گلبرگ سرخ متن ترانه آخرین نفس از مازیار فلاحی
تو نگو که خیال محاله، رفتنت واسه این دل تنها
یه سوال، بی جوابه، مثل خوابه، یه عذابه
نمیدونی چه تیره و تاره، حال قلبی که از تو و دوریت بی قراره، بی قراره
نگو دیره، که می میره
آخرین نفسامه و بی تو دارم حس میکنم که می میرم
لااقل بذار این دم آخر از چشات همه چی رو بگیرم
توی لحظه ی خسته ی دلخوشی که تو بی نفسی منو می کشی
کاش بهم دل خستمو پس بدی یا به قلب یخی تو نفس بدی
همه باور و ترسم از اینه که بیاد رو به روم و بشینه
غم و درد چشامو ببینه بگه حال و روالش همینه
گاهی میگذرم از همه دنیا مثل قایقی از دل دریا
که یه لحظه چشاتو بندی بخندی… بخندی
آخرین نفسامه و بی تو دارم حس میکنم که می میرم
لااقل بذار این دم آخر از چشات همه چی رو بگیرم
توی لحظه ی خسته ی دلخوشی که تو بی نفسی منو می کشی
کاش بهم دل خستمو پس بدی یا به قلب یخی تو نفس بدی
به قلب یخی تو نفس بدی…
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ ساعت 18:25 توسط محمد زارع زاده ( گل سرخ غریب آشنا )
|