فاصله ی بین بهشت و جهنـم ِ زندگی من تنها

به اندازه ی فاصله ی بین بازوان توست در آغوش تو بودن یا نبودن . . .

 

می گویند موقع مرگ

همهء زندگی مثل فیلم از جلوی چشم آدم رد می شود .

 

بعد از گذشت ِاین همه سال عاشقم هنوز

هر چند اگر نمانده مجال عاشقم هنوز

در آرزوی بوسه ای از آن لبم، ببین!

با این همه امید محال عاشقم هنوز . . .

 

می‌دانی ؟

تنها دلیل این‌همه دیوانگی‌هایم

این‌ست که نمی‌خواهم

مدیون و گناهکار

روزی کشیده شوم

به دادگاه آرزوهایم‌!

 

کف بینی نکن

دستی که به سویت دراز شده …طالعش تویی . . .

 

اگه نهایت دوست داشتن درقطره ی باران است

من دریا را تقدیمت میکنم . . .

 

خون می چکد از تیغ نگاهی که تو داری

فریاد از آن چشم سیاهی که تو داری

هرچند گلی نیست به خوش چشمی نرگس

در خواب ندیده است نگاهی که تو داری . . .

 

از نقش های ستاره دلم درد میکند

از عشق چند باره دلم درد میکند

دار و ندار قلب من یک حس شیشه ایست

از هر چه سنگ خاره دلم درد میکند . . .

 

چه خوش خیال است ، فاصله را میگویم ، به خیالش تو را از من دور کرده

نمیداند جای تو امن است ، اینجا در میان دل من .

 

لحظه‌ های با تو بودن … از عمرم حساب نمی شوند

از آخرتم حساب می شوند ، از بهشت . . .

 

این روز ها از کنار من که میگذری احتیاط کن

هزاران کارگر در من

مشغول کارند

روحیه ام در دست تعویض است!

 

چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی

کسـی زیــر ایـن گنــبد کبــود

انتظــارت را میـکشـــــد

چــه شیــــــرین اســـــت

طعــم پیامکی کــه میگـــوید :

”کجایـی” …..؟

 

حقیقت دارد که من می توانم

با شعرهای تو

با باران مشاعره کنم

و بند نیایم . . .

 

بـــــه چــــه میـــخنــــــــدی تـــــو ؟

بــــه نـگـاهـــــم کــــه مـسـتـــــــانــــه تـــو را بــاور کــــرد

یــا بـــه افـســـــــــونـگــــری چـشـــــمـانت

کــه مـــرا ســـوخت و خــاکـسـتـــــر کــــرد ؟

خـنــــده دار است ، بـخـنـــــــد !

 

شیرینم تـقصـیر تـــو نیـست …

حـتمـاً اشـتبـاه از متـصـدی ِ آرزوهـا بـوده

کـه تـو نصـیب دیــــــگری شـدی …!

 

فاصله گرچه دست های ما را از هم جدا کرد

ولی خوشحالم که جـرات ندارد به دل هایمان نزدیک شود

 

به فیلم زندگی ام که فکر میکنم

به مردن علاقه مند می شوم

شاید آن موقع یک بار دیگر دیدمت!!

 

لبریز غزل بیا همی آهسته

چون آیه بخوان مرا کمی آهسته

آهسته مرا رها بکن از سر عشق

تا در تو رها شوم دمی آهسته . . .

 

آتش گرفتن ای غم و افروختم بس است

یک دم رها نمی کنی ام سوختم بس است

سنگین شدم ز درد و چو سنگی به در خویش

خون را چو لعل در جگر اندوختم بس است

 

من که نباشم دنیا یک “من”کم دارد

تو که نباشی من یک “دنیا” کم دارم . . .

 

وقتی خسته ام

وقتی کلافم

وقتی دلتنگم

بشقاب ها را نمی شکنم

شیشه ها را نمی شکنم

غرورم را نمی شکنم

دلت را نمی شکنم

در این دل تنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد

این بغض لعنتی است …که میشکنم

 

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد

یا آن که گدایی محبت شده باشد

خودبینی و خودخواهی اگر معنی عشق است

بگذار که آیینه نفرت شده باشد

 

به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد

چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست . . .

 

برای آنچه که دوستش داری از جان باید بگذری

بعد، می ماند زندگی و آنچه که دوستش داشتی

 

زندگی تکرار فرداهای ماست / میرسد روزی که فردا نیستیم

آنچه میماند فقط نقش نکوست / نقش ها می ماند و ما نیستیم . . .

 

شیشه های شکسته تعویض می شوند

پل های شکسته ، تعمیر

آدم های شکسته ، فراموش . . .

 

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟

دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌

گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟

 

یک غنچه بدون شاخه خواهد پژمرد / یک شاخه بدون غنچه هم خواهد مرد

سوگند به عشق ، باغبان برگردان / بی غنچه دلم تاب نخواهد آورد

 

اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام / خارم ولی به سایه ی گل آرامیده ام

با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق / همچون بنفشه سر بر گریبان کشیده ام .

 

روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد

اگر باران بند بیاید از این خانه می روم . . .

 

میتوانم دنیا را یک دستی فتح کنم

به شرطی که دست دیگرم را تو گرفته باشی . . .

 

دلـت به ماندن نیست بـرو،

عشـق که گـدایی نـدارد.

یادت نیست مگر؟

این نذر مـن بود،

که کوه شوم و پای نبودنهایت بمانم

 

ما با دلمان هنوز مشکل داریم

صد سنگ بزرگ در مقابل داریم

معشوق خودش می بُرد و می دوزد

انگار نه انگار که ما دل داریم !

 

آنکه دستور زبان عشق را / بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را / در کف مستی نمی بایست داد . . .

 

خـاتـون

بگو که حضرتِ خالق

خودش تو را وقتی که آفرید

چه مدت نگاه کرد ؟؟!

 

همه میگن عشق یعنی

دوست داشتن ..

اما من میگم عشق یعنی

یکی مثل تو داشتن . . .

 

روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد

اگر باران بند بیاید از این خانه می روم . . .

 

کف بینی نکن

دستی که به سویت دراز شده …طالعش تویی . . .

 

آنکه دستور زبان عشق را / بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را / در کف مستی نمی بایست داد . . .

 

لبریز غزل بیا همی آهسته

چون آیه بخوان مرا کمی آهسته

آهسته مرا رها بکن از سر عشق

تا در تو رها شوم دمی آهسته . . .

 

اگه نهایت دوست داشتن درقطره ی باران است

من دریا را تقدیمت میکنم . . .

 

فاصله ی بین بهشت و جهنـم ِ زندگی من تنها

به اندازه ی فاصله ی بین بازوان توست در آغوش تو بودن یا نبودن . . .

 

زندگی تکرار فرداهای ماست / میرسد روزی که فردا نیستیم

آنچه میماند فقط نقش نکوست / نقش ها می ماند و ما نیستیم . . .

 

بعد از گذشت ِاین همه سال عاشقم هنوز

هر چند اگر نمانده مجال عاشقم هنوز

در آرزوی بوسه ای از آن لبم، ببین!

با این همه امید محال عاشقم هنوز . . .

 

وقتی خسته ام

وقتی کلافم

وقتی دلتنگم

بشقاب ها را نمی شکنم

شیشه ها را نمی شکنم

غرورم را نمی شکنم

دلت را نمی شکنم

در این دل تنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد

این بغض لعنتی است …که میشکنم

 

دلـت به ماندن نیست بـرو،

عشـق که گـدایی نـدارد.

یادت نیست مگر؟

این نذر مـن بود،

که کوه شوم و پای نبودنهایت بمانم

 

برای آنچه که دوستش داری از جان باید بگذری

بعد , می ماند زندگی و آنچه که دوستش داشتی

 

از نقش های ستاره دلم درد میکند

از عشق چند باره دلم درد میکند

دار و ندار قلب من یک حس شیشه ایست

از هر چه سنگ خاره دلم درد میکند . . .

 

چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی

کسـی زیــر ایـن گنــبد کبــود

انتظــارت را میـکشـــــد

چــه شیــــــرین اســـــت

طعــم پیامکی کــه میگـــوید :

” کجایـی” …..؟

 

به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد

چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست . . .

 

می‌دانی ؟

تنها دلیل این‌همه دیوانگی‌هایم

این‌ست که نمی‌خواهم

مدیون و گناهکار

روزی کشیده شوم

به دادگاه آرزوهایم‌!

 

من که نباشم دنیا یک “من”کم دارد

تو که نباشی من یک “دنیا” کم دارم . . .

 

حقیقت دارد که من می توانم

با شعرهای تو

با باران مشاعره کنم

و بند نیایم . . .

 

شیرینم تـقصـیر تـــو نیـست …

حـتمـاً اشـتبـاه از متـصـدی ِ آرزوهـا بـوده

کـه تـو نصـیب دیــــــگری شـدی …!

 

فاصله گرچه دست های ما را از هم جدا کرد

ولی خوشحالم که جـرات ندارد به دل هایمان نزدیک شود

 

می گویند موقع مرگ

همهء زندگی مثل فیلم از جلوی چشم آدم رد می شود .

 

به فیلم زندگی ام که فکر میکنم

به مردن علاقه مند می شوم

شاید آن موقع یک بار دیگر دیدمت!!

 

ما با دلمان هنوز مشکل داریم

صد سنگ بزرگ در مقابل داریم

معشوق خودش می بُرد و می دوزد

انگار نه انگار که ما دل داریم !

 

چه خوش خیال است ، فاصله را میگویم ، به خیالش تو را از من دور کرده

نمیداند جای تو امن است ، اینجا در میان دل من .

 

اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام / خارم ولی به سایه ی گل آرامیده ام

با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق / همچون بنفشه سر بر گریبان کشیده ام .

 

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟

دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌

گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟

 

یک غنچه بدون شاخه خواهد پژمرد / یک شاخه بدون غنچه هم خواهد مرد

سوگند به عشق ، باغبان برگردان / بی غنچه دلم تاب نخواهد آورد

 

آتش گرفتن ای غم و افروختم بس است

یک دم رها نمی کنی ام سوختم بس است

سنگین شدم ز درد و چو سنگی به در خویش

خون را چو لعل در جگر اندوختم بس است

 

این روز ها از کنار من که میگذری احتیاط کن

هزاران کارگر در من

مشغول کارند

روحیه ام در دست تعویض است!

 

بـــــه چــــه میـــخنــــــــدی تـــــو ؟

بــــه نـگـاهـــــم کــــه مـسـتـــــــانــــه تـــو را بــاور کــــرد

یــا بـــه افـســـــــــونـگــــری چـشـــــمـانت

کــه مـــرا ســـوخت و خــاکـسـتـــــر کــــرد ؟

خـنــــده دار است ، بـخـنـــــــد !!

 

میتوانم دنیا را یک دستی فتح کنم

به شرطی که دست دیگرم را تو گرفته باشی . . .

جدیدترین پیامک ها و اس ام اس های عاشقانه

 

شیشه های شکسته تعویض می شوند

پل های شکسته ، تعمیر

آدم های شکسته ، فراموش . . .

 

همه میگن عشق یعنی

دوست داشتن ..

اما من میگم عشق یعنی

یکی مثل تو داشتن . . .

 

لحظه‌ های با تو بودن … از عمرم حساب نمی شوند

از آخرتم حساب می شوند ، از بهشت . . .

 

خون می چکد از تیغ نگاهی که تو داری

فریاد از آن چشم سیاهی که تو داری

هرچند گلی نیست به خوش چشمی نرگس

در خواب ندیده است نگاهی که تو داری . . .

 

خـاتـون

بگو که حضرتِ خالق

خودش تو را وقتی که آفرید

چه مدت نگاه کرد ؟؟!

 

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد

یا آن که گدایی محبت شده باشد

خودبینی و خودخواهی اگر معنی عشق است

بگذار که آیینه نفرت شده باشد

 

نکن امروز را فردا

دلم افتاده زیر پا

بیا ای نازنین ای یار

دلم را از زمین بردار

در این دنیای وانفسا

تویی تنها ، منم تنها

نکن امروز را فردا

بیا با ما ، بیا با ما

 

اَگــــَر میدآنی دَر دُنیـآ کــَسی هست که بـآ دیدَنــَش…

رَنگ رُخســآرَت تغیـــیر میکنــَد،

و صــِدای قــَلبـَت اَبرویــَت رابه تــآراج میبــَرد،

مــهـم نیــست که او مـآل تــو بــآشــَد…

مــهــِم این است که فـــَقــَط بــــآشـَد،

زِندگی کــُند،

لــِذَت ببرَد…

و نــَفــَس بـــکشـد

 

تنها تو رو می بینم ،لحظات با تو بودن را و یک زندگی شیرین را !

و آخر سر نیز رویاهای عاشقانه ام را با تو …

 

چقد دلم تنگ شده واسه شنیدن تپش های پر اشتیاق قلبت …

که نفس هام رو به احترامش نگه میداشتم …

 

تمام حرف ها پشت سرت بود ، به دنبالت الفبا را قدم زدم ؛ تو حرف نداشتی !

 

دنیا تمام شود چه باک ؟

دنیای من تویی که پیش از اینها تمامم شدی !

 

هنوز هم صدقه هایم به نیت سلامتی توست…

هی…؟

معشوقه ی من…

سلامتی…؟

 

هر راهی را که رفته باشم هرچقدر هم دورتر ، کوتاه ترین است برای رسیدن دوباره به تو،

کافی ست که یکبار دیگر نامم را صدا بزنی ، برمیگردم !

 

در قرن ما تعریف عشق گره خوردن “تن ها“ست نه پیوند قلبها !

 

گرمایی بودم همیشه ، ولی بین خودمان بماند

سرمایی می شوم وقتی پای آغوش تو در میان باشد . . .

 

لحظه‌ های با تو بودن … از عمرم حساب نمی شوند

از آخرتم حساب می شوند ، از بهشت . . .

 

همه میگن عشق یعنی

دوست داشتن …

اما من میگم عشق یعنی

یکی مثل تو داشتن . . .

 

این عصرهای بارانی

عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد …!

گـوئـی … تـو اتـفاق می افـتی

و مـن دچـار می شـوم …

تـمام ” مــن” دارد “تـــو” می شـود …

 

عزیزم هیچ میدانی

جزئیات چشمهایت

کلیات زندگی من است !؟

 

یه چیزی هست به اسم آغوش ، لامصب دوای هر دردیه

اون دارو هم فقط تو داری !

 

تو از موسی پیامبرتری !

به جای اشاره نگاه کردی ، به جای دریا دل من شکافته شد …

 

شیرینم تـقصـیر تـــو نیـست …

حـتمـاً اشـتبـاه از متـصـدی ِ آرزوهـا بـوده

کـه تـو نصـیب دیــــــگری شـدی …!

 

نفس کشیدن را دوست دارم گاهی ؛ گاهش را فقط “تــــــــو” می دانی !

 

بـــــه چــــه میـــخنــــــــدی تـــــو ؟

بــــه نـگـاهـــــم کــــه مـسـتـــــــانــــه تـــو را بــاور کــــرد

یــا بـــه افـســـــــــونـگــــری چـشـــــمـانت

کــه مـــرا ســـوخت و خــاکـسـتـــــر کــــرد ؟

خـنــــده دار است ، بـخـنـــــــد !!

 

سکه ی زندگیم شیر ندارد ،

اما همین خطی که مرا به تو وصل نگه می دارد را دوست دارم !

 

تمام دنیا در آغوشت خلاصه شده است ؛

کودکانه پناه میبرم به خلاصه ی دنیا …

 

قرارمان یک مانور کوچک بود…

قرار بود تیرهای نگاهت مشقی باشد…

اما ببین، یک جای سالم بر قلبم نمانده است…!

 

چهار فصل که حرفه …

فصل پنجمی هست به نام تـــــــــو ، به هوای تـــــــــو …

 

من که نباشم دنیا یک “من”کم دارد

تو که نباشی من یک “دنیا” کم دارم . . .

 

حقیقت دارد که من می توانم

با شعرهای تو

با باران مشاعره کنم

و بند نیایم . . .

 

میدانم چرا تنم میلرزد وقتی صبحت از تو میشود نه از ترس حضورت نیست ،

از آروزی به تو رسیدن است ، از شاید ها و باید ها

و از اینکه نمیدانم داشتنت رو عاشقانه اشک بریزم یا دوریت را …

شاید روزی تنم لرزید و دستانت را روی شانه هایم گذاشتی

و گفتی زیر لب اشک شوق بریز من به کنارت آمده ام برای همیشه !

 

گاهی آنقدر دلم هوایت را میکند …

شک میکنم به اینکه ، این دل مال من است یاتو …

 

دلم میخواهد کسی باشد ، خوب باشد ، مهربان باشد ، بس باشد

و همه ی این بودن هایش فقط برای من باشد ، فقط برای من !

 

وقتی که تو نیستی دنیا چیزی کم دارد مثل کم داشتن یک وزیدن ، یک واژه ، یک ماه !

من فکر می کنم در غیاب تو همه خانه های جهان خالیست !

 

اینکه یه نفر بهت بگه “مواظب خودت باش” حس خوبی داره

اما بهتر از اون وقتی هستش که یه نفر بهت میگه “نگران نباش من باهاتم”

 

میتوانم دنیا را یک دستی فتح کنم

به شرطی که دست دیگرم را تو گرفته باشی . . .

 

نمی دانم آلزایمر بودی یا عشق !

از روزی که مبتلایت شدم

خود را از یاد بردم . . .

 

دلم می سوزد برای زکریا که تو را ندیده مرد !

تمام درخت های انگور جهان از چشم های تو آب می خورند !

 

دلم خیابانی میخواهد هزار طرفه به سوی خانه تـــــــو !

 

گاهــی فکـر میکنم کــار تـــو “ســـــخــــت تر” از مـــن است !!

مـن یـــــک دنـــیا دوستت دارم …

و تو زیر بـار این همــــه عشـــــق قــــد خـم نمیکنی …