کـــاش خـــوابــــت کـــمـــی مــــــــَــرا مــی دیـد ...

 

سی‌ثانیه زمان کمی نیست

صد بار می‌شود پلک زد

شصت بار می‌شود گفت:

"دوستت دارم"

 

عشق تنها میکروبی است

که از راه چشم و قلب وارد میشود و مغز را منهدم میکند ....

 

دنـیـای مـجـازی

شـلـوغ تـریـن

سـرزمـیـن تـنـهـایـی اسـت

بـا هـمـه کـس هـسـتـی و

بـا هـیـچ کـس نـیـسـتـی . . .

 

در تئوری ِ عشق ِ تو

دوست داشتن یک گزینه بود

مثل ِ دوست نداشتن

 

چه دنیای ساکتی …

دیگر صدای تپش قلبها

غوغا نمیکند …

بی گمان همه شکسته اند …

 

نـشـستـه ام…

بـــیـادِ کــودکــی هـــایــم،

دور ِ “غــلـط”هــا،

یـک خــط ِ قرمز مـی کـــشـم !

حتی…

دورِ تــــــــو !

 

زمان هایی هست ؛

که تمام عاشقانه ها هم می تواند

خلاصه شود در یک عبارت :

به درک...

 

من رسم دوستی ام مثل نان نیست که گرمش سر سفره دل باشد

و سرد و بیاتش سهم نمکی

چه گرمای حضورت

چه سرمای نبودنت

هر دو را دوست دارم...

 

روزی گفتی ,کنم شبی دلشادت

وز بند غمان خود کنم آزادت

دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت

وز گفته خود هیچ نیامد یادت

 

آدَم نِميدانَد کِي آخَريْن بْار اسْت ...

مَن چْيزي نِميگويَم ...

تُو هَم چيْزي نَگُو ...

بُگذار حِسي کِه بِيْنِ دَسْت هْايِ تُو ...

تْا مَن جْاريسْت ...

تْاريْخ و تَقويْم سَرَش نَشَوَد ...

 

کــاش مَن ديگــَري بودمــــ ....

مــي نشستمــ روبِـروي خـودَمـــ

ســر تــا پـــا گــوش مـي شدَمـــ

تــا ببيَمـــ حـَرفـــ حسابَمــــ

چيستــــ؟

 

یادته میگفتی عشقمون مثل تو فیلماست ؟؟؟

تو نقشت رو خوب بازی کردی

فقط من هیچوقت نفهمیدم اشتباهم چی بود که نقشمو دادن به یکی دیگه !؟!؟!

 

مرا محکــم تر در آغوش خود بگیـر …

من هنوز هم نـمی خواهم تــو را …

به دسـت خاطرات ” لــعنـتـی

” بسپـارم…

 

مدتهاست

چتر منطق را بر سر گرفته ام!

تا باران عشق را تجربه نکنم!

دیگر توان مقابله با

تب و لرز برایم باقی نمانده است!!!

 

کــاش اینبــار حداقل دل واژه برایــــم می سوخت

و خبــری مـی داد از تو...

 

خدایا . . .

مى خواهم اعتراف کنم !

خسته ام . . .

من امانت دار خوبى نیستم . . .

“ مرا ” از من بگیر . . .

مال خودت . . .

من نمى توانم نگهش دارم . . .

 

به من “عشق ” تعارف نکنید ،

همین چند وقت پیش ” گُول ” خوردم . . .

سیرم !

 

خدایا یک مرگ بدهکارم و هزار آرزو طلبکار . . .

خسته ام ،

یا طلبم را بده ؛

یا طلبت را بگیر . . . !

 

قول بده اگر یک روز

خیلی اتفاقی

نگاهمان به هم افتاد،

با هم گره اش را کور کنیم

باشه!؟

 

قـــهـــرها بـــهـــانــــه اســــت !!! کسی که دوستت دارد ...

برای ماندن در بين هزاران نقطه ی سياه شب حتی اگر یک نقطه ی سپید بیابد

دلیلش می کند برای ماندن !!! و کسی که می خواهد برود ...

در سپيدی روز حتی اگر نقطه ای سياه را هم نيابد

با انگشتش به گوشه ای اشاره می کند که انگار نقطه ای سياه يافته !!!

کسی که رفتنی است بــــگــــذار بـــرود !