جمعه مثل معلم سخت گیریست که

 با خودکاری قرمز روی دلتنگی "تشدید" می‌گذارد...

 

و تو

شیرین

چون چایی نبات

بی رحم

چون واژگونی اش روی میز کار...

 

باورم نیست که آن ساده تر از آب مرا آتش زد ...

 

تنهایی ریشه تمامی گناهان و درد هاست ؛

چوپان را "تنهایی"دروغگو كرد ...

 

از تو جدا شدم

چون سيبى از درخت

درد كنده شدن با من است

اندوه پاره پاره شدن...

 

بي تـــــو

چشـــــم دیدن

چیــزهایي را که

با تـــــــو دیده ام

را نــــدارم....

 

من فقط یک واسطه بودم

دل را خدا داد

و تو بردی....

 

نه کسی منتظر است…

نه کسی چشم به راه…

نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه…

بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟

وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه…

 

من عاشقانه دوستش دارم

و او عاقلانه طردم می کند

منطق او، حتی از حماقت من هم احمقانه تر است ...

 

به تو فكر مي كنم

و تنهايي

اتفاق سنگيني ست

كه در آغوشم مي افتد...

 

اگر عشق

آخرین عبادت ما نیست

پس آمده ایم اینجا

برای کدام درد بی شفا

شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟!!!

 

دلتــنــگي هايــم بــه تــورفتــه انــد...

آرام ميـــ ـ ـ آينـــد...

درسيــنــه ميـــ ـ ـ نشــيـنـنـد...

ديـــگرنميــــ‌ ـ رونــــد...

 

لحظه های ســــکوتم

پر هیاهــــــــــو ترین دقایق زندگیم هستند

ممـلو از آنچـه می خواهم بگویم

و نـــــــــمی گویم...

 

اين روز ها

از بلندي موهايت فهميده ام

چند وقت است

تو را نوازش نكرده ام....

 

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ

ﺩﯾﺪﻡ ﻃﺎﻗﺖ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ

 

لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام ....

برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم …

آنقدر تمـــــــــیز میخندم که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی!!

 

تو

شما شد

شما

دور شد

یادش هم با سیگار

داره دود میشه...

اما من

نه ما شد

نه شما

منِ تنها همیشه هست با من....

 

" در روزگاری که خواب را به خیال ،

اشک را به محال ،

رنگ را به سوال ،

و عشق را به بهترین نانوا می فروشند ،

چه جایی برای من ... ؟!

باور کن اگرچه نان من برشته نبود ،

اما سوخته هم نبود...

 

در صــدا کردنِ نـام تــو

یـک " کـجـایـی " پنهان است

یـک " کـاش مـی بـودی "

یـک " کـاش بـاشـی " !

 

دلتنگي چيز عجيبيست ؛

آدم را آرام آرام ، ناآرام مي كند ! ... .

 

خوش به حال او كه

با تـــــــو

خاطره نـــــدارد ...

 

بهشت

فاصله ی پلک بالا و پایین من است

وقتی که به "تو" نگاه میکنم...

 

تــــــو

نــــــــــــه در دیـروزی

و نـــــــــــه در فـردایی

ظـــرفِ امـــــروز پـــر از بــودنِ تـــوســــت ...

 

گاهی هم باید برقصم

حتا

برای شادیِ گلهای پژمُردۀ پیراهنم . . .

 

همــه ی حواسم را جمع میکنم

تا خیالت را کم کنم

اما تمام یادت در”من”ضرب میشود

و“من”تقسیم میشوم در“تــو… ”

می بینی ؟؟؟

عجب دنیای بی حساب و کتابی است ؟؟؟

 

گاه یک حرف

یک زمستان آدم را گرم نگه میدارد و

گاه یک حرف

یک عمر آدم را سرد میکند ...

 

آدم ها ... ،

باهــــــم ها و بی هـــــم ها ...

زوج و فــــرد ...

و منـی که انگــــار با پـــلاک  تـــنهــــائی ...

هیچ راهی به محدوده ی زوج و فرد نـدارم...!

 

بـی تو

تنهـاییـم را پک می زنم

تـا ریـه هایـم زنـدگـی را کـم بیـاورد

و شـرعـی ترین خودکـشـی را تجـربـه کنـم !!

 

همیشه دور نما ها

خواستنی ترند

مثل سراب

مثل فردا

مثل تو . . .

 

مثل نگه داشتن یک بادبادک در باد

 داشتنت کار دشواری است...

 تو برو من  سر به هوا هم به دنبال تو به باد خواهم رفت ...

 

این سكوت سنگین تو

 سر به سرم مى گذارد...

 ادامه اش بدهى،

 عاشق تر مى شوم!!!

 

مرا

آنگونه که دوست داری تصور نکن

من سوژه گالری پرتره عکس هایت نیستم

من همینم،بدون فتوشاپ...

 

هی نیوتن

تو که دم از جاذبه میزنی

مرا کشف کن

منی که مدام غم ها جذبم میشوند!!!

 

صدای گــام های تــــــو

ضربــان زندگـی من است

بـا من راه بیا با تو تشنــه ی زنده بودنـم ...

 

روزی که فکــر می کنی یه کسی رو از ته "دِل" دوس داری . . .

هیچ وقت "وِلـــش" نـکن . . .

ممکنه دوباره تــکرار نشه . . .

باید 10 ، 15 سال بُگذره تــا بفهمی همون "یه بـــــــــــار" بوده . . .

که حــالت دیگــه خوب نمیشه . . .

"عشـق" یعنی حــالـت خوب باشه....