گلبرگ سرخ شعرهای زیبا شماره سی و هفتم
یک نفر هست
یک نفر هست که از پنجرهها / نرم و آهسته مرا میخواند
گرمی لهجه بارانی او / تا ابد توی دلم میماند
یک نفر هست که در پرده شب / طرح لبخند سپیدش پیداست
مثل لحظات خوش کودکیام / پر ز عطر نفس شببوهاست
یک نفر هست که چون چلچلهها / روز و شب شیفته پرواز است
توی چشمش چمنی از احساس / توی دستش سبد آواز است
یک نفر هست که یادش هر روز / چون گلی توی دلم میروید
آسمان، باد، کبوتر، باران / قصهاش را به زمین میگوید
یک نفر هست که از راه دراز / باز پیوسته مرا میخواند
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۲ ساعت 17:28 توسط محمد زارع زاده ( گل سرخ غریب آشنا )
|