مرا ببخش که همیشه می گویم دوستت دارم

مرا ببخش اگر می بینم که نیستی و باز هم از آن چه نباید ، می گویم

مرا ببخش اگر دل داده گی ات را برای خود می خواهم

من آن یار بی غم نیستم

 

عشق لطف های بی نهایت می کند

خنده از لطفت شکایت می کند

گریه از قهرت شکایت می کند

این دو پیغام مخالف درجهان از یکی دلبر حکایت می کند . . .

 

با من که شکسته ام کمی راه بیا / بالی بگشا گاه و بی گاه بیا

آزرده مشو بیا گناه از من بود / گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا…

 

به آغوش تو محتاجم

برای حس آرامش

برای زندگی با تو ، پر از شوقم ، پر از خواهـش …

 

به خاطر یافتن مقصر ، زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.

بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند

خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند . . .

 

هنوز هم که هنوز است عاشق ماهم

ولی بدون تو مهتاب را نمی خواهم

برای آمدنت گرچه راه کوتاه است

هنوز هم که هنوز است چشم در راهم

 

بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی

دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن . . .

 

دوست دارم برکه باشی بحر نباشی / الهی من بمیرم ولی با من قهر نباشی

 

میشه این دفعه منو تو ببخشی / میشه نگی میخوای ازم جدا شی

میشه ببخشی و بگذری عشق من / میشه فراموشت شه گناهم

میشه نگاه کنی به اشک و آه ام / هنوزم از همه بهتری عشق من

 

گرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است …

ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد …

کمی با من حرف بزن …

 

قهر مکن ای فرشته روی دلارا / ناز مکن ای بنفشه موی فریبا

طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین / چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا

ناز تورا میکشم به دیده منت / سر به رهت مینهم به عجز و تمنا . . .

 

منو ببخش بخاطر همه ی محبت های بیجا

منو ببخش بخاطر همه کم محبتی هام

منو ببخش بخاطر همه ی دیدنت ها

منو ببخش بخاطر همه ی نادیده گرفتنهات

منو ببخش بخاطر همه ی توجه کردن های بیجام

منو ببخش بخاطر ندیدن همه ی توجه هات

منو ببخش بخاطر همه ی دوست داشتنت هام

منو ببخش بخاطر همه ی دوست داشتنم هات

 

من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم

بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم . . .

 

منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار

تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار

 

منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو

منو ببخش که گرفتم به جای دست عاشق تو دست عشق دیگرون رو . . .

 

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم

بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم

بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم

بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم

 

برام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/ نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن . . .

 

قلب شکسته ام هنوز به خاطر تو میزنه

جادوی تو مگه چی بود دل از تو دل نمیکنه

بیا به رسم عاشقا برای این دلم بمون

نترس تو حرفاتو بزن هر چی که گفتی تو همون

به خاطر نبودنت دلم بهونه میگیره

جوابشو پس چی بدم یکم تا اروم بگیره

 

همیشه رفتن بهترین  نیست

گاهی میان رفتن و ماندن هیچ فرقی نیست

چه قهر باشیم چه آشتی

اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند . . .

 

دوستی را دوست ، معنی می دهد

قهر هم با دوست ، معنی می دهد

هیچ کس با دشمن خود ، قهر نیست

قهری او هم نشان دوستی است

 

هنوز عشق تو امید بخش جان من است

خوشا غمی که ازو شادی جهان من است

چه شکر گویمت ای هستی یگانه ی عشق

که سوز سینه ی خورشید در زبان من است

اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا

که همچنان به رهت چشم خون فشان من است

 

منو ببخش اگه خیلی دوستت دارم

منو ببخش اگه شام نخوردم و شبها گشنه خوابیدم

منو ببخش اگه بیادت رفتم پیتزا فروشی محل ولی نتونستم پیتزا بخورم!

 

با وجود اینکه گفتی ، دیگه قهرم تا قیامت

با تموم سادگی هام ، گفتم اما به سلامت

پیش از این نگفته بودی ، غیر ماکسی روداری

توی غم ها توی شادی ، سر روی شونش میذاری

 

شنیدم بوسه پلی است میان قهر و آشتی . . .

طالب شدم هی قهر کنیم هی آشتی  !

 

اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش / توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش . . .

 

برگرد ، که هنوزم محتاج دیروزم ، برگرد که همش گریه است کارم …

 

بوسه ام را می گذارم پشت در / قهرکردی , قهرکردم , سر به سر

تو بیا , در را تماما باز کن / هر چه میخواهی برایم ناز کن

من غرورم را شکستم , داشتی ؟ / آمدم , حالا تو با من آشتی ؟

 

توی این دنیای نکبتی کی به جز من واست دلواپسه

اینجوری نکن با من ، تو رو خدا بیا دیگه دوری بسه

 

اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم

اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود . . .

 

از تو به یک حرف ناروا نکشم دست

وز سر راه تو دلربا نکشم پا

عاشق زیباییم اسیر محبت

هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا

 

یه روزی گله کردم من از عالم مستی

تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی

من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید

تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید

پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم

آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم

 

منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم

منو بخشیدی و من چشمامو بستم

تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم

که نیاوردی به روم هر جا دلت رو می شکستم

منو ببخش ، منو ببخش . . .

 

چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نازنین

جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین

حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم

طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نازنین . . .

 

برایـ ـــم مهم نیسـ ـــت چه میشـــود؛

به همــــه ی باورهـ ـــایم سوگنـ ـــد

هیچ چیـ ـــزی برایــ ــم مهـ ـــم نیسـ ــت!

فراموشـ ــت نمیکنـ ـــم

یک کـ ـــلام و این یعنـ ـــی

نهایـ ـــت خوشـ ــبختی!!

 

هنوز اون روز فراموشم نمی شه

که با دست قشنگت روی شیشه

کشیدی عکس قلبی و نوشتی

واسه امروز و فردا و همیشه

 

بـه خـــــودم قــول میدهـــــم کــــه فــــــــراموشــــت کـــــــنم

وقـــتی صـــبــح میشـــــــود تــو را کـه نـه …

ولــــــی ! قــــــــولم را فـــــــرامـــوش میکـــــــنم !!!

 

اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است !

اینجا گم که مى شوى به جاى اینکه دنبالت بگردند ، فراموشت مى کنند …

 

فراموش کردنت کار سختی نیست !!!

کافی است دراز بکشم ، چشم هایم را ببندم و برای همیشه … بمیرم !

 

رف آمد و پاییز فراموشت شد

آن گریه ی یک ریز فراموشت شد

انگار نه انگار که با هم بودیم

چه زود همه چیز فراموشت شد !!!

 

مینویسم روی صفحه ی غریب زندگی

من فراموشت نمی کنم عزیز ، به سادگی

 

اگه فراموشم کنی میرم سراغ سرنوشت

میگم چرا اسم منو فقط تو قلب تو نوشت

اگه فراموشم کنی سلطان قصر غم میشم

مثل یه شمع بی فروغ لحظه به لحظه کم میشم

 

عادت می کنم :

به داشتن چیزی و سپس نداشتنش

به بودن کسی و سپس به نبودنش

تنها عادت می کنم … اما فراموش نه !!!

 

اشک خشک میشه ، خنده محو میشه ، اما یاد تو فراموش نمیشه !

 

تو آسمون عاشقی ستاره پیدا نکنی

مدیون اشکای منی اگه فراموشم کنی

 

چون به کام دل نشد دستی در آغوشت کنم

میرم تا در غبار غم فراموشت کنم

سر در آغوش پشیمانی گذارم تا تو را

ای امید آتشین با گریه خاموشت کنم

 

دیروز می مردن ، فراموش می شدن آرام آرام …

امروز چه زود از یاد می رویم بی آنکه بمیریم …

 

“بر باد رفته” صد بار بهتر است از “از یاد رفته” !

 

برسنگ مزارم بنویسید آشفته دلی خفته دراین خلوت خاموش …

او زاده ی غــم بـود کـه از خــاطــر دوستـــان گشــت فراموش …

 

نامت را

خاطراتت را

بوسه هایت را

و لمس حس بودنت را

همه و همه را به دست سرد باد سپردم

یادم تو را فراموش…