از جنس سنگم یا صبورم تازگی ها

از چشم تان آن قدر دورم تازگی ها

آن قدر دلتنگ حضورم تازگی ها

مثل خیابانی پر از حس زمستان

چشم انتظار یک عبورم تازگی ها

تو روبرویم هستی و دلتنگ هستم

یک قاب سرد سوت و کورم تازگی ها

عادت ندارم ساکت و سنگین بمانم

زخمی تر از زخم غرورم تازگی ها

از تو چه پنهان… تازگی تردید دارم

از جنس سنگم یا صبورم تازگی ها

تو در اتاق ساده ای از کودکی ها

غرق عبوری و مرورم تازگی ها

گفتی صبوری کن،صبوری کن،صبوری

کو " طرفه خاکی " من صبورم

تازگی ها