عشق یعنی آتش افروخته / عشق یعنی خیمه های سوخته

عشق یعنی حاجی بیت الحرام / دل بریدن ها وحج ناتمام

عشق یعنی غربت نور دوعین / عشق یعنی گریه برقبر حسین

عشق را گویم فقط در یک کلام / یا اباالفضل وحسین و والسلام

 

محرم شد از غم نگاهم گرفت / به سوزانترین اشک، آهم گرفت

شکست در گلو بغض سوزان من و / عطر حسین روح و جانم گرفت . . .

 

با آب طلا نام حسین قاب کنید / با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید که سر بلند و جاوید شوید / تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید

 

بی حسین بن علی احساس پیری می کنم

نی که پیری بلکه احساس حقیری می کنم

گفت سائل از چه رو محکم به سینه می زنی؟

گفتم از آینه ی دل گردگیری می کنم

 

گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست

علم فاطمه دست قلم عباس است

 

سلام من به محرم, محرم گل زهرا

به لطمه های ملائک, به ماتم گل زهرا . . .

 

خنده کنان می رود روز جزا در بهشت

هر که به دنیا کند گریه برای حسین . . .

 

دلم مست و لبم مست و سرم مست / بخون ای دل که صبرم رفته از دست

بخون ای دل محرم اومد از راه / بخون اجر تو با عباس بی دست . . .

 

کربلا نشان داد که با شکیب در عطشی کوتاه، میتوان همیشه ی تاریخ را سیراب کرد . . .

 

حسین یعنی زیبایی، مگر می شود با زیبایی همراه و همسایه بود و زیبا نشد.

 

دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است؟

چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟

بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است

دانی که چرا آب فراتست گل آلود؟

شرمنده زلعل لب عطشان حسین است

دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش

یعنی که خدا هم عزادار حسین است . . .

 

عجیب حکایتی است! “عزیز” ترین ها – حسین(ع) و یوسف(ع)

از “گودال” و “چاه” به آسمان عزت رسیده اند . . .

 

نام زینب در شئون زندگی گل میکند / در دل عشاق ایجاد تحول میکند

مهدی زهرا که خود رمز توسل با خداست / در مقام ذکر با زینب توسل میکند . . .

 

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله .

 

قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد

”حسینی باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد

 

عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ،

ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین

 

عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین است .

دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است

 

آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ،

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

 

ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد .

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم

 

ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یک قطره تو دریا حسین

فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم

 

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.

گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

 

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد

دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

 

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد

 

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد …

ای به دل بسته ، قدری آهسته

کن مدارا با ، زینب خسته …

یا حسین مظلوم …

 

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

تموم حاجتا رو همه از می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …

 

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین

تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین

 

السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن

 

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

 

کربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد

 

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود

 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

 

دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه کنم

 

گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.

 

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟

آهی کشید و گفت ماه محرم است…

 

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه

تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

 

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

 

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

 

باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

 

نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است .

پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار .

ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم .

نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است .

رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است .

اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)