گلبرگ سرخ جملات عاشقانه شماره هفتاد و نهم
یه لحظه گوش کن خدا…...
جدی میگم!!
نه بچه بازیه ،نه ادا اطوار…
اینور دنیا
حال ” خیلیا ” اصلا خوب نیست…..
یه دستی به زندگیشون بکش لطفا!!
صدايت در پيغامگيرِ تلفن ات مهربان است
تمام دلتنگى ام را مو به مو گوش مى كند
هر از چند گاهى خانه نباش تا سير درد دل كنيم!
بودن این روزهات از صد تا نبودن بدتره...
اگر کسی را دوست داریم،
این دوست داشتن را مانند آجر بر فرق سرش بکوبیم حتمن!
چون گاهی آدمها یادشان میرود که دوستشان داریم...
ﺑﺮﺍﻱ ﻫــﺮ کسی ، ﻳﻪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﺶ ﻫﺴﺖ
ﮐﻪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎﻳـﻲ ﺑﺸﻨﻮﻩ ﻧﺎﺧـﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺑﺮ ﻣﻴﮕﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺳﻤﺖ ...
هیچ کاری بی معنی تر از این نیست
که بخواهی برای کسی که برایش مهم نیستی از خودت بگویی...
آدما عادت دارن از هم دیگه بت بسازن
راه صد ساله رو یک ساعته چهار نعل بتازن
وقتی که قدیمی شد ، بگن دیگه خسته شدن
بگن این کهنه شده ، به اون یکی دل ببازن...
با اینکه بعضی کارها را نباید انجام داد اما به لذت اش می ارزد
مثل سر کشیدن پارچ آب آن هم در چله ی تابستان
و یا فکر کردن به تو وقتی می دانم معشوقه ی من نیستی!
خدا "شفا ندهد" وقتی این روزها دوست داشتن ات نوعی مرض شده است.
اینکه تو با دیگری باشی و من با خیال تو ...
صد شرف دارد به اینکه ...
من با تو باشم و تو با فکر دیگری ...!!
دست هایم را برای دست های تو آفریده اند
لبانم را برای یادآوری بوسه، به وقت آرامش...
فرق است بین کسی که فقط تو را می خواهد ،
و کسی که تو را هم می خواهد !
دعاکردیم که بمانی بیایی کنار پنجره ،
باران ببارد و باز شعر مسافر خاموش خود را بشنوی
اما دریغ که رفتن راز غریب همین زندگی است
رفتی پیش از آن که باران ببارد...
به قدر حسرت دستهای لمس نکرده مان؛
به قدر شوق بوسه های به لب نرسیده مان؛
به زیبایی صدای آرامت که در وحشت گرگ و میشها
در گوشم طنین انداز میشود که " دوستت دارم "
من هم دوستت دارم به همان زیبایی...!
چشمانم را به ابرها قرض می دهم
کافیست عکست را نشانم دهند
خشکسالی چند سال اخیر را جبران خواهم کرد
همین که هنوز هم می بینمت کافیست
خواه در خوابی عمیق باشد یا چرتی کوتاه !
توچطور می شود که هم میان کلمات منی
و هم در آغوش دیگری!؟؟؟؟؟
اینقدر سر به سر قوانین فیزیک نگذار!!!
با چشم های خیس
هر آنچه هست را دوتا می بینم
تو را که نیستی
هر پلک و هر نظر
هزار بار...
یاور مهدی پور
مخـاطبــ خـآصــ مـن
بـہ سـاבگـے یکــ لبخـنــد
رهـایمـ کــرد...
"او" رفـتـــ...
و مــنـــ عـاشـقـانــہ هـاے
بـے مخـاطبـم را بـه حـراج
گـذاشـته ام...
ﺍﮔﺮ ﻣﺜﻞ ﺁﺩﻡ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻛﻨﯽ، ﻏﺼّﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﯼ، ﺍﻣﺎ ﺧﻴﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺳﺖ.
ﺍﻣّﺎ ﺟﺪﺍﻳﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ، ﺧﻴﻠﯽ ﺑﺪ، ﻳﻚ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﻧﺎﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ،
ﺫﻫﻦ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻫِﯽ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ
ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﻳﻚ ﺫﺭﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﻣﺘﻮﻗﻒﺑﺸﻮﺩ ...
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑِﺮﻭﯼ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻤﺎ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻓﻴﻠﻢ ﺭﺍ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ !
تو كه نباشي ويز ويز مگس ها بيشتر است
- مگس ها هميشه دور شيريني نميپلكند
راست ميگويي
گندش را درآورده ام...
تلخم ، تلخ
دلتنگی راه را دور میکند! راه را دور میکند وُ رسیدن را، بعید میکند
دشنام را دوست داشتن میکند وُ قشنگ را، دشنام...
تاب را تاب میدهد، بیتاب میکند سراغِ دلِ تنگَش میرود وُ کار را خراب میکند!
ضایع میکند، کم میکند، دست ِ آدم را رو میکند...
دلتنگی، آدم را عاشق میکند!
کاش می دانستی ، عاشقی فرصت خوبیست برای خلق معجزه ،
با نیرویی از جنس تو ، از جنس من ...
آی تو ، بله با خود توام ...
باخبر باش!
چه بخواهی ، چه نه ...
در نبودت بسترم سرد نیست
من تا صبح آتش درونم را به آغوش می کشم.