوستت دارم

اگه من اسیر غمهام باز میگم دوستت دارم

اگه آشنای دردم ندارم یه همزبونی

گل باغ آرزوهام باز میگم دوستت دارم

 

سلام میکنم از روی مهربانی

سلام میکنم از روی شادمانی

سلام میکنم تا جان دارم

که خواننده این سلام را دوست دارم

 

شب که می رسد به خودم وعده می دهم

که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت

صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگویم،

رسیدن شب را بهانه می کنم.

و باز شب می رسد و صبحی دیگر…

ومن هیچ وقت نمی توانم حقیقت را بگویم

بگذار میان شب و روز باقی بماند؛

که چقدر

دوستت دارم…

 

تــو ..

مــاه را دوســت داری ..

مــــــن!

مـاه هــاست کـــه ، تـــورا ..

 

آری، آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه، نا پیداست

من به پایان، دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست!

 

معنای خوشبختـــــــی این استــــــــ که

در دنیا کسی هستـــــ که بی اعتنا به نتیجه، دوستتـــــــــ دارد

 

ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر / به مرام تو گرفتار و به یاد تو اسیر

 

دوست داشتن به تعــــداد دفعات گفـــــتن نیست

حسی است که باید بــــــی کلام هم لمــــــس شود

 

دوست داشتن ؛ زبان ٬ زمان ٬ راه ٬ دلیل ٬ نشانه نمی خواهد

دوست داشتن دل می خواهد

و یک “من” می خواهد و یک “تو”

 

بانو !

آن پیرهن قرمز پولک دارت را بپوش و مثل یک ماهی به آغوش من بیا …

من هنوز دریا دریا تو را دوست دارم …

 

باران می بارد ! به حرمت کداممان ؟! نمی دانم !

همین اندازه می دانم که صدای پای خداست !

شاید دلی در این حوالی گفته باشد دوستت دارم !

 

ما

به هم نمی رسیم

امّا

بهترین غریبه ات می مانم

که تو را

همیشه دوست خواهد داشت . . .

 

دوستت دارم عزیزم خیلی زیاد ، خیلی ها میگن اگه به معشوقت زیاد بگی دوستت دارم

اون زود تو را از یاد می بره و به کس دیگری عشق می ورزد ،

ولی من به تو اطمینان دارم ، پس دوستت دارم

 

زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد ، پس با تمام سکوتم دوستت دارم

 

چو قلب شب تاریک تنهایی هایم دوستت دارم

چو بامداد خوش دوستت دارم

به یاد تو و یادهایت شب نشستم بیدار

چه خواب باشم چه بیدار باشم دوستت دارم

 

چون تورا دوست دارم

{هر کجا هستم،باشم}

عشق تو همراه من است

قلب من جای تو شد

قلب تو مال من است

 

تو را چون موج دریا دوست دارم

چو گل همقدر دنیا دوست دارم

تک اندر وادی مهر و محبت

ولو دروغ ، چه زیباست دوستت دارم

چه قدر مثل مسیحاست دوستت دارم

شروع وسوسه ی سوختن شد و بی شک

کلام آخر دنیاستدوستت دارم

 

و هر چقدر هم که بشوئی پاک نمی شود..

رنگ حسرت لبهات

در اندوه گفتن دوستت دارم

 

برای من که

دوستت دارم

و جای تو خالیست

زیر همین باران

کنار این همه دلتنگی !

کمی بوسه بفرست

و کمی« دوستت دارم » ..!

 

به اندازه ی تمام بوسه های بی پاسخی که ماهی به دریا میزنه

دوستت دارم. .

 

دوستت دارم دانم که تویی دشمن جانم ، از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

 

!( نوشتمدوستت دارم، پرانتز را نبستم ، بگذار این حقیقت تا ابد جریان بیابد . . .

 

قابل توجه بعضی ها

بسیاری از «من هم دوستت دارم» ها

نتیجه رودربایستی ای هستند  که «دوستت دارم» ها

ایجاد می کنند ، جدی نگیرید !

 

تا به حال به شالیزار نگاه کردی؟

میدونی چقدر ساقه ی برنج توشه؟(نمیدونی که)

میدونی تو هر ساقه چند تا دونه برنجه؟(نمیدونی که)

من تورو به اندازه ی همه ی برنج های یک شالیزار بزرگ دوستت دارم(تو اینم نمیدونی!)

 

زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد

پس با تمام سکوتم دوستت دارم

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره چهل و پنجم


نخستین چکه ناودان احساسم را در قالب کلامی از جنس گلهای یاس میریزم

و آن را به آسمان نیلوفری دل زلالت برای شاد بودنت هدیه میکنم

 

آدمیان به لبخندی که بر لبی نشانند ،

به احساس خوبی که بر جا می نهند

و به دردی که می کاهند ، می مانند ، بی شک تو ماندگاری

 

دستانت رو دور گردنم حلقه کن بانو …

این دوست داشتنی ترین شالگردن شب های سرد من است ؛ باور کن …

 

دیگر تمام شد !

آرزو هایم را گذاشتم در کوزه با آبش قرص های اعصابم را میخورم

 

اگر روزی …

محبت کردی بی منت ! لذت بردی بی گناه ! بخشیدی بدون شرط…

بدان آن روز واقعاً زندگی کرده ای

 

زندگی، باورِ دریاست

در اندیشهٔ ماهی، در تُنگ …!

 

وقتی میخواهمت و نیستی هیچ اتفاق خاصی نمی افتد ،

فقط ذره ذره ایوب میشوم

 

شاید عشق همین باشد ،

که من در انتهای شب بیادت چند قطره اشکی جاری کنم

 

مدتهاست که بی دلیل ترکم کرده ای ،

نمیدانم دلت از من سرد شد یا که سرت جایی دیگر گرم شد

 

دیگر قهوه تـُـرک دم نمی کنم

رنگ چشم های توست!

سیگــــار روشن نمی کنم

طعم لب های توست!

آتش بـپا نمی کنم

تصویر نگاه های توست!

من به قهوه،سیگـــار،آتش معتادم!

نمی توان تو را ترک کرد…

 

گاهی وقت ها ،

برای صداقتت < تاوان > باید بپردازی !

گاه به سنگینی ِ

زندگیت …!

 

گاهی به قدری دلم برایت تنگ میشود که حاضرم حتی با دیگری ببینمت !

 

لبخند که میزنی …

پر میشوم از بهانه های خواستنت

پر میشوم از طنین خوش صدای نفسهایت

و زمزمه های در گوشی !

 

بعضی وقتا سکوت میکنی

چون اینقدر رنجیدی که نمیخوای حرفی بزنی…

بعضی وقتا سکوت میکنی

چون واقعا” حرفی واسه گفتن نداری…

گاه سکوت یه اعتراض …

گاهی هم انتظار…

اما بیشتر وقتا سکوت واسه اینه که

هیچ کلمه ای نمیتونه

غمی که  تو وجودت  داری توصیف کنه!

 

از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند :

شما چطور شصت سال با هم زندگی کردید؛

گفتند : ما متعلق به نسلی هستیم که ، وقتی چیزی خراب می شد؛

تعمیرش می کردیم نه تعویضش!

 

آسمونی یا زمینی هر چه هستی نازنینی

واسه قلب کوچیک من همیشه عزیزترینی

 

همیشه حرف از رفتن هاست ، کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند

 

دوست داشتن ساده است و باور کردنش سخت ،

تو ساده باور کن ، که سخت دوستت دارم

 

نوشتم حرف دل تا تو بخوانی،که چون دورم ز تو دردم بدانی

به غیر از تو کسی را من ندارم،تو را تا بی نهایت دوست دارم

 

فلاسفـــه دربـــاره عشــــــــق خیلـــی حرفهــا زدند

امــــا منطــق هیجکــدامشــــان به پـای منطـــق تـــــــو نرسیـــــد

رفتــــــــی و گفتــــــی:همینـــــه کــــــــــــــه هســــت !

 

هرشب از پشت صفحه ی کوچک موبایلم در آغوش میگیرمت !

ونمیدانی چه آرامشیست همین آغوش خیالی !

 

یادت را از من نگیر

بگذار من هم مثل سهراب بگویم دلخوشی ها کم نیست . . .

 

دوستی میوه ی درختانی است که در روح غنی عشق کاشته میشود

و با مراقبت محبت آمیز و درک متقابل پرورش می بایند

 

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره چهل و چهارم


نازم به ناز آن کس که ننازد به ناز خویش

ما را به ناز فروشان نیاز نیست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نیاز است

 

به اندازه دیوونه های دیوونه خونه ، دیوونه وار دیوونتم دیوونه !

 

دوست داشتن دل می خواد نه دلیل پس دوستت دارم بی دلیل . . .

 

دستم را بگیر . . . ! ببر . . . !

به دور دست هایی که در دسترس هیچ . . . !

دستی نباشم . . . !

 

شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش !

من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود ،

به امیدی که تو فانوس شب من باشی . . .

 

ز چشمت چشم آن دارم ، که از چشمم نیاندازد

به چشمانی که چشمانم ، به چشمان تو مینازد

زکات چشم ، چشمی سوی چشم ما کن

که چشمم را بجز چشمت ، دگر چشمی نمی سازد . . .

 

قرارمون این نبود ، قرار بود برای برقراری یکدیگر بکوشیم

نه برای بی قراری ، حالا که از من دوری بدجوری بی قرارتم . . .

 

در بودنت به نبودنت و نبودنت ، به بودنت می اندیشم . . .

ای بود و نبود من . . . !

 

فکر تنهایی نباش تنهایی خودش تنهاست ، تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست …

 

عادت کن که عادت نکنی ، که اگه عادت کنی نمی تونی عادت نکنی !

 

به خاطر خاطره هایت ، خاطرت در خاطرم ،

خاطره انگیز ترین خاطره هاست . . .

 

گرچه همه بودند . . .

اما تو که نبودی ، بودن ِ همه نبودن بود ، تا بودن . . .

تو نبودی و من در فزاقت ، تمام خلوتم را با خودم تقسیم کردم . . .

 

بهتر بودن ، بهتر از اینه که وانمود کنی که بهترینی . . .

 

یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری

که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره اینو یادت نره . . . !

 

یادته یادم دادی یادت باشم ؟

حالا یادت باشه یادت نره به یادتم . . .

 

وقتی قرار شد من بی قرار تو باشم ، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی !

 

در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشتی .

الهی تنهاترین تنها کست در تنها ترین تنهاییت تنهای تنهایت گذارد . . .

 

گاهی دلم بی هوا ، هوایت را می کند . . .

هوای تو ، تویی که هیچ وقت هوایم را نداشتی !

 

وقتی تو نیستی همه نیستن ! نه که نیستن ؛ هستن ، ولی مثل تو نیستن . . .

 

زندگی زیباست ، که گاه خاطره ای در میان خاطره ها ،

خاطره ی خاطره ها می گردد ...

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره چهل و سوم

شب ها خوابم نمی برد…

از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبـــــم

بی انصاف…

محکم زدی ،

جایش مانده است…

 

میــــــشِه تَـــنهایی بــ ــازی کَــرد

میـــشِه تَـــنهایی خـــَندیـد

میــــــشِه تَـــنهایی ســَفَر کـــَرد

ولـــی خـــِیلی ســـَختِه تـــَنهایی…

تـــــَنهایی رو تَـــحـــَمُل کـــــَرد

 

آدمـــــ هـا کـه " عـوض " می شونـد …

از " سـلام " و " شـب بـخیـر " گـفتـنشان

مـی شود ایـن را فـهمیـد !

از "بوسه هایشان "

از " حـرف هـا " و " نـگاه هـا "

از گـودال هـای ِ عـمیـقی کـه بیـن ِ تــو و خـودشان می کـَـنـند

و تـویـش را پُــر از دلیـل مـی کُنـند ….!

 

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند

سایه در سایه ان ثانیه ها خواهم مرد

شعله ها بی تو زبی رنگی دریا گفتند

موج در موج دراین خاطره ها خواهم مرد

گم شدم در قدم دوری چشمان بهار

بی تو یک روز دراین فاصله ها خواهم مرد……

 

جریان چیست ؟ چرا پیدا نمیشود جسد آنانی که ادعا میکنند برایمان میمیرند ؟

 

هی کافه چی نیمکت هایت را تک نفره بچین اینجا همه تنهایند

 

می نویسم (دوستت دارم ولی پرانتز رو نمی بندم بذار این جریان تا ابد ادامه داشته باشه

 

به نسل های بعد بگویید …

که نسل ما نه سر پیاز بود نه ته پیاز …

نسل ما خود پیاز بود …

که هر که ما رو دید گریه کرد

 

عشق مثل گنجیشکه اگه سفت بگیری می میره اگه شل بگیری میپره

پس سعی کن طوری بگیری که تو دستات خوابش ببره.

 

روزی خواهم آمد ؛

روزی که تو
ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره چهل و دوم

آنقدر هي به خدا سپردمت

که برداشت ترا با خودش برد آن دور‌ها...

«««««««««« گل سرخ عاشقی »»»»»»»»»»

برف پاک کن؛ جان می‌کَنَد …

 باران، اما این سوی شیشه است! …

«««««««««« گل سرخ عاشقی »»»»»»»»»»

با آنكه جز سكوت جوابم نمي دهي

در هر سؤال از همه پرسيده ام تو را

«««««««««« گل سرخ عاشقی »»»»»»»»»»

هوایت دست سنگینی دارد

این را وقتی می زند به سرم می فهمم

«««««««««« گل سرخ عاشقی »»»»»»»»»»

"مــــن" بـــه " تــــو" بستـــگــــی دارم ...

 حــــال مــــن را از خـــــودت بپـــــرس !

«««««««««« گل سرخ عاشقی »»»»»»»»»»

حرفهای زیادی بلد نیستم من تنها چشمان تو را دیدم

و گوشه ای از لبخندت که حرفهایم را دزدید…

 از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم کودکانه تر از آنچه فکر کنی !

«««««««««« گل سرخ عاشقی »»»»»»»»»»

برایِ هر اتفاقی‌

می‌توان پاسخی یافت

جز برایِ رفتن‌های نابهنگام

شاید رفتن ، خود پاسخِ یک اتفاق است

هیچکس نمیداند

جز آنکه رفته است

«««««««««« گل سرخ عاشقی »»»»»»»»»»

شـــادی از تقـــویمم بی تـــو رفـــت و بر نگـــشت

انتـــظارت منو کـــشت توی ســـالی که گـــذشت

«««««««««« گل سرخ عاشقی »»»»»»»»»»

وقتيی با يه نفر خوشحالی ، نيازی به دوميش نيست !

بفهم ...

باتو هستم بفهم.............

«««««««««« گل سرخ عاشقی »»»»»»»»»»

يه وقتايي دلت ميسوزه،

يه وقتايي دلت ميشكنه،

يه وقتايي دلت ميگيره،

اما خدا نكنه سه تاش با هم اتفاق بيفته ...

«««««««««« گل سرخ عاشقی »»»»»»»»»»

من همان دخترکی هستم...

که انتخاب شدم...

برای از

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره چهل و یکم

دعا کردم تو تنها مال من شی / تو تعبیر قشنگ فال من شی

دعا کردم بدونی چشم به راتم / هنوز دلبسته بغض صداتم

اگه بازم دلت با دیگرونه / چشات دنبال از ما بهترونه

بزار با یاد تو دلخوش بمونم/ فقط دلتنگیات با من بمونه . . .

 

من به زنجیر وفای تو اسیرم چه کنم

گر نیایی به خدا بی تو میمیرم چه کنم

در هوای غم عشق تو ز خود بی خبرم

که به عشق تو محتاج و فقیرم چه کنم  . . .

 

با همه چشم انتظاری ، با پیامت دل خوشم

ای قرار بیقراری ساحل آرامشم

گاه گاهی پر بزن در خلوت تنهاییم

تا ببینی در فراقت من چه رنجی میکشم . . .

 

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم

هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم

هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره

هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره . . .

 

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی

چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی

تو که آتشکده عشق و محبت بودی

چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی . . .

 

جداموندن از کسی که دوستش داری فرقی بامردن نداره

پس عمری که بی تو میگذرد مرگی است به نام زندگی . . .

 

آرزویم این است که بهاری بشود روز و شبت

که ببارد به تمام رخ تو بارش شادی و

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره چهلم


میدونی وقتی واست پیام نمیدم یعنی چی ؟

یعنی پیامی در حد مرامت ندارم با مرام !

 

هوای فاصله سرد است ، من از کلاف دلم برایت خیال گرم می بافم

 

خواستی دیگه نباشی ، آفرین ، چه با اراده

لعنت به دبستانی که تو از درس هایش فقط تصمیم کبری را آموختی . . .

 

بوسه‌” بهترین سرقتِ دنیاست

چون هم دزیدیش حال میده

هم پس دادنش  . . .

 

یاد تو حس قشنگی است که در دل دارم

چه تو باشی چه نباشی “نگهش میدارم”  . . .

 

همه چیز زود شروع شد

عاشقی

دلتنگی

رفتن تو …

اما نمیدانم چرا تمام نمیشود ؟

عشق تو در من . . .

 

تو چنان زیبا شده ای میان شعرهایم

که گمان نکنم خودت هم بدانی

این که داری می خوانیش

خودِ تویی . . .

 

نشود خوش دلم از نامه و پیغام کسی

توسن سرکش طبعم نشود رام کسی

آن که دربند تعلق نبود خاطر ماست

که نه دربندکسی هست و نه در دام کسی

 

حالا که رفته ای

ساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده ام هنـــوز ؟

مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم ؟

خدا یادش رفته است مرا بکشــــد

یا تــــــو قرار است برگردی ؟

 

قشنگ ترین کنسرت دنیا

صدای نفس نفس زدن تو در آغوشم بود . . . !

 

دستهایت ، تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم ، کابوس نمی بینم  . . .

 

قهوه چشمان توست

تیره ، تلخ

اما آرامبخش و اعتیاد آور . . .

 

کلاغ جان!

قصه من به سر رسید

سوار شو !

تو را هم به خانه ات می رسانم . . .

 

انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را

روزی هزار بار ببینی و آنقدر بزرگ باشد

که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی  . . .

 

قهر که می کنی

بی حواس ترین آدم روی زمین می شوم

آنقدر که

ادامه نوشته

عشق یعنی ….

عشق یعنی یک سلام و یک درود

عشق یعنی درد و محنت در درون

 عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی قطره و دریا شدن

 عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

 عشق یعنی همچو من شیدا شدن

عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

 عشق یعنی بیستون کندن بدست

عشق یعنی آب بر آذر زدن

 عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

 عشق یعنی با پرستو پرزدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

 عشق یعنی یک تیمم یک نماز

عشق یعنی سر به دار آویختن

 عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

 عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی مستی و دیوانگى

 عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

 عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دلسوخته

 عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی سوز نی آه شبان

 عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحطه های ناب ناب

 عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

 عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

 عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

 عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

 عشق یعنی با جهان بیگانگى

آدم وقتی عاشق شد

آدم وقتی عاشق شد … حتی یه لحظه هم عشقش رو نمیذاره و بره

اگه این کارو کرد … اون عشق نیست

آدم وقتی عاشق شد … چشمش خود به خود روی همه بسته میشه

اگه نشد … اون عشق نیست

آدم وقتی عاشق شد… فقط صلاح و خوبیه عشقش رو میخواد

اگه غیر از این بود ... اون عشق نیست

آدم وقتی عاشق شد … یه لحظه نمیتونه غم عشقش رو ببینه و آروم بگیره

اگه غیر از این شد … اون عشق نیست

آدم وقتی عاشق شد … نمیتونه با بهونه های بیخودی عشقش رو ترک کنه

چون تو عاشقی هیچ بهونه ای پذیرفتنی نیست

من مانده ام و دنیایی حرف نگفته

من مانده ام و دنیایی حرف نگفته

ان روزها گذشتند روزهای پیاپی شور زندگی

روزهایی که بوی امید می داد

لحظه هایی که مرا تا اوج خوشبختی می رساند

اما...

حالا من مانده ام و دلتنگی

من مانده ام و دنیایی حرف نگفته

حالا من هستم و خستگی از

رکود لحظه های کبود خاطره

انگار گم شده ام در هجوم سکوتی تلخ

انگار از ذهن زمان پاک شده ام

و در سیاهی سمج روزهای بی پایان گم

کاش می توانستم

از دیار غریبانه دلتنگی هجرت کنم       

کاش توان این را داشتم

تا مرز رویای سبز با هم بودن پرواز کنم

و در آغوش مهربانی ها جانی تازه بیابم

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره سی و نهم

احساس خوبی به آدم دست میده وقتی از یه نفر میشنوی ” مواظب خودت باش ” !

اما احساس خیلی بهتری به آدم دست میده وقتی میشنوی ” خودم مواظبتم ” !

 

عشق یک اتفاق است ، نه انتخاب !

اگر انتخاب باشد ، با یک اتفاق از بین می رود !

 

مــی خـواهـم داستـانـی از علاقــه ام بـه تــو را بنـویسـم

یـکی بـــود ، یـکی …

بـی خیال…!!

خــلاصـه اش میشود اینــکـه :

دوستـت دارم ، لعـنتـی . . . !

 

عشق یعنی برهنگی دو احساس پاک ، نه برهنگی تن !

 

عشق فقط رمانتیک بودن

روشن کردن شمع سر میز شام و دست در دست هم قدم زدن نیست !

در واقع عشق حقیقی یعنی : یک عمر همدلی ، تعهد و اعتماد !

 

عشق مثل عبادت کردن می مونه ،

بعد از اینکه نیت کردی دیگه نباید به اطرافت نگاه کنی

 

عشق چیست ؟

صاعقه ایست بین دو نگاه !

پس از آن بارش باران محبت در دل ها …

 

خیلی بده که احساس کنی مثل دارویی ، فقط وقت نیاز ازت استفاده می کنند

 

من برات یار میشم… یار وفا دار میشم…

دل و دلدار

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره سی و هشتم

اگر چه عاشق برفم بهار هم خوبست

بدان به خاطر تو انتظار هم خوبست

دلم به خلوت تابوت رفت دلتنگم

ولی برای دل من مزار هم خوبست . . .

 

کدام راه است که پای خسته را نشناسد

کدام کوچه خالی از خاطره است

و کدام دل هرگز نتپیده به شوق دیدار

بیا تا برایت بگویم از سختی انتظار

که چگونه …..

در دیدهای بارانی رنگ هذیان به خود میگیرد ….

 

دلم از هزار راه ِ رفته ، بی تو باز گشته است…

ایوب هم اگر بود ، چشم می بست از انتظار آمدنت …

 

تا زنده ام می نشینم به انتظارت

شاید هم نیایی …

من کارم را می کنم …

 

انتظارت چه زیباست

وقتی که لبه جاده ی دل تنگی ایستادمو

تو با شاخه گلی از بهانه های عاشقانه می آیی …

 

وقتی که می رفتی، بهار بود …

تابستان که نیامدی، پاییز شد …

پاییز که برنگشتی، پاییز ماند …

زمستان آمد اگه نیایی، پاییز می ماند …

تو را به دل پاییزی ات قسم می دهم …

فصل ها را به هم نریز …

 

و حالا انتهای کوچه شعر

منم با انتظاری مبهم و زرد

ولی ایکاش

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره سی و هفتم


حالا که جاذبه به سمت توست

تو بگو

چگونه سقوط نکنم؟

 

می خندی،

قندهای عالم در دلم آب می شود

لبخند شیرینت

پایان روزگار تلخ من است...

 

بلیط خریده ام.

ردیف جلو.

تنها.

برای خود آواز می خوانم.

کف می زنم.

ممنونم...

 

دستهايم هميشه سردو خاليست ، صورت زيبايي هم ندارم ،

 لباسم هم مثل خودم كهنست، براي عاشق نشدن همينها كافيست... .

 

دست های تو

تصمیمم بود

باید می گرفتم و

دور میشدم...

 

 درون مــن

خاطراتی موج میــــزند

که مدام

طناب میشــــــود

بر گردنم

چهار پایه ای نیست ...

من از ارتفاع رویاهایم

سقوط کرده ام !!!

 

چه راههایی که نرفته ام

چه کارهایی که نکرده ام

چه فیلم ها

چه کتاب ها

چه ... .

هیچ چیز "تو" نمی شود ...

 

برای اینکه صبحمان را

به شب برسانیم

باید انچه را که نه سر دارد

و نه ته توجیه کنیم

و به خود بگوییم که چیستیم

و چرا هستیم

و چرا همه چیز هست...

 

احساس غربت میکنم وقتی کنارم نیستی

 با اشک خلوت میکنم وقتی کنارم نیستی

تصویر زیبای تو را کنج دلم چسبانده ام

 او را زیارت می کنم وقتی کنارم نیستی

 

برای اینکه دوستت دارم

میتوانی بروی

برای اینکه دوستت دارم

سکوت میکنم

برای اینکه دوستت دارم

چشم می بندم به دروغ

برای اینکه دوستت دارم

زیبائی ها را نگه می دارم

برای اینکه دوستت دارم

تو ازادی...

 

ﺍﮔﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺷﮕﻠﯿﺶ ...

ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺴﺖ ؛ ﺑﻠﮑﻪ ﻫﻮﺳﻪ !

ﺍﮔﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﭘﺮ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﻮﺩﻧﺶ ،

ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺴﺖ ﺣﺲ ﺗﺤﺴﯿﻨﻪ ...

ﺍﮔﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻤﮑﺖ ﻣﯽﮐﻨﻪ !

ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺣﺲ ﺗﺸﮑﺮﻩ ...

ﻭﻟﯽ ...

ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﻭ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ؟!

ﻋﺎﺷﻘﺸﯽ ...

ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﯿﻪ ... !!!

 

هربار من

تو را

برای شعر

برنمی گزینم،

شعر مرا

برای تو

برگزیده است.

در هشیاری به سراغت نمی آیم؛

هر بار از سوزش انگشتانم

درمی یابم که باز

نام تو را می نوشته ام...

 

گفتند شعرهای من

جوشش دریاست

خروش رود

بی‌شک کمی بالاتر

به چشمه‌ای می‌رسند

که تو هستی...

 

باید بخندم پیش تو بغض ِ صدایم را

بیرون بریزم مثل هر شب قرص هایم را

باید ببخشی که بدم، خیلی «غلط» دارم!

با هر که بودی، باش! خیلی دوستت دارم

من را ببخش امشب اگر چشمم سیاهی رفت

تا صبح پیشم باش! تا صبحی که خواهی رفت...

بگذار تا مویی بماند از تو بر تختم

با هر که بودی، باش! من با درد، خوشبختم!

 

خب آدمی ست دیگر, دلش تنگ می شود, حتی برای کسی که دو ساعت پیش برای اولین بار دیده . . .

الان باید علامت تعجب بگذارم جلوی این جمله؟

آدم ها از یک جایی در زندگی ات پیدا می شوند که فکرش را نمی کنی,

 از همانجا که گم می شوند, تعدادشان هم کم نیست, هی می آیند و می روند, اما . . .

این تویی که توی آمدن یکی شان گیر می کنی, و وای به حالت اگر که او فقط آمده باشد سلامی بکند و برود!

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره سی و ششم

مـــن برای تنهــــــــــــــــا نبـودن

آدمهای زیادی دور و برم دارم

آن چیزی که ندارم کسی برای " بـا هــــــــــــــــم بـودن " است

 

مترسک اینقدر دستهایت را باز نکن

کسی تو را در آغوش نمیگیرد ، ایستادگی تنهایی می آورد

 

رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به

همین  سادگی او رفته است و همه چیز  تمام شده مثل یک مهمانی

که به آخر می رسد  و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟

این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان

 

واقعیتها را باید آنگونه که هستند ببینیم

و نه آنگونه که ما دوست داریم باشند ...اگر که بدنبال حقیقت هستیم ..

 

رفتنـَت آنقـَدر معلـُوم بـُود که اگر نمےرفتے تعجـُب مےکردم

 

وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم

پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم

وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم

و همچنان تنها می مانیم

 

چشمانم را می بندم …

خواب مرا می برد…

و رویایی تو را در نبودنت برایم به رخ می کشد

 

میدانی؟نمیشود زمان را برگرداند…

باید با زمان رفت…

باید با زمان گم شد …

باید در انتهای زمان به آغاز تو رسید ….

 

خدایا

از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار.

نگاهی ،

یادی ،

تصویری ،

خاطره ای

برای هنگامی که فراموش خواهیم کرد

روزی چقدر عاشق بودیم

 

اینجا آسمان از دل من تیره تر است ، روزگارم ابریست

من اگر تنهایم ، یاد تو با من هست

مهربانم روزگارم

ادامه نوشته

گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره سی و پنجم

و تو هیچگاه نخواهی فهمید که شبها،

آن زمان که به خواب میروی

من همچنان گوشی تلفن را نگه میدارم و به هیچ صدایی که نمی آید

فکر میکنم!

و تو هیچگاه نخواهی فهمید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعضی وقتا هست که دوست داری کنارت باشه…

محکم بغلت کنه…

بذاره اشک بریزی راحت شی....

بعد آروم تو گوشت بگه:

دیوونه من که باهاتم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ،

بدخلقی هایم را فراموش کن

بی اعتنایی هایم را جدی نگیر

در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از گلچین امید هایت

چتری برایم بفرست

تا

خیس دلتنگیت

نباشم…

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلمه دوست بسیار کلمه بزرگ و زیباییه :

د : دل دریایی

و : وفاداری

س : سعادت یکی شدن

ت : تایی که هیچوقت نباید بین من و تو باشه . . .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر می دانی در این جهان کسی هست که با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می کند

و

ادامه نوشته