شب قدر، شبی است که در عرصه آن انسان، ره صد ساله را یک شبه طی می کند.

 

شب قدر، حاوی نهر نوری است که در زلال پر برکت آن جان مؤمنان از گناه تطهیر می شود.

 

شب قدر، طلایه دار فلاح و رستگاری عارفان عاشق و عاشقان بیدل در بین شبهای سال است.

 

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر که این تازه براتم دادند . . .

 

گریه کن

در این شب های قدر

آب تنت را شستشو میدهد و اشک روحت را  . . .

 

شب قدر، لاله‌ای شکفته در کویر شب‌های عادی سال است.

آی فقیران غنی، کجایید که شبهای قدر آمده است؟!

 

شب قدر است و من قدری ندارم

چه سازم توشه ی قبری ندارم . . .

 

خیر، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت، توشه شب قدرتان باد.

 

امشب …

از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد …

امشب چشمانم را با آب توبه می شویم

و کلام قرآن در دهانم می ریزم

تا خواب چشمانم را نیازآرد …

 

مبادا لیلة القدرت سر آید

گنه بر ناله ام افزونتر آید

مبادا ماه تو پایان پذیرد

ولی این بنده ات سامان نگیرد

 

شب قدر، آبستن سپیده فلاح و رستگاری انسانهای دل سپرده به مهر مهربانترین مهربانان است.

 

شب قدر شب حضور روح و ملایک در محضر امام زمان (عج) است.

 

شب قدر، آوای ایمان را در گوش جان مؤمنان به غیب نجوا می کند.

 

ز مردم دل بکن یاد خدا کن / خدا را وقت تنهایی صدا کن

در آن حالت که اشکت می چکد گرم / غنیمت دان و ما را هم دعا کن