باید یکی توی زندگیت داشته باشی که فاصله ی “دلم تنگ شده”

و “دارم میام دنبالت” بیشتر از چند ساعت نباشه …

 

دلتنگم

برای کسی که مدت هاست بی آن که باشد

هر لحظه زندگی اش کرده ام …

 

دلـــــم تـــــنگ اسـت ..

تـــــو بــــــیـا بــــشـکـاف !

و دوبــــــــاره ، کـــوک بـــزن !

 

دل هایم برایت تنگ شده اند …

آخر تو که نمی دانی ، برای فراموش کردنت دو دل شده ام !

 

لباس هایم که تنگ می شد می بخشیدم

دل تنگم را حالا ، چه کسی می خواهد ؟!

می خــــواهــــی….؟!

 

دلم تنگ است

مثل لباس سال‌های دبستانم

مثلِ سال‌های مأموریت‌های طولانیِ پدر

که نمی‌فهمیدم

وقتی می‌گویند کسی دور است،

یعنی چقدر دور است

 

حــوصــله ام بـــرفــی سـت !

بــا یـک عــالــمه قنـــدیـــل ِ دلتـــنگی ،

از گــوشـه ی دلــــم آویـــــزان !

آهــــای !

کـــافــی ســت کمــی “هــا” کنــید ،

تـــا کــه “آب” شــــوم !

 

بعـد ِ هــر طــوفــانــ آسمـــان هـــای صـــاف و روشـن مـی آیـند

آیـــا تــو هـمـ بعــد از دل ِ تنــگ مــن مــی آئــی ؟

 

کاش دفتر خاطراتم

چراغ جادو بود

تا هر وقت از سرِ دلتنگی

به رویش دست میکشیدم

تو از درونش

با آرزوی من بیرون می آمدی!

 

فصل عوض می‌شود

جای آلو را

خرمالو می‌گیرد

جای دلتنگی را

دلتنگی

 

از بس که گفتم دلم تنـــگ است،

دهانـــم گشــــاد شد ! !

 

دلتنگی یعنی :

روبروی دریا ایستاده باشی و

خاطره ی یک خیابان خفه ات کنه . . .

 

ساز دلت که کوک نباشد …

فرقی نمی کند کجا باشی !

سرزمین مادری ؛ یا خانه پدری

هر دو یک رنگ دارد،

رنگ دلتنگی

 

پشت این چشم ها

ابرها درگیرند

و من

کنار خنده هایت می مانم

در این دقایق دلتنگی

 

ایـن گلــویـم را هـر از گــاهــی بــایـد ..

بتــراشمـ تــا بـرای دلتنگـی هــایــ تــازه جــا بــاز شـود ..

دلتنگــی هــایـی کــه مـی تــواننـد

آدمـ را خفــه کننــد